پرش به محتوا

دانلود رایگان سوالات حقوق جزای اختصاصی ۲ با پاسخ تشریحی PDF

  • از

سوالات حقوق جزای اختصاصی ۲

دانلود فایل

 

 

دانشگاه آزاد اسلامی دانشگاه پیام نور علمی کاربردی وکالت کارشناسی ارشد

 

 

 

 

 

( باسمه تعالي )
عنوان درس حقوق جزاي اختصاصي2,جرايم عليه اموال () بايد گفت (( )) (()): () (())() (())(()) (()): () :
(())()():
حقوق جزای اختصاصی

:
() (()). :
:
:
:

— ——شرط ضروري محسوب مي شود.
حال ا جزاي عنصر مادي در جرم كلاهبرداري بيان مي شود:
*رفتار در جرم كلاهبرداري به مانند بسياري از جرايم بايد در قالب فعل (مثبت)(و نه ترك فعل) باشد.پس

ترك فعل هيچ گاه نمي تواند سبب تحقق عنصرمادي كلاهبرداري شود .لذا اگر كسي به اشتباه ديگري را داراي سمتي جهت دريافت وجوهي بداند و وجوهي را به وي پرداخت نمايد و دريافت كننده نيز با علم به عدم استحقاق خود , پرداخت كننده را آگاه ننمايد و مال را بگيرد و ببرد, تحت عنوان جرم كلاهبرداري قابل پيگرد نيست.
*موضوع جرم كلاهبرداري نيز همانگونه كه به تمثيل در ماده ي 1قانون تشديد امده است موضوعاتي از

قبيل وجوه,اموال,اسناد,حوالجات,قبوض,و امثال آنهاست .
اما كلاهبرداري يكي از جرايمي نمونه سوالات حقوق جزای اختصاصی ۲ كه اوضاع و احوالي نيز درآن شرط مي باشد.از جمله:

1 -متقلبانه بودن وسايلي كه كلاهبردار از آنها استفاده مي كند.
2 -اغفال نمودن و فريفتن قرباني جرم كه اين امر منوط به جهل و عدم آگاهي قرباني نسبت به متقلبانه بودن وسايلي است كه كلاهبردار استفاده كرده.
3 -تعلق مال برده شده به ديگري .
لازم به ذكر است جهت تحقق جرم كلاهبرداري به صورت تام, هرسه شرط توامان بايستي موجود باشند ,از طرفي در تشخيص شرط نخست يعني متقلبانه بودن وسايل از معيار يا ضابطه ي نوعي ( (objective-
۴
test استفاده مي شود .يعني وسايل مورد استفاده ي فاعل به قضاوت يك انسان متعارف و معقول بايستيمتقلبانه باشد.اما در تشخيص شرط دوم يعني اغفال و فريب خوردن قرباني از معيار شخصي(subjective-
test) استفاده مي شود.يعني قرباني شخصا و عملا بايستي فريب خورده باشد.از طرفي لزوم متقلبانه بودن وسايل كه يك وصف قانوني است در جرم كلاهبرداري از صدر ماده ي 1قانون تشديد استنباط مي شود,چرا كه اين ماده قبل از ذكر برخي مصاديق جرم كلاهبرداري از عبارت ((هركس از راه حيله و تقلب))استفاده كرده است كه نشان مي دهد كه تمامي اقدامات كلاهبردار بايد متضمن مانور هاي متقلبانه و يك سري صحنه سازي هاي دروغين باشد.پس از همين جا مشخص مي شود كه جرم كلاهبرداري در كنار مقيد به نتيجه بودن ,يك جرم مقيد به وسيله نيز هست.يعني وسيله حتما بايد متقلبانه باشد .

