نمونه سوالات ریاضی و امار دهم انسانی با پاسخ تشریحی
در اینجا تمایز بسیار مهمی وجود دارد که باید بین خاطره و خاطرات قائل شوید. آنچه در محیط ً () () ً ؟ 
ً ؟ ً “”
ً : “”. () () 
() داریم ، برخوردار شویم و همچنان در اجرای برنامه های خود به دلیل دیگر باورهای متناقض با مشکل روبرو هستیم. رفتاری که در گروه “اشتباه احمقانه” قرار می گیرد ، اغلب نتیجه باورهای ناخودآگاه یا فراموش شده است که مستقیماً با اهداف ما در تضاد است. معاملات یک مثال عالی برای نشان دادن این امر است. بسیاری از مردم زمان ، انرژی و منابع مالی زیادی را برای بیان خود به عنوان معامله گر اختصاص می دهند. آنها در مورد معاملات بسیار می آموزند – حتی از نظر آنچه در مورد بازار می دانند از نظر همتایان خود بسیار مورد توجه قرار می گیرند – اما ریاضی و امار نمی توانند معاملات خود را به درستی یا به شیوه ای که برنامه ریزی کرده اند ، انجام دهند. معامله گران هستند که می توانند به طور مداوم روز به روز درآمد کسب کنند تا به سطح آستانه خاصی برسند و سپس بلافاصله تمام سود خود را در یک یا دو معامله به بازار بازگردانند.
روشی که آنها پول خود را پس می دهند با شیوه معاملاتی آنها در حالی که پول در می آوردند کاملاً ناسازگار است. پس از از دست دادن مقدار کافی پول ، آنها به روال عادی خود باز می گردند و روند را از نو شروع می کنند. این نوع رفتارها تصادفی نیست. به دلیلی اتفاق می افتد. در هر یک از این موقعیت ها ، این معامله گران مطمئناً استراتژی های موثر و کارآمدی برای موفقیت ایجاد کرده اند – آنها قطعاً دارای باورهای بسیار ساختار یافته ای برای حمایت از بیان خود به عنوان یک معامله گر بودند.
با این حال ، آنچه آنها انجام نداده اند این است که مجموعه ای از باورهای دیگر (اعم از آگاهانه و ناخودآگاه) را که با تلاش معامله یا کسب درآمد به عنوان یک معامله گر در تضاد مستقیم هستند ، شناسایی و تخلیه کنند. به عنوان مثال ، ؟ ً ً ً “” ، “”
: ً عملیات مداوم در زندگی خود شناسایی کرده ام. اول همه نیروهای محیطی بیرونی هستند که می توانند به عنوان یک علت عمل کنند ، جایی که ما ، به عنوان افراد ، یک اثر را تجربه می کنیم. برخی از این نیروهای محیطی خارج از ما تا حدی درک می کنیم و برخی دیگر نه. میزان درک و بینش ما همراه با این که تا چه حد می توانیم بر اساس آنچه که می دانیم عمل کنیم ، با میزان رضایتمندی ما در تعامل با محیط برای برآوردن نیازها و دستیابی به اهدافمان ، متناسب است. همه نیروهای تغییر – چه ما آنها را بفهمیم و چه درک نکنیم – به طور خودکار هر چیزی را که از اتم ها و مولکول ها ساخته شده است تغییر می دهند و در نتیجه آنچه را که ما می دانیم – از نظر مفید بودن – در بعضی از مواقع منسوخ می کنند. به عنوان مثال ، صندلی ای که برای خواندن این کتاب روی آن نشسته اید با گذشت زمان رو به زوال می رود. در برخی مواقع دیگر نمی تواند وزنه ای را تحمل کند ، و اعتقاد شما به ثبات آن منسوخ می شود.
دوم نیروهای درونی عمیق کنجکاوی و جاذبه است که ما را وادار می کند تا به روشهای ظاهراً از پیش تعیین شده ، به کشف ، یادگیری و تعامل با محیط بپردازیم. به عنوان مثال ، مواردی وجود دارد که ما به طور طبیعی علاقه مند به یادگیری آنها یا نحوه انجام آنها در رابطه با سایر مواردی هستیم که در محیط اطراف برای یادگیری وجود دارد ، اما ما هیچ علاقه طبیعی نداریم – مانند کسی که همیشه می خواست یک موسیقیدان ، آتش نشان ، بازیگر یا پزشک و این حرفه ها را دنبال می کند و در نتیجه احساس رضایت عمیق از زندگی آنها می شود. با این حال ، اگر محیط زیست ما را مجبور کند در مناطقی که هیچ علاقه طبیعی وجود ندارد ، خلأی را تجربه می کنیم که تشخیص آن بسیار دشوار است ، فقط به نظر می رسد که چیزی در زندگی ما کم است. آنچه که هر یک از ما به عنوان افراد به طور طبیعی در ریاضی و امار آن کنجکاو هستیم و جذب آن می شویم ، از عمیق ترین سطوح وجودی ما ناشی می شود.
