جزوه رنگی و تایپ شده تاریخ ادبیات جهان
باکنر تراویک دانشگاه پیام نور حسین معماری دانشگاه آزاد کاردانی کارشناسی ارشد برای آزمون استخدامی دانشگاه علمی کاربردی خلاصه کتاب
:
[4]
() «» :
[5] [3] ”” [6] ؟ «» [7]«» [8] () [9] :
()
()
()
'() : ()

()
ایده ادبیات جهان (2006)،
مدز روزندال تامسن ، نقشه برداری ادبیات جهان (2008)
تئو داین، تاریخ مختصر ادبیات جهان راتلج (2011)
Tötösy de Zepetnek ، Steven، and Tutun Mukherjee ، ویراستاران. همنشین ادبیات تطبیقی، ادبیات جهان و مطالعات فرهنگی تطبیقی (1392).
ناشران
ناشران آمریکایی از انتشار آثار ادبیات جهان غفلت می کنند. بررسیهای برنامه ملی وقف برای ادبیات هنر نشان داد که از ۱۳۰۰۰ اثر داستانی و شعری منتشر شده در ایالات متحده در سال ۱۹۹۹، تنها ۲۹۷ کتاب ترجمه شده در ایالات متحده منتشر شده است. [۱۰] تا سال ۲۰۱۹، تنها ۳ درصد از همه کتابهای منتشر شده در ایالات متحده، در مقایسه با ایتالیا که ترجمهها بیش از 50 درصد از عناوین منتشر شده را تشکیل میدهند، آثار ترجمهای هستند. [10] از جمله مجلات ادبی که به ادبیات جهان اختصاص دارد، World Literature Today (جزوه تاریخ ادبیات جهان در سال 1970) است که حامی جایزه Neustadt است. [11]
دانلود رایگان خلاصه کتاب pdf پی دی اف جزوه تاریخ ادبیات جهان
همچنین ببینید
مطالعات فرهنگی تطبیقی
ادبیات تطبیقی
تاریخ ادبیات
فهرست حماسه های عامیانه جهان
فهرست سال های ادبیات
ادبیات بر اساس کشور
فرهنگ چاپ
ترجمه
سینمای جهان
(). ؟ . —-(). “”. ‘; ؛ (). —-: : «». ()، -; -«»، ()، -: : “؟” . —-“«»: -” –«». : ()]
: : ‘: ‘: : : ؟ : : : /
“: ” . : –: : “” . : ()
: : /—-: : : : : : : : -الکه. مطالعات فرهنگی تطبیقی و ادبیات جدید . وست لافایت: انتشارات دانشگاه پردو، 2013.
تنوخی، نیروانا. «مقیاس ادبیات جهان». تاریخ جزوه تاریخ اسلام جدید 39.3 (2008).
تامسن، مدز روزندال. نقشه برداری ادبیات جهان: قدیس سازی بین المللی و ادبیات فراملی . لندن: Continuum، 2008.
توتوسی د زپتنک، استیون. کتابشناسی چندزبانه کتابهای (متن) در ادبیات تطبیقی، ادبیات جهان(ها) و مطالعات فرهنگی تطبیقی” CLCWeb : Comparative Literature and Culture ( کتابخانه ) (1 مارس 1999؛ به روز شده در سال 2020)
Tötösy de Zepetnek, Steven, and Tutun Mukherjee, eds. همنشین ادبیات تطبیقی، ادبیات جهان و مطالعات فرهنگی تطبیقی . دهلی نو: انتشارات دانشگاه کمبریج هند، 2013.
ویپر، یوری بی. “مطالعه بنیادی تاریخ ادبیات جهان”. آکادمی علوم اتحاد جماهیر شوروی: علوم اجتماعی جلد. شانزدهم، شماره 1، 1985 صفحات 84-93.
ویپر، یوری بی. «تاریخ ادبی ملی در تاریخ جزوه تاریخ ادبیات جهان جهان: اصول نظری درمان». تاریخ ادبی جدید جلد. 16، شماره 3، درباره نگارش تاریخ ادبیات (بهار 1985)، ص 545-558. JSTOR 468839 .
پیوندهای خارجی
ست که از زمان جنگ جهانی اول در بسیاری از دبیرستانها و حتی برنامههای انگلیسی پس از متوسطه ارائه شده است. این واژه برای اولین بار در اوایل قرن نوزدهم پدیدار شد، اما پس از جنگ جهانی اول و دوم، و اخیراً پس از حمله به مرکز تجارت جهانی در 11 سپتامبر دوباره تجدید حیات یافت. اگرچه این دوره در ابتدا به منظور گسترش و بین المللی کردن برنامه درسی ادبیات بود، ادبیات جهانی به چیزهای زیادی اشاره کرده است: یک برنامه درسی ادبی اروپامحور که توسط یک قانون سنتی مشخص شده است. ادبیات چند فرهنگی که بر تجربیات قومی آمریکا و اروپا تمرکز دارد. و در نهایت هر ادبیاتی که اساساً این اصطلاح را بی معنی می کند.