نكته مفيدي كه بايد به آن توجه داشت اين است كه اثبات توسط متهم به كلاهبرداري بااستفاده از وسايل متقلبانه بر عهده ي شاكي و دادستان است.
* در خصوص مفهوم ((حيله و تقلب ))بايد گفت منظور ازاين عناوين اقدامي بيش ازدروغ محض است و حتما بايد با صحنه سازي ها و مانورهاي متقلبانه اي همراه باشد.پس اگر فردي چه به صورت شفاهي و يا كتبي , مطالب دروغ آميزي را صرفا مطرح نمايد,تا اين اندازه عملش عنوان كلاهبرداري را ندارد.اگر با اين دروغ موفق به بردن مال ديگران شود مي تواند به اتهام تحصيل مال از طريق نامشروع موضوع ماده 2قانون تشديد محكوم شود. مثلا پول گرفتن از كسي به اين جهت كه او را در يك خدمت دولتي استخدام كند .
نكته بسيار مهم ديگر اين است بايد بين توسل مرتكب به وسايل متقلبانه و نتيجه مجرمانه حاصله درجرم كلاهبرداري كه همانا بردن مال قرباني است ,رابطه ي سببيت وجود داشته باشد.
از طرفي زماني كه مرتكب با استفاده از اسناد مجعول اقدام به كلاهبرداري مي كند, هم به ارتكاب جرم كلاهبرداري و هم حسب مورد جعل و استفاده از سند مجعول نيز محكوم مي گردد.يعني عمل مشمول تعدد معنوي مذكور در ماده ي 131ق.م.13921و اعمال مجازات اشد مي شود.
نكته ي ديگر در مورد متقلبانه بودن وسيله دركلاهبرداري آن است كه گاه وسيله هم از لحاظ شكل و ظاهر و هم از لحاظ محتوا,متقلبانه است. مثل آنكه مرتكب مدركي دروغين را جعل نموده و ساخته و از آن استفاده نمايد و گاه نيز هرچند وسيله يا سند و مدرك مورد استفاده ي كلاهبردار, از لحاظ شكل و ظاهري,صحيح و غير متقلبانه است,اما به اصطلاح محتواي به كار گيري آن سند يا نوشته ,خالي از وجه است .و مورد استفاده متقلبانه قرارگيرد.مثل ارائه شناسنامه واقعي يك شخص مرده جهت دريافت يكسري مزايا و حقوق مالي.پس وسيله كلاهبرداري حتما بايد به يكي از اشكال فوق,متقلبانه باشد .در غير اين صورت مرتكب محكوم به كلاهبرداري نخواهد بود.
۵
* همانطور كه در ماده قانوني مربوطه ذكر شده است ,توسل به وسايل متقلبانه بايد مقدم بر تحصيل مال وبردن مال باشد,يعني استفاده از وسايل متقلبانه بايد براي تحصيل مال باشد. پس مثلا اگر امين يا عاريه گيرنده يا وكيل و…..كه ابتدائا مال را از صاحب مال دريافت ميكنند ,پس از آن با استفاده از ابزارهاي دروغين و ادعاي مفقود شدن مال از استرداد آن خودداري نمايند عمل,مشمول عنوان كلاهبرداري نيست.
* معمولا در تحقق جرم كلاهبرداري , ما با اجتماع وسايل متقلبانه و غير متقلبانه رو به رو هستيم كه اين امر مشكلي در جهت تحقق كلاهبرداري به وجود نمي آورد,چرا كه لازم نيست تمامي وسايل، متقلبانه باشند,بلكه متقلبانه بودن (()) :-:
 

رایگان نمونه سوالات حقوق جزای اختصاصی ۲ با پاسخ تشریحی PDF

2 -فريب دادن مردم به داشتن اموال و اختيارات واهي :
يعني آنكه مرتكب خود را با صحنه سازي هاي دروغين, مالك اموال زيادي معرفي نمايد يا خود را صاحب نفوذ و اقتدار در مقامات و مسئولين مربوطه قلمداد نمايد و از اين طريق با دريافت وجوهي از اشخاص ,قول اخذ گواهينامه,گذرنامه,كارت پايان خدمت,ويزاي يك كشور خارجي و …را بدهد.

3 -اميدواركردن مردم به امور غير واقع:
۶

هرگاه كسي ديگران ر ا با توسل به وسايل متقلبانه به انجام كارهاي غير ممكن و غير واقع اميد وار,نمايدكلاهبردار محسوب مي شود.نظيرآنكه كسي ديگري را اميدوار سازد كه طلب سوخته ي وي را وصول مي كند يا اينكه اجناس متعلق به وي را به قيمتي بس بالا تر به فروش مي رساند يا بيماري صعب العلاج وي را درمان مي كند يا از طريق رمل اندازي ,سارق اموال وي را پيدا كرده يا هرگونه مشكلات شخصي وي را حل خواهد نمود و از اين رهگذر وجوهي را از قربانيان دريافت كند.

