جزوه سنجش و اندازه گیری در تربیت بدنی
مدرسان شریف حمایت طلب پیام نور راهیان ارشد تیمور دکتر شیخ تیمور دکتر سید کاوس صالحی, دکتر داود حومنیان دکتر ;
:
: : () . (( ؛ (). ) (((). ()، () ) : ()
) : ().
) : ().
) (). ().
().
()
) ( ) )). ((().
() ؛ و يك ساختار سازماني اثربخش و كارا بايد بتواند بين سازگاري داخلي (رسميت، تمركز، پيچيدگي) و سازگاري خارجي (اندازه، تكنولوژي، استراتژي، محيط) سازمان تعادل برقرار كند. توجه به عوامل اقتضايي در محيط متلاطم امروزي امري حياتي است و در مواردي بقاي سازمان را رقم مي زند. از اينرو ساختار بايد با در نظر داشتن اين عوامل طراحي شود تا بــتواند زمــينه تحــقق جزوه سنجش و اندازه گیری در تربیت بدنی و استــراتژي هاي سـازمان را فراهم كند (Baligh and Others 1996).
دانلود جزوه سنجش و اندازه گیری در تربیت بدنی کتاب پی دی اف pdf رایگان
1)استراتژي ( راهبرد )
استراتژي مي تواند به عنوان فرآيند تعيين اهداف بنيادي بلندمدت، اتخاذ شيوه كار و تخصيص منابع لازم براي تحقق اين اهداف تعريف شود ( Robbins 1987). استراتژي به معناي اعمالي است كه سازمان براي پاسخ يا پيش بيني تغييرات محيط خارجي طراحي مي كند (Horwits and Nevile, 1996 ). نخستين بار پذيرش اهداف و استراتژي به عنوان عوامل تعيين كننده ساختار سازماني در مفروضات اقتصاد كلاسيك مطرح گرديد. به اعتقاد پيتر دراكر، ساختار وسيله اي است براي حصول اهداف بلندمدت و كوتاه مدت ().
) ((() ().
) 
() ()
)سازمان است كه اثربخشي عمليات روزمره و رشد بلندمدت سازمان را تحت تأثير قرار مي دهند و سازمان كنترل كمي روي آنها دارد و يا اصلاً آن عوامل بوسيله سازمان، قابل كنترل نيستند. (Arnold and Feldman, 1986).
در يك تقسيم بندي محيط را به محيط عمومي و اختصاصي تقسيم مي كنند. محيط عمومي همه چيز را در بر مي گيرد؛ چيزهايي نظير عوامل اقتصادي، شرايط سياسي، محيط اجتماعي، ساختار حقوقي، وضعيت زيست بومي و شرايط فرهنگي. محيط عمومي همه شرايطي كه بر سازمان تأثيراتي داشته ولي وابستگي آنها نسبت به سازمان واضح و روشن نيست را در بر مي گيرد، محيط اختصاصي، بخشي از محيط سازمان است كه بطور مستقيم با سازمان در تحقق اهدافش مرتبط مي شود (Robbins, 1987).
5) قدرت- كنترل
تاكنون به استراتژي ، اندازه، تكنولوژي و محيط به جزوه سنجش و اندازه گیری در تربیت بدنی عوامل تعيين كننده مستقل ساختار سازماني اشاره شد اما آنچه كه مسلم است، هيچ كدام از اين متغيرهاي اقتضايي، بطور كامل تعيين كننده ساختار نيستند. هر كدام از آنها در تشريح بخشي از ساختار، نقش دارند. در بهترين شرايط، اين عوامل چهارگانه فقط پنجاه تا شصت درصد تغيير پذيري در ساختار را تشريح مي كنند. ديدگاه قدرت – كنترل مطرح مي كند كه قدرت و كنترل مي توانند آنچه را كه مبهم مانده به نحوي شايسته تبيين و تشريح نمايند. براساس اين ديدگاه در هر زمان ساختار يك سازمان تا حد زيادي نتيجه اقدامات صاحبان قدرت آن سازمان در انتخاب ساختاري است كه مي خواهند به مدد آن كنترل خود را حداكثر سازند (Robbins, 1987).
