پرش به محتوا

جزوه اقتصاد و فرهنگ PDF

  • از

جزوات تایپ شده اقتصاد و فرهنگ

دانلود فایل

 

 

جناب استاد اسفنديار استاد جوادی دانشگاه آزاد اسلامی استاد جوادی سراسری کریمی دانشگاه پیام نور استاد شفیع رفت رامیان کارشناسی ارشد افشاری

 

 

 

 

 

 

 

 

ً ؟ :
 =  = : :
× – = : :دانلود رایگان خلاصه کتاب جزوه اقتصاد و فرهنگ

: ً : — –ً  

 

:
– = – = – = ناشی از کمبود امکانات حمل و نقل , تکنولوژی پیشرفته , نیروی انسانی ماهر و وجود انحصارات است.
4- تورم بخشی = تورم بخشی به این معنی است که اگر در یک بخش اصلی اقتصاد قیمت ها افزایش یابد, باعث افزایش قیمت ها در سایر بخش های اقتصاد می گردد.مثلاً افزایش قیمت انرژی قیمت را در سایر بخش ها به دلیل بالارفتن هزینه ی تولید , بالا می برد.
5- تورم پولی = به تورمی که ناشی از افزایش حجم پول نقدینگی در جامعه باشد تورم پولی می گویند.
6- تورم رکودی = این نوع تورم در زمانی روی می دهد که نرخ بیکاری بالا, همراه با تورم بالا باشد. از جمله شرایط رکود در جامعه , بیکاری و کاهش قیمت است.در قرن گذشته جهان با پدیده ای تازه رو به رو شد به اینصورت که افزایش سطح قیمت ها , بیکاری را نیز به دنبال داشت . این پدیده ی نیمه ی دوم قرن بیستم را , تورم رکودی می نامند.
آثار تورم:مردم به این خاطر نگران تورم هستند که افزایش قیمت ها سطح زندگی آنها را کاهش می دهد . درهنگام تورم قیمت داده ها , ستاده ها , دستمزدها , اجاره بها و نرخ بهره با هم افزوده می شود. قیمت چیزهایی که میخریم و به تبع آن قیمت چیزهایی که می فروشیم , هردو افزوده میشود. استاندار زندگی مردم در رابطه بین درآمدی که باید خرج کنند و قیمتی که باید بپردازند, تعیین می شود. اگر درآمد یا نرخ دستمزد سریعتر از قیمت ها افزوده شود, سطح زندگی نیز بالا می رودو اگر افزایش درآمد کندتر از افزایش قیمت ها باشد, سطح زندگی پایین می آید . رابطه میان تغییرات درآمد و تغییر سطح قیمت ها , سمت و سوی تغییر در وضعیت اقتصادی را نشان می دهد . البته برابر گرفتن افزایش سطح قیمت ها با کاهش سطح زندگی و برعکس , از نظر منطقی درست نیست.زیرا اگر در شرایط تورمی شدید , رشد درآمد بیش از رشد قیمت ها باشد, سطح زندگی کاهش نمی یابد. با این حال تورم به دلیل آثار و نتایجی که در جامعه بر جای می گذارد , یک مشکل حاد تلقی می شود.
تورم بر جنبه های مختلف زندگی اثر گذار می باشد که به برخی از آن ها اشاره می کنیم:
1-اثر تورم بر توزیع درآمد : تورم با افزایش جزوه اقتصاد و فرهنگ حقیقی در بعضی خانواده ها و کاهش آن در برخی دیگر, موجب توزیع مجدد درآمد می شود. بنابراین نمی توان درمورد اثر مثبت یا منفی تورم بر میزان درآمد همه ی افراد یک جامعه , نظر قطعی داد. تا کنون
رابطه ی مستقیمی بین نرخ تورم و ضریب جینی که توزیع درآمد را اندازه گیری می کنددرهیچ دوره ودرهیچ کشوری یافت نشده است اثر تورم بر توزیع درآمد به این بستگی دارد که منشاء تورم چیست؟ اندازه ی آن چقدر است؟ مثلاً اگر علت تورم کمک های دولت به مردم محروم , آزاد سازی قیمت برخی محصولات ویا کارهای عمرانی زیربنایی کشور باشد, شاید این تورم باعث بهبود وضعیت فقرا شود . به طور کلی می توان گفت که تورم , وضعیت کسانی را که درآمد های ثابت دارند, بدتر می کند .زیرا درآمد حقیقی آنها کاهش می یابد. یا اگر افزایش درآمد کمتر از افزایش قیمت ها باشد , وضعیت افراد بدتر می شود. همچنین می توان گفت که اگر ارزش اسمی دارایی های افراد , کمتر از نرخ تورم افزایش یابد, افراد وضعیت بدتری پیدا می کنند . کسانی که در دوران تورم , وام با نرخ بهره ثابت دریافت کرده اند , از تورم نفع می برند و کسانی که قرض داده اند , تورم به آنها لطمه خواهد زد.
2-اثر تورم بر تولید : معمولاً گفته می شود که اگرتورم ملایم باشد به تولید کمک می کند. زیرا انجام هزینه ها زودتر از درآمد ها می باشد. بنابراین در دوران تورم هزینه ها کمتر از درآمدها بالا می رود. اگر -: : محصولی بودن , همواره از پدیده ی تورم رنج می برد. حتی در شرایطی که قیمت نفت افزایش یافت, به دلیل عدم استفاده بهینه و درست از درآمدهای نفتی , موجب کاهش تورم و افزایش سطح رفاه طبقات پایین جامعه در حد انتظار نشده است. علت اساسی عدم استفاده مناسب از درآمدهای نفتی این است که دولت ها به طور معمول این درآمدها را در بخش هایی هزینه نمودند که منجر به افزایش تولید نشد. یا این که انحراف اعتبارات از بخش مولد به بخش های غیر مولد و دلالی و واسطه گری اتفاق افتاد و نیز تبدیل درآمدهای نفتی ) که به صورت دلار می باشد( به ریال , موجب افزایش حجم پول و افزایش تقاضای کل شد و با ثابت بودن نرخ رشد تولید و عرضه , در نهایت منجر به تورم شد .