اصطلاح ادبیات جهانی به یوهان ولفگانگ فون گوته نسبت داده میشود که وقتی نویسندگانی مانند فرانتس کافکا را مشاهده کرد که موفق به یافتن مخاطبی در خارج از کشور خود شدند، اصطلاح welltliteratur را ابداع کرد. گوته در سال 1827 اظهار داشت که «دوران ادبیات جهان نزدیک است» (همانطور که در دامروش، 2003 ذکر شد). در نتیجه تغییرات در ارتباطات و فناوری (چو، 2013)، این متون ادبیات جهانی از مرزهای ملی عبور کردند و علیرغم موانعی در فرهنگ و حتی زبان، به طور گسترده در خارج از کشور اصلی نویسنده خوانده شدند، که نشانگر عصر جهانی جدیدی در ادبیات است (دامروش). ، 2003).
علیرغم خاستگاه اروپایی این اصطلاح، برخی معتقدند که ادبیات جهانی یک دوره مطالعاتی منحصر به فرد آمریکایی بوده است (لاوال، 1994؛ پیزر، 2006)، که پس از جنگ جهانی اول به وجود آمد (چو، 2014). برنامه درسی دبیرستان لینکلن، اولین برنامه درسی ثبت شده شامل ادبیات جهان در ایالات متحده، امیدوار بود که دانش آموزان را با متون خارج از سنت های ملی ادبیات بریتانیا آشنا کند – که بر برنامه درسی ادبیات و ادبیات آمریکایی که سپس نوپا بود، تسلط داشت (چو، 2014). امید می رفت که مطالعه ادبیات سایر نقاط جهان «شهروندان جهان با حس انسانیت مشترک» را ایجاد کند. هدف ادبیات جهان در آن زمان، مانند اکنون، «گسترش افق های خواننده از طریق مواجهه با تفاوت های فرهنگی» بود (دامروش، 2003، ص 121). مقایسه گرایان در دوران پس از جنگ امیدوار بودند که ادبیات جهانی درمانی برای ناسیونالیسم، جدایی طلبی، جنگوئیسم و خشونت ارائه دهد (دامروش، 2003). بسیاری به یک دوره در ادبیات جهانی به عنوان “منبع رهایی از مشکلات جهانی” نگاه می کردند (اسمیت، 2011، ص 585). اسمیت می نویسد: «جنگ ها و پیامدهای آن انگیزه دعوت فوری برای مطالعه ادبیات جهان شدند. پس از جنگ با مکانهای کمتر شناختهشده و دوردست که به طور فزایندهای به ایالات متحده مربوط میشد، بسیاری امیدوار بودند که دورهای در ادبیات جهان بتواند (؛ ؛ ؛ ؛ ; ; ; ). “” (). () (). -«» ().
(). ً در متونی که در اصل به زبان انگلیسی نوشته شده بودند وفادار ماندند و علاقه به برنامه درسی گستردهتر ادبیات غیرغربی محقق نشد.
از اوایل دهه 1960 و ادامه در دهه های 1980 و 1990، نظریه پردازان پسااستعماری، مانند ادوارد سعید و گایاتری اسپیواک، آکادمی را بر اساس تفسیر اروپایی محور خود از ادبیات جهان در جنگ های فرهنگی فراخواندند. اسپیواک ادبیات جهانی را نامی نادرست برای مجموعه ای از آثار عمدتاً اروپایی خواند، در حالی که سعید ادبیات جهانی را رنگ آمیزی از گذشته ای انگلیسی زبان پسااستعماری گرفتار رویکردهای اروپا محور می دانست (اسمیت، 2011). ادبیات جهانی «ادبیات ناتو» نامیده میشود و بهطور مشابه بهعنوان «حوزه بزرگتر رفاه اروپای غربی» مورد حمله قرار میگیرد (Damrosch & Spivak, 2011, p. 460). هر دو برچسب به تمرکز تاریخی اروپا محور ادبیات جهانی حمله می کنند.
سنتگرایان مانند آلن بلوم و ED Hirsch با دفاع از نیاز به یک قانون به منظور حفظ حس میراث فرهنگی غربی، واکنش نشان دادند. به گفته بلوم و هیرش، یک برنامه درسی مشترک تضمین میکرد که دانشآموزان آمریکایی حس سواد فرهنگی و سنت، یکی از اهداف آموزش را به اشتراک بگذارند. دیدگاه بلوم از یک قانون اساساً برگرفته از سنتهای اروپایی و آمریکایی بود (دامروش، 2009)، که هم ادبیات اقلیت آمریکایی و هم ادبیات کشورهای غیرغربی را کنار گذاشت.
یکی از محققین متواضعانه از این قانون دفاع کرد و گفت: «همه ادبیات بزرگ اینجا نیست. شاید همه چیزهایی که اینجا هستند عالی نباشند. اما این داستان ها نماینده مکان ها و زمان هایی هستند که از آن سرچشمه گرفته اند» (مگیل، به نقل از دامروش، جزوه تاریخ ادبیات جهان ، ص 124). در اوایل دهه 1960، دیگران درخواست کردند یا ادبیات جهانی را گسترش دهند یا آن را به کلی کنار بگذارند (دامروش، 2003). هیچکس در «» ()، «»
فهرست مطالب