دو عنصر كليدي ساختار تفكيك و تلفيق
دليل وجود سازمان اين است كه آنها بايد وظايفي را بصورت مؤثر و كارا انجام دهند كه افراد به تنهايي قادر به انجام آنها نيستند. از طريق فرآيند تفكيك، سازمان به وظايف كلي و فرعي تقسيم ميشود و آنها را (). (). (((). (). :
-ً ().
سازماني اتخاذ شود. اشخاصي كه به تصدي شغلي جزوه سنجش و اندازه گیری در تربیت بدنی مي شوند بايد آموزش هاي شغلي و تخصص لازم را ديده باشند. فعاليت رسمي سازمان بيشترين اهميت را دارد و مديريت از مقررات و خط مشي ها، رويه ها و آئين نامه هاي حاكم بر سازمان تبعيت مي كند. طرح هاي سازماني مكانيكي و بوروكراتيك از جمله طرح هايي هستند كه براي شرايط قابل پيش بيني مناسبند و تا زماني كه وقايع و امور مختلف آشنا و تكراري باشند، اين گونه ساخت هاي سازماني هم مي توانند بسيار
.(Hick and Gullet 1987) موفق باشند
– ساختار ارگانيكي
ساختارهاي ارگانيكي نسبتاً منعطف و انطباق پذير بوده و تأكيد بر ارتباطات موازي بجاي عمودي دارند و نفوذ در آنها بجاي اينكه بر مبناي اختيارات ناشي از پست سازماني باشد براساس مهارت و دانش صورت مي گيرد. مسووليت ها بجاي اينكه صرفاً براساس شرح شغل و يا صدور دستورات باشد، بصورت انعطاف پذير، تعريف مي شود و تأكيد برروي مبادله اطلاعات است (Robbins, 1987).
ويژگي هاي اساسي ساخت سازماني ”ارگانيكي“عبارتند از: وجود اختيارات غيرمتمركز، قوانين و مقررات كمتر، غيررسمي بودن تعاريف مشاغل، تأكيد بيشتر روي انعطاف، تطبيق با محيط، شبكه ارتباطات شخصي و غيررسمي و همچنين توجه بيشتر به خود كنترلي بجاي اعمال كنترل از طريق سلسله مراتب (Chandan 7891). به اعتقاد برنز و استاكر مؤثرترين ساختار، ساختاري است كه خود را با الزامات محيط انطباق دهد. يعني طرح مكانيكي در يك محيط با ثبات و مطمئن قابل استفاده است و ساختار ارگانيك در يك محيط متلاطم و داراي تغيير زياد بكار مي رود (Robbins, 1987).

تربیت بدنی
ارگانيكي مكانيكي ويژگي
منعطف موازي كم
تخصص متنوع خشك
عمودي
زياد اختيار
متمركز تعريف وظيفه ارتباطات رسميت نفوذ
كنترل
Source: (Robbins 1987)
محيط ايستا و باثبات داراي ويژگي هاي زير مي باشد:
– تقاضا براي كالاها يا خدمات سازمان با ثبات و قابل پيش بيني مي باشد.
– نوآوري تكنولوژي و ايجاد محصولات جديد بصورت تدريجي رخ مي دهد.
– رقباي محدودي در بازار وجود جزوه سنجش و اندازه گیری در تربیت بدنی كه ثابت مي باشند.
– سياست هاي دولتي درباره مقررا ت مربوط به صنايع، تغييرات كمي دارد.
ويژگي هاي محيط پويا و متلاطم به شرح زير مي باشد:
– تقاضا براي كالاها و خدمات به ندرت تغيير مي كند.
– در ماهيت رقباي سازمان تغييرات غيرقابل انتظار و غيرقابل پيش بيني رخ مي دهد.
– نوآوري هاي تكنولوژي و ايجاد محصولات جديد بطور گسترده و سريع
– مقررات و سياست هاي دولتي به سرعت تغيير مي كند.
