پرش به محتوا

دانلود رایگان سوالات فلسفه اسلامی با پاسخ تشریحی PDF

  • از

سوالات فلسفه اسلامی

دانلود فایل

 

 

دانشگاه پیام نور دانشگاه آزاد اسلامی رشته روانشناسی کارشناسی ارشد

 

 

 

 

 

 

 

 

حالا اگر فروع دین برای ما مطرح شد که )نماز، روزه ، خمس ، زکات، حج، جهاد ، (؟)( : ؛ ؛  

:؛ ) نمونه سوالات فلسفه

: ) ( ؛ ؛ ً )(
:؛ ً ً – : -: که وجود را برای این ممکنات ضروری میکند و یا عدم را برای این ها ضروری میکند اسمش را هم میگوییم علت وجودی یا علت عدمی.
دربحث بالغیر با سه اصطلاح روبرو می شویم.
۱- واجب الوجود بالغیر
۲- ممتنع الوجود بالغیر
۳- ممکن الوجود بالغیر
در واجب الوجود بالغیر :در مورد ممکنات موجود مثل من و شما به اعتبار ذاتمان بدون توجه کردن به علت تحقق مان فقط خودمان را در نظر بگیریم و هیچ چیز دیگر به غیر از خود در نظر نگیریم ممکن الوجود بالذات هستیم.
حالا همین موجود )من و شمای انسان( اگر علت وجودی آنها محقق شود مثلا فرض کنید انسان هایی که در قرن ۲۳ موجود شوند .پس یکی از اسباب تحققی آنها وجود نداردپس وجود آنها در زمان حال و الان محال است . چرا محال یا ممتنع است چون علت وجودی او تحقق پیدا نکرده است. این ممتنع الوجود بالغیر میشود یعنی خواهد آمد و نسبت به زمان حال این خواهد آمد ها ممتنع الوجود بالغیر هستند. پس هر شی موجود و یا معدوم را اگر با نسبت به علت وجود یا عدمی آنها در نظر گرفته شود . واجب الوجود بالغیر یا ممتنع الوجود بالغیر میگردند. هر چند خود اینها با قطع نظر از علتشان ممکن الوجود بالذات بودند ، مثل انسان که ،انسان موجود مساوی است با واجب الوجود بالغیر .و انسان های نسلهای آینده که در زمان حال معدوم هستند، ممتنع الوجود بالغیر هستند .
حاشیه مهم :
تقدیر الهی:
در بحث اختیار و اراده ،خداوند انسان را موجودی با اختیار آفرید. اما اختیار انسان آنگونه که بعضیها میپندارند نیست که تصمیمی بخواهد بگیرد و در تصمیمات موفق شود چنین نیست یا اگر خواست انسان در گرو خواست خدا باشد . پس دیگر اختیار مفهومی ندارد . حضرات معصومین علیه السلام بحث اختیار را خیلی زیبا بیان کردند. و این اختیاری که آنها تبیین کردند به : فلسفه اسلامی

:
: : )ً (
) ( .
ً ؛ثابت کرده ما می توانیم هر موجودی که دارای ادراک است را تجرد اش را اثبات کنیم.
علم همواره پویا است ،فلسفه هم علمی پویا است، که تکامل پیدا کرده است. همانگونه که علوم تکامل پیدا میکند، تغییر به تکامل هیچ فرقی ندارد. ما دو نوع تغییر داریم ،یک وقت تغییرات ما عالی است،دفعی است ، و گاهی تغییرات ما تدریجی است. پس تغییرات ما به نحو تدریجی است اصولاً در علوم تغییراتی که رخ می دهد تغییرات تدریجی است به صورت عالی نیست. حالا این تغییرات تدریجی یک وقت به نحو تکاملی و صعودی است . یعنی انگار کامل تر و پخته تر می شود و گاهی به صورت فرسایشی است . یعنی آن حالت اعتبار قبلی که داشته را از دست می دهد. در علم تجربی ما استثنائات را داریم چرا چون مبنای علم تجربی بر اساس قانون آماری است آمار است استقرار است . ولی فلسفه چون قانون کلی را بیان میکند استثنا ندارد.

