سوالات نظریه های روان درمانی
اطمینان خاطر بیان کنیم که روانکاوی از هیچ درمانی برتر نیست اما نمیتوانیم نتیجه بگیریم که رواندرمانی روانکاوانه بهتر از ()
:

؛ ؟ ! ؟ ؟ () () :
: ؛ ؟ .. :
؟ ؟ است که در مورد آن میتوان از ارزشهای مرد طبقه بالا ، کمبود تحلیلگران زن در حلقه درونی فروید ، جهت گیری تاریخی ، فرآیند پرهزینه و ناکارآمد تمرکز آن بر بازسازی شخصیت به قیمت تغییر رفتار ، انتقاد کرد. به هر حال ما یک چشم غبار داریم.
از دیدگاه یکپارچه
این ماهیت ادغام است که به دنبال ارزش در هر سیستم درمانی به خصوص یک سیستم غنی و پیچیده مانند روانکاوی ، باشیم. برخی از درمانگران یکپارچه به ویژه در فرمولبندی مشکلات درمانجویان خود ، از یک رویکرد روانکاوی استفاده میکنند. روانکاوی یکی از معدود نظریههایی را ارائه میدهد که دارای محتوای کافی از شخصیت و آسیبشناسی روانی هستند و میتوانند هسته اصلی یک راهنمای تشخیصی یا محتوای یک ارزیابی رورشاخ باشند. بسیاری از ادغام گرایان نیز از مفاهیم مقاومت ، دفاعها و انتقال در تفکر خود در مورد محتوای درمان استفاده میکنند.
با این حال ، روانکاوی کلاسیک به عنوان یک سیستم رواندرمانی ، تبدیل به روشی بسیار کهنه و متعصبانه برای سلیقههای یکپارچه شدهاست. همانند بیشتر سیستمها ، پیروان یک نابغه مانند فروید معمولا خلاقیت کمتری دارند و در نتیجه انعطافپذیری کمتری دارند. با تکامل فروید ، نظریه و درمان اما برای بسیاری از دست اندرکاران فعلی روانکاوی مهم است که به جای نوآور و موثر بودن ، اصیل آیین باشیم.
یک تحلیل روانکاوی از خانم سی.
در نخستین سالهای ازدواجشان ، خانم سی، ظاهرا برای تنظیم نابالغانه ، خود را آماده ساخته بود. او به عنوان یک شخصیت وسواسی یا مقعدی ، ویژگیهایی مانند نظم بیش از حد در ترتیب الفبایی اسامی کودکان ، دقت در توجه خود به نظافت ، نگاه داشتن لباسهای بدون استفاده در حالی که هیچ چیز جدیدی نمیخرید و انقباض در عدم رها کردن احساسات جنسی خود و هیجانزده شدن را ابراز میکرد. با گذشت زمان و افزایش استرس ، خانم سی به یک اختلال وسواس اجباری تمامعیار (OCD)تبدیل شد.
این مشکلات احتمالا ناشی از تعاملات خانم سی در مرحله مقعدی با کنترل بیش از حد و والدین بیش از حد است. ما میدانیم که مادر خانم سی فردی جبری بود که بیش از حد نگران پاکیزگی و بیماری بود. پدرش ابراز پرخاشگری و علاقهی خانم سی را با نسبت به مردان بیش از حد کنترل کرده بود. ما میتوانیم تصور کنیم که چنین والدینی در خواستههایشان در مورد مسائلی مانند آموزش توالت ، بسیار خشن خواهند بود و میتوانند به خاطر حفظ و رها کردن دل و روده و انگیزههای دیگر ، تعارضات زیادی را در دختر خود ایجاد کنند. از تئوری روانکاوی ، ما میتوانیم فرض کنیم که ویژگیهای مقعدی خانم سی ، حداقل تا حدی به عنوان دفاع در برابر لذتهای مقعدی مانند کثیف و آشفته بودن و در برابر انگیزه برای ابراز خشم ، رشد کردهاند. چرا تجربیات مربوط به مورد کرمکها دختر او باعث ایجاد اختلال در ویژگیها و دفاعهای سازگار قبلی خانم سی شد و منجر به ظهور یک نوروزیس کامل شد؟ بیماری ؟ دخترش خواب بود. بنابراین در حالی که در یک سطح کرمکها دردناک بودند در سطح دیگر احتمال ابتلا به کرمکها میتواند خانم سی را وسوسه کند که آن لذت پنهان خاراندن یک گیاه را تمرین کند. با ضعف دفاعهای ناشی از بیماری و خستگی و با انگیزههای تهدید کننده پرخاشگری و تمایلات جنسی مقعدی که توسط کرمکها دخترش تحریک شدهبودند ، شرایط برای ظهور علائم عصبی فراهم شد که هم در برابر آنها دفاع میکردند و هم به طور غیرمستقیم به انگیزههای غیرقابلقبول خانم سی بیان میکردند.
