جزوه تایپ شده ارزیابی عملکرد
جزوه ارزیابی عملکرد کارکنان پیام نور کارشناسی ارشد کاردانی استخدامی علمی کاربردی دانشگاه آزاد
“من هرگز فکر نمیکردم که دوباره خودم را ” ، : ” ؟” ؛ ” ” ” : ” —: ِ””
”” : ؛ “” : 
- - – دادهاست و کارگاههای آموزشی و سمینارهایی در سراسر کشور برگزار میکند. کارگاههای جمعهشب او برای عموم مردم ، بیش از چهار دهه ، یک مجموعه مانهاتان بودند.
در کارگاه او مانند جلسات درمانی ، الیس یک درمانگر دستوری بود که درست به قلب یک مساله رسید ، بدون اینکه سخنان او را نادیده بگیرد زیرا ممکن است کسی مضطرب یا ناراحت شود. این مشکل طرف مقابل است. مشکل الیس این است که مردم را متقاعد کند تا از فرآیندهای شناختی خود برای ایجاد یک زندگی استفاده کنند که لذت را به حداکثر برساند و درد موجودیت را به حداقل برساند. او دوست داشت بگوید ، “هدف از زندگی این است که اوقات خوشی داشته باشیم” اما الیس یک لذتپرست بلند مدت بود ، نه یک لذتپرست بلند مدت و کوتاهمدت که هر میل آنی را به قیمت رنج بلند مدت به دست میآورد.
بنابراین من (JOP) یکبار از او پرسیدم ، ” اگر هدف از زندگی داشتن یک زمان خوب است چرا ۱۵ سال است که به تعطیلات نرفته اید؟” معتقد بودم که الیس در یک تناقض غیرمنطقی بین فلسفه و زندگیاش قرار دارد ، من تعجب کردم که با چه سرعتی پاسخ “؟” ” - ”” ، – () () () یک عاشق یا عدم موفقیت در ورود به یک برنامه تحصیلات تکمیلی میباشد. نقطه B جزوه ارزیابی عملکرد باورهایی است که افراد برای پردازش رویدادهای فعال کننده زندگی خود استفاده میکنند. این باورها میتوانند منطقی (rB) باشند مانند باور به این که طرد شدن ، تاسفبار و افسوس انگیز بود یا این که شکست ، آزار دهنده و ناخوشایند میباشد. این باورها همچنین میتوانند غیرمنطقی (iB) باشند ، مانند فکر کردن ، “خیلی وحشتناک بود که من طرد شدم” ، “من دیگر هرگز دوست داشته نخواهم شد” ، یا ” چقدر وحشتناک است که من به تحصیلات تکمیلی نرسیدم؛ آنها از موفقیت من جلوگیری کردهاند.” در نقطه C ، فرد پیامدهای عاطفی و رفتاری آنچه که به تازگی رخ دادهاست را تجربه میکند.
اکثر افراد و بسیاری از روان درمانگرها فرض میکنند که پیامدهای احساسی مهم رشد شخصیت ، تابعی مستقیم از فعالسازی رویدادهایی است که فرد در معرض آنها قرار دارد. یعنی A مستقیما به C منجر میشود. هر چه قدر عوامل و فعالیتها در اوایل زندگی خوشخیم باشند ، شخصیت سالمتر خواهد بود ، هرچه قدر رویدادهای فعالیتی خجالتآور باشند ، شخص بیشتر دچار اختلال از نظر احساسی خواهد شد. اما به گفته REBT ، این افراد و درمانگرها کاملا اشتباه میکنند.
به عنوان یک نظریه شناختی ، REBT به فرآیندهای درون فرد به عنوان عوامل تعیینکننده مهم عملکرد شخصیت اشاره میکند. این فعال کردن رویدادها (A) نیست که حیاتی هستند بلکه درک و تفسیر فرد از رویدادها است. یعنی B مستقیما به C منجر میشود. از طریق یک باور عقلی میتوان پیامدهای مناسب غم و اندوه ، پشیمانی ، رنجش ، نارضایتی و تصمیم به تغییر هر آنچه را که میتوان تغییر داد ، برای جلوگیری از تکرار حوادث ناگوار احساس کرد. فرد دیگری که با رویدادهای بسیار مشابه مواجه می”” ، “” ، غیرمنطقی اختلال ایجاد کنند. جوامع و خانوادهها همچنین در تمایلات خود برای تشویق تفکر درست یا غلط متفاوت هستند ، اگرچه ارزیابی عملکرد بسیاری از جوامع فرزندان خود را به شیوهای پرورش میدهند که تمایلات قوی آنها برای ایجاد اختلال در خود با باورهای غیرمنطقی را تشدید میکند. اما حتی بهترین میراثها و بهترین جامعهپذیری نیز نمیتوانند حساسیت ما را نسبت به شکست دادن خود از بین ببرند.

دانلود رایگان خلاصه کتاب ارزیابی عملکرد pdf
در میان ما هیچ خدایی وجود ندارد. با وجود خواست کمال گرایانه و خودبزرگبینی به عنوان خدا ، هر یک از ما در هر زمان میتواند قربانی به تعویق انداختن ، تکرار اشتباهات مشابه به جای فکر کردن از نو ، درگیر تفکر آرزومندانه به جای اقدام مسئولانه ، متعصب و متعصب بودن به جای باز و احتمالی بودن ، اتکا به خرافات و ابر طبیعتگرایی به جای منطق و تجربه گرایی و شرکت در تفکر آرزومندانه به جای عمل مسوولانه ، خداپرستی کوتاهمدت به جای مسوولیت طولانی شود. تنها تفاوت بین آنهایی که برچسب آسیبشناسی دارند و آنهایی که برچسب عادی دارند ، فراوانی و شدتی است که آنها از نظر احساسی با تکیهبر تفکر غیرمنطقی ، خودشان را ناراحت میکنند.