آنها به عنوان نیروهای بسیار قوی خودنمایی عمل می کنند و ما را وادار می کنند که در محیط فیزیکی شیء تخیل خود را ایجاد کنیم یا در محیط فیزیکی موضوع مورد علاقه خود را دنبال کنیم ، اغلب در تعارض مستقیم با نیروهای محیطی بیرونی و همچنین روانی درونی. نیروهایی در قالب آنچه به ما آموخته اند که باور کنیم.
سوم نیروهای ذهنی هستند که توسط باورها ، خاطرات و ارتباطات ما نشان داده می شوند. اگرچه باورها ، خاطرات و تداعی ها نیروهای جزوه آمار و احتمالات مهندسی برق هستند ، اما همان نیروهای کنجکاوی و جاذبه نیستند. باورها ، خاطرات و نمونه سوالات ریاضی و امار دهم انسانی منحصراً در نتیجه انواع تجربیاتی است که ما با محیط فیزیکی داریم. این برخلاف نیروهای کنجکاوی و جاذبه ای است که قبل از تولد در ما وجود دارد و به نظر می رسد یا از نظر معنوی از پیش تعیین شده هستند یا از نظر ژنتیکی رمزگذاری شده اند. برخی از باورها ، خاطرات و ارتباطات ما به عنوان منابع مثبتی برای تعامل موثر با محیط فیزیکی و تا حدی رضایتمندی عمل خواهند کرد. با این حال ، دیگران تأثیر معکوس خواهند داشت. بسیاری از باورها ، خاطرات و ارتباطات ما منابعی برای شکست ، درد و نارضایتی هستند زیرا آنها ما را درگیر درک آنچه می دانیم و همچنین ما را از حس کنجکاوی طبیعی مان دور می کند. به عبارت دیگر ، آنها به طور خاص به عنوان نیروهایی عمل می کنند تا از رشد ذهنی بیشتر “” ً : “- “. ً برخی از تکنیک های ذهنی خاص را در مورد نحوه اعمال آگاهانه افکار خود برای ارتقاء ، اصلاح ، جایگزینی یا تغییر قطبیت (بار الکتریکی ؛ اجزای مختلف در محیط ذهنی خود که به عنوان نیروهای محدود کننده یا بازدارنده بر درک ما عمل می کنند ، بیاموزیم. رفتار ، مانع از دستیابی به سطوح بیشتر مطابقت با محیط فیزیکی می شود.
با سازگاری آگاهانه ، ما خود را در دسترس قرار می دهیم تا یاد بگیریم که چگونه نیازهای خود را برآورده کنیم و به اهداف خود به طور فزاینده ای رضایت بخش تر برسیم. توجه: در برآوردن نیازهای ما و دستیابی به اهداف ما نیاز به کاوش در مورد موضوعات کنجکاوی و جاذبه های ما است ، که همچنین توسط باورها ، ارتباطات و خاطرات ما مسدود شده است.
برای سازگاری ، باید انتخاب کنیم که در برابر یادگیری و تغییر مقاومت نکنیم. این امر مستلزم تمایل ما برای تفکر خارج از محدودیت های ایجاد شده توسط باورها ، ارتباطات و خاطرات ما و آمادگی برای یادگیری نحوه مدیریت انرژی ذهنی است تا بتوانیم خود را از تأثیرات منفی خاطرات دردناک خود رها کنیم. وقتی می آموزیم چگونه قطبیت یک خاطره دردناک را تغییر دهیم ، دیگر دردناک نیست. هنگامی که حافظه تخلیه یا از انرژی بار ریاضی و امار تخلیه شود ، دیگر پتانسیل ایجاد ترس را نخواهد داشت. ترس همیشه تعداد انتخابهایی را که ما از محیط دریافت می کنیم ، محدود می کند ، به این دلیل که باعث می شود توجه خود را بر موضوع ترس خود متمرکز کنیم. نتیجه خالص این است که ما در نهایت دقیقاً همان چیزی را ایجاد می کنیم که سعی می کنیم از آن اجتناب کنیم. برای شما مهم است که توجه داشته باشید که وقتی ما قطبیت یک حافظه را تغییر می دهیم ، در واقع ساختار حافظه را تغییر نمی دهد. به عبارت دیگر ، ما این تجربه را فراموش نمی کنیم ، ً