4 -ترساندن مردم از حوادث و پيش آمد هاي غير واقع:
اين عنوان شامل اقداماتي نظير اين است كه مرتكب از طريق جعل نقشه ي شهرداري,ديگري را از اينكه ملكش در طرح تعريض خيابان يا افتتاح ايستگاه مترو يا اتوبان است ,بترساند و از اين طريق ملك وي را با پرداخت قيمتي بس ارزانتر به ثمن پايين خريداري نمايد و يا فرد قرباني را از گراني قيمت ها و كم ياب شدن برخي از اجناس در آينده ترسانيده و كالاي خود را به قيمتي گزاف به وي بفروشد .
البته نبايد از ياد برد كه جهت صدور حكم كلاهبرداري براي چنين فاعلي در اين حالت ,احراز غير واقعي بودن حوادث و پيشامد هاي مورد ادعا ضروري است.پس اگر حوادث مورد ادعاي مرتكب واقعي باشند,-:
دانلود نمونه سوالات حقوق جزای اختصاصی 2

– :
(()):
:
-()- :
)(( ))مطبوعات نيست.
ب)براي شمول تشديدجرم كلاهبرداري به اعتبار نطق در مجامع ,تكرار نطق در چند مجمع, ضروري نيست, بلكه انجام يك سخنراني نيز كه عنوان نطق را داشته باشد در يك مجمع كفايت مي كند .از طرفي, سخنراني فرد و از طرف ديگر جمع حاضر بايد واجد خصوصياتي باشند كه بتوان آنهارا به ترتيب نطق و مجمع ناميد.پس مثلا صحبت كردن در يك جمع دوستانه و يا جمع خانوادگي نميتواند مصداق نطق در مجامع باشد ,چرا كه لزوم تفسير مضيق از نصوص جزايي چنين مي طلبد. از طرف ديگر جهت اطلاق عنوان نطق ,حضور فيزيكي ناطق در ميان جمع ضروري است.
ج)طبق قانون مذكور,((انتشار)) آگهي چاپي يا خطي موجب تشد يد است.بنابرين حتما لازم نيست كه آگهي به دست خط يا امضا كلاهبردار باشد .بلكه صرف انتشار مطلب ,جهت سو استفاده به دستور وي كافي است .از طرفي عنوان ((انتشار آگهي )) بايد به گونه اي باشد كه از طريق آن افراد بسياري به صورت عمومي در جريان امر قرار گيرند و لذا ارسال آگهي به طور خصوصي براي تعداد معدودي از اشخاص مشمول عنوان فوق نيست.
3 – مرتكب از كاركنان دولت يا موسسات و سازمان هاي دولتي يا وابسته به دولت يا شهرداري ,نهاد هاي انقلابي و يا بطور كلي از قواي سه گانه و همچنين نيروهاي مسلح و مأمورين به خدمت عمومي باشد. نكته اي كه بايد در اينجا توجه داشت اين است كه تشديد مجازاد به صرف سمت دولتي داشتن كلاهبردار مطلق است .چه كلاهبردار از سمت خود سوء استفاده كرده باشد يا نه و چه اينكه شخص قرباني از سمت كلاهبردار مطلع بوده باشد يا خير به هر حال مجازات كلاهبردار تشديد مي شود.
از سوي ديگر در بحث تشديد جرم و مجازات كلاهبرداري نيز به مانند ((حالت كلي))توسل به وسايل متقلبانه و شيوه هاي سبب تشديد نيز بايد مقدم بر تحصيل مال از غير باشد . بنابرين اگر به عنوان مثال ,فرد كلاهبردار پس از اخذ مال از قرباني جهت ترساندن وي براي عدم پيگيري موضوع خود را به طور مجعول مأمور دولتي معرفي نمايد ,يا پس از ارتكاب جرم كلاهبرداري به استخدام دولت در آيد
,كلاهبرداري مشدد محقق نيست.

