جزوه فلسفه اسلامی
دانلود جزوه
شهید مطهری دانشگاه پیام نور علمی کاربردی دانشگاه آزاد اسلامی کاردانی به کارشناسی ارشد فرزانه نیک نژادی دکتر داوری اردکانی رشته روانشناسی معصومه خلیلیمقدم
ِ : ِ ّّ ،، ّّ) ( ِ ُُّّ: ِ
: : ّّ
ّّّّّّ ّّ ّّّّ– ّّ
:
«َُ » ) ( ؛ ّّ: ؟ ؟
؛ ِ ؟ «َُ » ّّ؟
؛ ؟ : «َُُ » : ّّ؟
؛ ؛ ِ ؛ : ّّ؛ « » ، ؛ ً ً )(؛ که خداوند امر می کند به فرشتگان تا آدم را سجده کنند شیطان امتناع میکند و از درگاه خداوند رانده و آنجاست که شیطان قسم میخورد که تمام انسانها را از راه بدر میکند و فقط کسانی که از مخلصین هستند از دست شیاطین رهایی دارند و زور شیاطین به مخلصین و انبیا نمیرسد.
دانلود جزوه فلسفه اسلامی pdf
علل عالیه
اگر ما بخواهیم مراتب موجودات را با هم لحاظ کنیم میگوییم که عالم هستی چند مرتبه دارد.
اما علل عالیه وجود :مثل علت به وجود آمدن ما ،چه چیزی است. پس پدر و مادر علت به وجود آمدن ما هستند پس پدر و مادر علت می شوند . اما خود پدر و مادر ما نیز نیاز به علتی دارند و همین طور سلسله مراتب ، تا به حضرت آدم میرسد؛ و بدین وسیله می گوییم که علت حضور آدم کیست . او که پدر و مادر ندارد ، پس ما مجبوریم که از علل طبیعی به بالاتر از آن برویم و نهایتاً به خداوند برسیم.
یکی از اهداف فلسفه این است که ما را با خدا و اسما و صفات خدا به عنوان علت عالیه و ما را با موجودات مجرد مثل عقول و نفوس به عنوان علل عالیه آشنا کند.
پس سه غایت برای فلسفه، آقای طباطبایی در کتاب بدایة الحکمة مطرح کرده اند. در مورد روش فلسفی اگر بخواهیم اطلاعاتی داشته باشیم لازم است که به آن توجه کنیم که ما مکاتب چندگانه ای در عالم اسلام داریم که این مکاتب هر کدام روش هایش متفاوت است؛ حال اگر تحقیقی در داشته باشیم، باید مکتب های فلسفی را بشناسیم.
مکاتب فلسفی در جهان اسلام
در جامعه مکتب اسلامی سه مکتب فکری، رشد و نمو پیدا کرد .
۱- مکتب فکری فلسفی مشائی
۲- مکتب فلسفی و فکری اشراقی
۳-مکتب فلسفی حکمت متعالیه
مکتب فکری فلسفی مشائی
در یونان مکتب ارسطویی است و در اسلام به نام ابن سینا گرهخورده است. قبل از ابن سینا فارابی مکتب مشائی و کلیات آن را بیان می کند و ابن سینا آن را تدوین میکند.
فرق فلسفه ابن سینا با ارسطو در کجاست؟
فلسفه ابن سینا از همان فلسفه ارسطو استفاده کرده اما مبانی و جاهایی که آموزه هایی از فلسفه ارسطو که با مبانی دینی ما هم خوان نبود و آنها را با مهارت و خلاقیت خود فناوری میکند و با مبانی اسلامی سازگار میکند.
مشاء به معنی راه رفتن است، زیرا ارسطو موقع درس دادن راه میرفت به همین دلیل مکتب او رامشاء نامیدند . پس فلسفه مشایی دلالت بر نوع روش آنها ندارد؛ روش فلسفی مشایی روش عقلی ،استدلالی محض است. یعنی فقط مبتنی شده و بدیهیات اولیه مبتنی شده بر گزارشهای اولی و پیشینی به تعبیری که هیچ کس در این قضایا شک و تردید ندارد.