خلاصه ساختار سازماني
ساختار سازماني چارچوبي است كه مديران براي تقسيم و هماهنگي فعاليت هاي اعضاي سازماني آن را ايجاد مي كنند. به بياني ديگر ساختار سازماني راه يا شيوه اي است كه بوسيله آن فعاليت هاي سازماني تقسيم ، سازماندهي و هماهنگ مي شوند. سازمان ها ساختارهايي را بوجود مي آورند تا فعاليت هاي عوامل انجام كار را هماهنگ كرده و اعمال اعضا را كنترل كنند. ساختار سازماني در نمودار سازماني نمايان مي شود. در طرح ريزي ساختار سازماني سه ركن زير مورد توجه قرار مي گيرد.
1-ساختار سازماني تعيين كننده روابط رسمي و گزارش گيري در سازمان است و نشان دهنده سطوحي است كه در سلسله مراتب اداري وجود دارد و حيطه كنترل مديران را نيز مشخص مي نمايد.
2-ساختار سازماني تعيين كننده جايگاه افرادي است كه به صورت گروهي در يك واحد كار مي كنند و به گروه بندي يا تقسيم بندي واحدهايي مي پردازد كه در كل سازمان وجود دارد.
3-ساختار سازماني در بر گيرنده طرح سيستم هايي است كه به وسيله آنها همه واحدها هماهنگ و يكپارچه مي شوند و در نتيجه ارتباط موثر در سازمان تضمين خواهد شد.
4-ساختار سازماني تحت تاثير اهداف و استراتژي ، محيط ، تكنولوژي و –:
() : () :
() :
بسيار دقيق و انعطاف ناپذيرند. كانال ارتباطي رسمي است. سيتم تصميم گيري متمركز است .
بخش هاي ساختار سازماني
گرچه نميتوان براي همه سازمان ها نسخه واحدي پيچيد؛ زيرا هر سازمان، ساختار منحصر به فردي دارد؛ ولي در عين حال ميتوان براي اكثر آنها عناصر مشتركي در نظر گرفت. مينتزبرگ اظهار مي دارد كه هر سازمان از پنج بخش اصلي تشكيل شده است كه عبارتند از:
1. هسته عملياتي
2. مديريت استراتژيك يا بخش راهبردي
3. مديريت مياني
4. ستاد تخصصي يا فني
5. ستاد خدماتي (پشتيباني)
هسته عملياتي، كاركناني را در بر ميگيرد كه كار اصلي توليد يا ارائه خدمات را انجام ميدهند.
مديريت عالي (استراتژيك)، تقريباً نقطه مقابل جزوه سنجش و اندازه گیری در تربیت بدنی عملياتي و اجرايي سازمان است كه وظيفه تعيين اهداف كلي و راهبردي و مديريت سازمان به عهده آن است. مديراني كه در راس هرم قرار مي گيرند و كساني كه مسئوليت كل سازمان را بر عهده دارند.
مديريت مياني، نقطه اتصال مديران عالي سازمان به مديران عملياتي يا هسته عملياتي ميباشد و وظيفه تبديل فكر مديران عالي را به رويههاي عملياتي و نيز تبديل نتايج عملكرد مديريت عملياتي را به پيش فرض هايي براي حوزه مديريت عالي به عهده دارد.
ستاد تخصصي يا فني، در اين حوزه تحليلگراني وجود دارند كه توليد فكر ميكنند و كارهاي ديگران از فكر آنان متأثر ميشوند و از اين طريق سازمان را ياري ميكنند.
ستاد پشتيباني يا خدماتي، سازمان در بسياري از فعاليت هاي اجرايي و اصلي خود نيازمند فعاليت ها و خدمات پشتيباني است مانند مشاوره قانوني، روابط عمومي، روابط صنعتي، پژوهش و توسعه، انتشارات، كتابخانه، واحد حسابداري، خوابگاه و…، كه اينگونه وظايف به عهده ستاد پشتيباني است، پس اين ستاد يك ستاد تخصصي نميباشد؛ ولي برخي به اشتباه وظايفي چون مشاوره را به عهده آن ميگذارند. مديران ستادي :كساني كه وظيفه ستادي پشتيباني دارند و :
فهرست مطالب