به این نگاه کنید که علائم عصبی او چگونه باعث دفاع بیشتر در برابر انگیزههای تهدیدآمیز او شدند. دوش گرفتن های اجباری و شستن دستها ، اشتغال طولانیمدت او به نظافت را تشدید میکند. اگر خطر در آن است که کثیف باشد، پس آن را بشویید! این نشانههای اجباری تا حدی تشدید واکنش او در تمیز نگه داشتن برای کنترل امیال بازی کردن با کثیفی و دیگر نشانههای مدفوع است. اگر تمایل به آسیب رساندن به دخترش نیز در حال از بین رفتن بود ، شستن او میتوانست هم به عنوان وسیلهای برای از بین بردن خانم سی از تعامل با دخترش در صبح و هم به عنوان وسیلهای برای از بین بردن هر گونه گناه به خاطر تجاوز با شستن دستهایش از چنین افکار خونینی عمل کند. لباسها در هر گوشهای روی هم تلنبار شده بودند که خانم سی و خانوادهاش را از تماس مستقیم با اشیا مربوط به مقعد جدا میکرد.
چطور علایم روانرنجوری خانم سی دچار لذتش از خواستهها میشود؟ مراسم حموم خیلی تابلو بود، چون هر بار که جای او را در مراسم شستشو از دست میداد، مجبور بود که به تحریک ؟ نه آنچه که در مورد آنها احساس میکند مواجه میشود. تحلیلگر همچنین نسبت به موقعیتهایی که خانم سی بیش از حد گرم و مهربان است، بسیار حساس خواهد بود زیرا چنین حالاتی به احتمال زیاد واکنشی به احساسات واقعی او از نفرت و انزجار برای درمانگر بیآزار و کنترلکننده خواهد بود.

دانلود رایگان نمونه سوالات
تحلیلگر به آرامی به خانم سی در درک این که تمیز کردن مراسم مذهبی او به طور نمادین در حال شستن است، کمک میکند. خانم C برای چه کارهای کثیف کفاره می دهد؟ انگیزههای جنسی ، احساسات همجنسگرایانه، تمایلات آدمکشی نسبت به پدر تحت کنترل او، و خشم نسبت به یک خانواده پرجمعیت، همگی متهمان احتمالی ناخودآگاه هستند. پدر و مادر و اجتماع او همگی را از این کار منع کردند و همگی در “فراخود تنبیهی” او درونی شدند، اما همه اینها تمایلات طبیعی و شگفتیهای بشر هوشمند هستند.
همانطور که خانم سی به تدریج از ماهیت دفاعی علائم خود آگاه میشد، کمکم به شدت احساساتی را تجربه میکرد که به سمت تحلیلگر پیش میآمد. همچنان که داشت پیشرفت میکرد، ممکن بود از ترس اینکه مبادا زندگی جنسی او را کنترل کند، درست همان طور که پدرش میخواست آن را کنترل کند ، درست همان طور که پدرش در زمان نوجوانی او را تعقیب میکرد. حتی تهدید بیشتر، خواستههای او برای این است که تحلیلگر پدر مانند او ، تمایلات جنسی او را کنترل کند و بدین ترتیب خواستههای او و او را با هم ارضا کند. در همان حال که بیش از پیش پیشرفت میکرد، ممکن بود که با داشتن یک آمیزش جنسی او را ارضا کند، یا اینکه تحلیلگر را با پاک کردن مقعد از او لذت ببرد.