شروط ضروري ديگر در جهت تحقق جرم كلاهبرداري,اغفال و فريب قرباني است.متعاقب تمسك كلاهبردار به مانورهاي متقلبانه شخص قرباني بايد فريفته شود. و گفته شد كه جهت تشخيص مانور هاي متقلبانه از معيار نوعي و جهت تشخيص اغفال قرباني از معيار شخصي استفاده مي شود.پس اگر به عنوان مثال مرتكب پس از بيهوش كردن قرباني ,اموال وي را ببرد عملش مشمول كلاهبرداري نيست.
از طرف ديگر لزوم فريب خوردن قرباني نشان مي دهد كه ارتكاب اين جرم تنها عليه يك انسان متصوراست . پس اگر كسي با انداختن يك سكه تقلبي درون يك دستگا ه ,نوشيدني يا شكلات يا ساير مواد غذايي را من غير حق تحصيل كند ,مرتكب جرم كلاهبرداري نشده است.كسي كه با دستكاري سيستم هاي رايانه اي مبالغي پول از حساب افراد برداشت مي كند مي تواند براساس قانون جرايم رايانه اي محكوم شود (قانون جرايم رايانه اي مصوب 5388كه داراي 56ماده و 52 تبصره است).
حال سوالي كه پيش مي آيد اين است كه آيا كلاهبرداري عليه دولت يا شركت(اشخاص حقوقي)قابل تحقق است؟
اداره حقوقي قوه قضاييه به اين پرسش در قالب نظريه ي شماره 23507مورخ 4437 پاسخ داده است.((باتوجه به تعريفي كه ماده ي يك قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشا و اختلاس و كلاهبرداري از بزه كلاهبرداري نموده است، قيد ((ديگري)) مذكور در آن اعم خواهد بود از دولت يا ساير اشخاص و به اين ترتيب مي توان گفت كه كلاهبرداري از افراد عادي نسبت به دولت هم ميتواند مصداق داشته باشد و ذكر كلمه ي ((مردم)) در قانون از (( )) * ()* (مشروع بودن تصرف آن متصرف)محكوم به ارتكاب جرم كلاهبرداري نيست. راهن يا موجري كه با توسل به وسايل متقلبانه ,عين مرهونه يا عين مستأجره را از يد مرتهن يا مستأجر خارج ميكند يا كسي كه جهت فرار از دادن حق انبار , با توسل به اقدامات متقلبانه مال خود را از انبار خارج ميكند مرتكب كلاهبرداري نشده است.

ج)نتيجه ي حاصله:
كلاهبرداري ازجمله جرايم مقيد به نتيجه است و تا زماني كه نتيجه ي خارجي يعني بردن مال حاصل نگردد كلاهبرداري محقق نشده است .پس نتيجه ي جرم كلاهبرداري,بردن مال ديگري است و اگركسي با توسل به مانور هاي متقلبانه نظر ديگري را براي ازدواج با خود جلب كند يا وارد دانشگاه شود يا مدرك
تحصيلي بگيرد يا به شهرت برسد يا موفق به اخذ من غير حق كارت معافيت از خدمت نظام وظيفه شود و…كلاهبردار محسوب نمي شود.
مطلب مهم ديگر در خصوص كلاهبرداري بايد گفته شود اين است كه مقنن در نص ماده مربوطه پس از اشاره به ((تحصيل))وجوه,اموال,اسناد,حوالجات,قبوض و مفاصاحساب و امثال آنها بر لزوم ((بردن)) مال ديگري اشاره و تاكيد كرده است. پس اگر چنانچه كلاهبردار با توسل به وسايل متقلبانه موفق به اخذ چك از ديگري كه در واقع ((وسيله ي تحصيل مال مي باشد ))شود زماني كلاهبردار به حساب مي آيد كه مبلغ چك را وصول كند و تا قبل از وصول مبلغ چك به اتهام شروع به كلاهبرداري قابل محاكمه مي باشد.
* توضيح ديگر درخصوص شرط((بردن مال ديگري))اين است كه لازمه ي تحقق اين امر, ضرورتا آن نيست كه مال بدون هيچ محمل قانوني و بدون پرداخت هيچگونه ما به ازاي صورت بگيرد .لذا كسي كه با توسل به مانورهاي متقلبانه خود را پزشك معرفي ميكند و بدون انجام دادن هيچ كاري اموال ديگران را مي برد، همان قدر كلاهبردار است كه شخصي * (()) () ؟
(())