آسیبشناسی روانی زندگی روزمره میتواند توسط مدل ABC از عملکرد انسان توضیح داده شود. در اختلالات عاطفی ، فعال کردن رویدادها همیشه از طریق برخی باورهای غیرمنطقی پردازش میشوند. یک دوجین از رایجترین باورهای غیرمنطقی به دنبال آن میآیند.
1. نیازها را با ترجیحات برابر کنید. بسیاری از امیال جزوه تحلیل پوش آور مانند رابطه جنسی ، نیازها هستند زیرا ما آنها را به عنوان نیازها تعریف میکنیم ، حتی اگر آنها در واقع صرفا ترجیحات باشند.
2. ما نمیتوانیم رویدادهای خاصی را تحمل ارزیابی عملکرد، چه در صف منتظر باشد با انتقاد مواجه شود و چه رد شود ، وقتی که در واقع ما میتوانیم چنین رویدادهایی را تحمل کنیم ، مهم نیست که آنها چقدر ناخوشایند باشند.
3. ارزش ما به عنوان افراد با موفقیتها و شکستهای ما و یا با ویژگیهای خاص مانند درآمد تعیین میشود ، انگار که ارزش یک انسان میتواند همانند ویژگیهای عملکردی ارزیابی شود.
4. ما باید موافقت والدین یا شخصیتهای قدرت را حفظ کنیم ، انگار که موجودیت ما به آنها وابسته است.
5. دنیا باید با ما منصفانه رفتار کند ، انگار که دنیا میتواند با خواستههای ما سازگار باشد.
6. بعض اشخاص شریر یا پلید هستند و باید به خاطر جزوه ارزیابی عملکرد خود مجازات شوند ، چنانکه گویی میتوانیم بیارزشی یک انسان را ارج بگذاریم.
7. وحشتناک یا وحشتناک است وقتی که چیزها آن طور که ما دوست داریم پیش نمیروند ، انگار که یک ایده مانند “وحشتناک” یک اصطلاح قابلتعریف با ارجاع تجربی است.
8. اگر فکر نکنیم همه چیز افتضاح است یا عصبانی یا مضطرب نیستیم ، نمیتوانیم عمل کنیم ، انگار که برای انجام اقدامات منطقی که جهان را به مکانی دلپذیر تبدیل می کند ، باید از نظر احساسی آشفته شویم.
9. چیزهای مضر مثل سیگار و یا مواد مخدر میتوانند به شادی در زندگی اضافه کنند و یا چنین چیزهای مضری مورد نیاز هستند ، فقط به این دلیل که رفتن بدون آنها ممکن است برای مدتی ناخوشایند باشد.
10. شادی انسان به طور خارجی ایجاد میشود و مردم توانایی کمی برای کنترل احساساتشان دارند و یا اصلا توانایی ندارند.
11. تاریخ گذشته فرد ، تعیینکننده مهم رفتار حال میباشد ، انگار چیزی که زمانی به شدت بر زندگی فرد تاثیر میگذارد باید به طور نامحدود بر آن تاثیر بگذارد.
12. باورهای : “شنیده می شود و پس از آن زمانی است که ما در مضیقه بدی هستیم. ” ترجیحات برای روزنامه نگاران ، وعده های غذایی مختلف و A در امتحان فقط ترجیحات هستند ، نه نیازهای زیستی یا اخلاقیات. اشتباه گرفتن اولویتها و الزامات به معنای این است که متشنج شوید و در واقع دچار مشکل شوید. باورهای غیرمنطقی (iB ها) و نگرشهای ناکارآمد (DAها) که فلسفه خود آزاری مردم را تشکیل میدهند ، دارای دو ویژگی اصلی هستند . اول ، آنها در هسته خود خواستههای سفت و سخت ، جزمی و قدرتمند دارند که معمولا در افعال بیان میشوند و باید(جنبه اجباری) ، باید(جنبه نصیحتی) ، باید(جنبه بیشتر نسبت به نصیحت) ، باید(جنبه الزامی) و باید(جنبه اجباری) بیان شوند. این تفکر اجباری میباشد: ” من قطعا باید این هدف مهم را گشوده و برآورده کنم! دوم ، فلسفههای خودآزاری معمولا بعنوان مشتقات این ارزیابی عملکرد ، ویژگیهای بسیار غیرواقعی و بیش از حد تعمیمیافته را ایجاد میکنند. این فاجعه ساز میباشد: ” اگر هدف کاملا مهم خود را به انجام نرسانم ، پس وحشتناک است ، جزوه ارزیابی عملکرد آن را تحمل کنم ، احتمالا بیارزش هستم و هرگز چیزی را که میخواهم به دست نخواهم آورد!
پردازش فعال کردن رویدادها (A) از طریق باورهای مطلق (B)به ناچار پیامدهای ناکارآمد (C) ایجاد خواهد کرد. این باورهای غیرمنطقی میتوانند پیامدهای ناراحتکننده زیادی مانند عصبانیت نسبت به صبر کردن در صف ، دلسوزی به خود در دنیای ناعادلانه ، افسردگی نسبت به مخالفت والدین ، خصومت نسبت به افراد شرور ، یا گناه نسبت به شکستن یک قانون از اصول اخلاقی متعصبانه ایجاد کنند. تنها به این دلیل که آشفتگیهای احساسی به صورت روزانه در زندگی میلیون ها نفر رخ میدهد ، دلیلی برای پذیرش این توهم غیرمنطقی نیست که چنین آشفتگیهای احساسی به هر طریق سالم یا ؟ ؟ “” ؟
فهرست مطالب