خلاصه جلسه ی دوم :
اولین مکتب فلسفی که مطرح شد ، فلسفه فکری مشائیان بود که فارابی بر اساس کتاب ارسطو آمد و فلسفه ارسطو که به فلسفه مشایی معروف بود و این فلسفه را شروع به تلفیق کرد و با مبانی خود سازگار کرد . در بحث توحید و معاد تا حدودی سازگار کرد، ولی به آن مرحله نرسیده بود که بتواند آن را تدوین کند و به صورت مکتب فلسفی بیان کند، بلکه در نسخه های پراکنده مطالبی را نوشت و بعدا دیگران آنها را جمع آوری کردند ؛ و به صورت کتاب در آوردند .
ولی ابن سینا آمد و تمام این مطالب را تدوین کرد و به صورت فلسفه مشائی اسلامی بار گذاری کرد و پیروان بسیاری نیز دارد و تاکنون نیز ادامه دارند .روش ابن سینا روش عقلی محض بود که از بدیهیات عقلی استفاده می کند ، از قضایای اولیّّه مانند هر معلولی علّّتی دارد ؛ صرف تصور موضوع و محمول و……
مکتب فلسفی « ُُُ» ؛ « ُُُ» ّّ ّّ« ُُُ » ّ ِ – استدلال و برهان عقلی را . اما عرفان فقط تهذیب نفس ، ریاضت نفسانی و کشف شهود عرفانی است.
هدف دیگرآنها این نیست که کشف شهود های عرفانی خود را در قالب استدلال و برهان پی ریزی کنند و انتقال دهند .
یکی از نقطه ضعف های علم عرفانی این است که چون فقط تکیه بر کشف شهود می کند و چون کشف شهود در زمره علوم حضوری است و قابل انتقال به دیگران نیست و حالت شخصی پیدا می کند . اما کاری که شیخ فلسفه تعلیم و تربیت کرد .و ملاصدرا آن را تکمیل کرد ، آن موقع ما می توانیم این عرفان را به دیگران انتقال دهیم و دیگران را می توانیم از علم حضوری خود مطلع سازیم .
عرفا می گفتند که « پای استدلالیان چوبین بوُِِد » اعتقاد عرفا این بود که با روش تهذیب نفس و ریاضت های نفسانی انسان می تواند پرواز کند و اوج بگیردو از عالم دنیا و عالم خاکی بیرون رود و چیزی را ببیند که امکان آن در عالم دنیا و خاکی ممکن نیست.
و معتقد اند که انسان از روش عقلی و فلسفه امکان پرواز کردن برایش نیست ، گویا فلسفه بال های انسان را قیچی می کند و آن را در دنیای خاکی نگه می دارد . به خاطر این نوع نگاه همواره بین فلسفه و عرفا اختلاف نظر بود ؛ اما فیلسوف هیچ وقت سعی در تکفیر2دیگران نکرد . یعنی نه گفت که عرفا کافرند ُ نه متکلمان کافرند و…… ، و مسیر خود را می رفت . اگر چه از هیچ کس هم تقلید نمی کرد و بر مبنای استدلالات عقلی آن موضوعات و مسائل خود را مطرح می کرد .
فرق بارز فقیه با فیلسوف
فیلسوف با روش عقلی باید همه جیز را درک کند ، یعنی این نیست که آیه و روایات را قبول ندارد اما همان آیه و روایات را با نگاه عقلی تفسیر می کند و می – : ََُّّ: ؛ ُُُُ
جزوه فلسفه اسلامی
ِ : ِ ّّ ،، ّّ) ( ِ ُُّّ: ِ
URL: https://jozvahaw.ir/download/pdf/book/8c/
نویسنده: saman
4
فهرست مطالب