واکنشهای انتقال خانم سی شامل خصومت قابلتوجهی خواهد بود که از هر دو والدینش به تحلیلگر او منتقل شدهاست، بنابراین او اغلب عصبانی خواهد شد که تحلیلگر در حالی که ناراحت است، هم پدر و هم مادرش را میخواهد و کنترل میکند. اما او نمی تواند از بینش خصمانه و جنسی نسبت به معنی و علل انگیزه های خود آگاه شود بدون اینکه از روان رنجوری نیز آگاه شود. او در نهایت تبدیل به ترس از این خواهد شد که پدر و مادر و یا تحلیلگر او قصد دارند آگاهی از روشهایی را از بین ببرند که او بتواند با فرستادن آنها به بیمارستان روانپزشکی بالغتر، احساسات خطرناک او را تحریک یا رد کند. پس از آن ، او تبدیل به راهنماهایی میشد که هم کنترل را به دست میگرفت و هم از میزان تکرار تلاش برای کنترل خواستههای خود آگاه بود، مانند ابراز اضطراب و هم از انگیزههای خود با بیان خشم در کلمات. در طول سالها، خانم سی ممکن است با معذرتخواهی و یا به طور آگاهانه تغییر ساختار شخصیت خود به اندازه کافی راههای دیگر برای از بین بردن واکنشهای خود، و یا با جدا شدن برای دادن کمی انعطافپذیری به نفس خود در بیان انگیزشهای خود به افکار خنثی، مخالف آن چیزی باشد که احساس میکرد. انگیزههای جنسی و خصمانه بدون این که خانم سی از طریق انتقال عصبی به وحشت بیفتد ، زمانی که شرایط تهدید به دخالت تحلیلگر او میشد، او به آرامی آنها را تحریک میکرد.
ما با انعطافپذیری رواندرمانی روانکاوانه و روانکاوی رابطهای، بیشتر در خانه هستیم. با این حال ، ما با این واقعیت که رواندرمانی روانکاوی، مانند روانکاوی، بیش از هر روش درمانی دیگری موثر واقع نشده است، احساس راحتی () ؛ ؛ برای روانکاوی صحیح هستند. تعداد رو به افزایشی از روان درمانگری های غیرتحلیلی؛ عقبنشینی اجتماعی از پوشش بیمه مراقبتهای روانی طولانیمدت؛ اشتغال فزاینده به اثربخشی هزینه و مهار هزینه؛ افزایش استفاده از داروهای روان گردان و افزایش استفاده از مراقبت مدیریتشده و پاسخگویی، همراه با تخلفات اجتنابناپذیر آنها در مورد محرمانه بودن روابط درمانی.
به این دلایل ، آینده روانکاوی احتمالا در درمان روانکاوی محدود به زمان و اشکال خلاصهتر روانکاوی رابطهای قرار دارد. استاندارد طلایی روانکاوی درست، جای خود را به برگ طلایی یا مس درمان روانکاوی دادهاست. با اینکه همیشه روانکاوی کلاسیک برای روان تحلیل گران در زمینه آموزش و افراد ثروتمند نیازمند وجود خواهد داشت، اما کمتر از ۱ درصد بیمارانی که تحت رواندرمانی یا مشاوره قرار میگیرند، امروزه روانکاوی را درست دریافت میکنند.
آیندهای که ما برای روانکاوی پیشبینی میکنیم را می توان با عبارات بین فردی و یکپارچگی خلاصه کرد. با اینکه در مورد تداوم تجدید حیات روانکاوی اختلافنظر درستی وجود دارد اما تقریبا همه ناظران بر این باورند که این امر به تاکید بین فردی و ارتباطی آن مربوط میشود. توجه زیادی به شخصیت دو نفره یا دوتایی رابطه درمانی میشود. هم بیمار و هم درمانگر به طور مداوم و متقابل به وضعیت درمانی کمک میکنند، که همیشه شامل عناصر واقعی و انتقالی است. تصور انتقال محض و قدرت مفرد تفسیر، اوهام را ثابت کردهاست. مدل دو – شخص و رابطهای در حال برتری است.
در عمل، تعداد کمی از روان درمانگرها وسواس فکری دارند. ادغام بر صحنه معاصر تسلط دارد (به فصلهای ۱۶ و ۱۷ مراجعه کنید) و درمانگر روانکاوانه مدرن نشان میدهد که نسبت به نیازهای بیمار و سازگاری با ()