در ادامه بحث درس گذشته بالذات – بالغیر- بالغیاث الی الغیر در مورد وجوب در جلسه قبل گفتیم ، که واجب بالغیر در بحث رفتارهای انسانی لحاظ کنیم که رفتارهای انسانی اگر علت تامه اش بیاید به اعتبار علت تامه واجب می شود. و انسان در اینجا حتما این کار را انجام میدهد حالا این علت تامه که رفتار انسان را واجب می کند .و الا خود رفتار انسان ممکن است، یعنی ممکن است انجام دهد و ممکن است انجام ندهد.
اما اگر علت تامه اش محقق شود علت تامه کدام است . یکی بحث تقدیر خداوند است یعنی اراده خدا به او تعلق گرفته باشد، و دوم اینکه اراده خودمان هم به او تعلق گرفته باشد مانعی هم وجود نداشته باشد .مانع زمانی ؛مکانی ،و …..
وقتی مانع وجود نداشته باشد آن فعل محقق می شود اینجا بحث وجوب بالغیر مطرح میشود.
گاهی ما وجوب را وجوب فقهی می گیریم. مثل نماز خواندن. اما این نماز خواندن که واجب است که نماز بخوانیم در صورتی مهیا میشود که من اراده کنم که نماز بخوانم ،وقت نماز رسیده باشد ، مثل نمازهای واجب و زمانی که بر ما واجب است و وقت نماز فرا میرسد و ما میرویم و وضو میگیریم برای خواندن نماز اینجا میشود واجب بالغیر.
یا مثلا: در بحث تولد نوزادان، وقتی زمان تولد برسد نوزاد چه بخواهد، چه نخواهد، وقت تولد آن فرا رسیده است.
بحث وجوب یکی از معانیش ضرورت، اضطراری اجبار است . اما باید دقت کنید که این وجوببالغیر که از آن اجبار هم برداشت میشود یعنی فرد مجبور است که آن کار را انجام دهد، اجبارعلی و معلولی است،جبر علی و معلولی است . این جبر منافاتی با اختیار و اراده انسان ندارد چون اختیار و اراده ی انسان خودش بخشی از این علت است.
امتناع بالذات: یعنی اگر یک شی و ذاتش اقتضا کند، که نباشد یعنی خود ذاتش وجوب را از خود طرد کند. مثلا اگر بخواهد زمین و آسمان را هم به هم بدوزید، امکان ندارد که بتوانیم تحقق پیدا کنیم. حتی قدرت خدا هم به آن تعلق پیدا نمی کند که وجوب شود . اینها را ممتنع بالذات می گویند . مثل شریک داشتن برای خدا.
شریک داشتن برای خداوند جز امتناع ذاتی است یعنی ذاتا اقتضا میکند که نباشد ،به عنوان شریک خدا چرا ؟ چون ذاتا ممتنع است، مثل اجتماع نقیضین. چرا میگوییم ذاتا ممتنع است. در واقع شریک خدا قرار دادن نمونه سوالات متون اسلامی با پاسخ اجتماع نقیضین است یعنی از آن حیث که شریک خداست باید واجب الوجود باشد.
وقتی میگوییم شریک برای خدا. چون وقتی ما صحبت از دومی کنیم ، یعنی دوتا واجب الوجود ، یعنی هر کدام از این دو واجب الوجود باید هرکدام خصوصیاتی داشته باشند؛ که دیگری آن را نداشته باشد .اگر هر دو در )( ؛؛ ؟ تامه وجودی او محقق نشده باشد، آن شی ممتنع بالغیر است . یعنی به اعتبار ذاتش ممکن الوجود است.
اما به اعتبار اینکه علتش نیامده، می شود ممتنع بالغیر .
پس ممتنع بالغیر با وجوب بالغیر و ممکن بالذّات هم خوانی دارند .
در منطق اصطلاحی به نام متضایفان داریم. در منطق بحثی بیان میکنند که مفاهیم )مثل مفهوم سیاه و سفید( مفهوم وجوب و عدم که مقابل هم هستند تقابل دارند با همدیگر امکان اجتماع ندارد بعضی از مفاهیم ،مفاهیمی هستند که با هم ترادف دارند ،مترادف هستند ،هم معنی هستند، و یا رابطه تضاد دارند، بعد از این مفاهیم متقابل با هم رابطه متضایف دارند متضایفان یعنی دو کسی را که باهم مقایسه می کنیم با هم دیگر یک نسبتی دارند ،که ممکن است که این نسبت با هم مشابه باشد یا نباشد.
مثال: مثل نسبت بالایی و پایینی. مثلاً: کتاب روی میز است . پس وقتی ما در مورد روی میز صحبتمیکنیم قاعدتاً این میز باید زیر هم داشته باشد، دو تا مفهوم رو و زیر، بالا و پایین، پدر و فرزند،مادر و فرزند ،خواهر و برادر، خواهر و خواهر ،برادر با برادر، اینها همیشه نسبت به هم سنجیده می شوند. وقتی دو فرد را با هم مقایسه می کنیم و می بینیم که بین آنها یک نسبت رفت و برگشتی وجود دارد . مثل علت و معلول، خالق و مخلوق که نسبت رفت و برگشتی وجود دارد. اینها را ما می گوییم دو مفهوم متقابل متضایف که متقایف هم کف هم هستند. یعنی یا هردو باهم موجود هستند یا هر دو باهم معدومند. نمیشود یکی وجود داشته باشد یکی معدوم. پس اگر یکی وجود دارد دیگری هم وجود دارد، مثلا: اگر سمت چپ است پس سمت راست هم وجود دارد.
اگر شما دو مفهوم متضایف را نسبت به هم نگاه نمونه سوالات فلسفه اسلامی حالا اگر یکی وجود پیدا )( ً ؛ :