اقتصاد و فرهنگ

اقتصاد و فرهنگ

تورم در ایران که از دهه 1350 هجری شمسی , دو رقمی شد, همواره تاکنون به غیر از سال های 1364 و 1369 , همواره دو رقمی بوده است . در پایان برنامه 5 ساله چهارم توسعه یعنی در سال 1388 طبق برنامه می بایستی نرخ تورم به زیر 10 درصد می رسید ولی به حدود 35 درصد رسید! اوج تورم در سال 1374 , 4/49 درصد بود که به دنبال سیاست های تعدیل اقتصادی به وقوع پیوست.
به جدول نرخ تورم در ایران که در ذیل خواهد آمد , توجه نمایید. لازم به توضیح است که شاخص بهای قیمت کالاها و خدمات مصرفی در ایران , معیار سنجش تغییرات قیمت تعداد اقلام ثابت و معینی از کالاها و خدمات است که توسط خانوارهای شهرنشین به مصرف می رسد. در صد تغییر سالانه این شاخص , نرخ تورم نامیده می شود . تعداد اقلام مشمول شاخص در هر سال پایه با سال پایه جدید متفاوت است .مثلا از 310 قلم کالا و خدمات منتخب در سال پایه 1376 به 359 قلم کالا و خدمت ! ) ( , ) ( , ) (, ) ( , ) ( , ) ( , :
–= =:
– – – – ًً حاضر نیز به شغلی اشتغال ندارند, جزو نیروی کار)جمعیت فعال( به حساب نمی آیند.افرادی که در جستجوی کار تمام وقت هستند اما فعًلاً به کار پاره وقت مشغولند, شاغل تلقی می شوند. اما اقتصاددانان و آمارگیران دولتی در مورد اینکه آیا شاغلین پاره وقت جزو نیروی کار هستند یا نه, اشتراک نظر ندارند!شاغلین به کار اداری نیمه وقت جزو نیروی کار هستند اما کاگران دلسرد , نیروی کار محسوب نمی شوند.به هرحال اقتصاد کلان جدید به این نتیجه رسیده است که بیکاری پدیده ای بغرنج و پیچیده است و هیچگاه آمار ثابتی را در این مورد نمی توان ارائه داد. به عنوان مثال , شخصی که در جستجوی کار است اگر در جستجویش وقفه ای بیفتد, از زمره ی بیکاران خارج می شود و در مقابل دانش آموزی که در پی کاراست, میتواند در گروه جزوه اقتصاد و فرهنگ قرار گیرد.
اشتغال کامل:
آیا برای تحقق اشتغال کامل می بایست هرکس که توانایی کار دارد , شغلی داشته باشد؟ جواب منفی است!زیرا بسیاری از افرادی که توانایی کار کردن دارند , تمایلی به آن ندارند. آیا اشتغال کامل به این معنی است که هرجوینده ی کار با توانایی لازم باید شغلی داشته باشد؟ باز هم جواب منفی است! زیرا اگر مطلقًاً بیکاری وجود نداشته باشد بیکاری طبیعی که لازمه ی تغییرات مثبت اقتصاد است , وجود نخواهد داشت. در واقع برخلاف تصور عامه , اشتغال کامل در اقتصاد به معنای عدم وجود بیکار در جامعه نیست , بلکه به این معناست که به تعداد جمعیت فعال, در اجتماع , شغل وجود داشته باشد. اقتصاد دانان تحقق اشتغال کامل در جامعه را منوط به تعادل بازار کار می دانند و بازارکار وقتی متعادل است که مشاغل موجود با تعداد متقاضیان کار تقریبًاً برابر باشند.
میزان بیکاری را با شاخص نرخ بیکاری می سنجند. نرخ بیکاری در شرایط تعادل , نرخ طبیعی بیکاری نامیده می شود . یعنی نرخ بیکاری در زمانی که تعادل تقریبی بین مشاغل خالی و تعداد افرادی که در جستجوی کارند , برقرار باشد. اگر جامعه ای دارای نرخ طبیعی بیکاری باشد, آن را در حال اشتغال کامل می گویند . این که تا چند درصد از بیکاری , نرخ طبیعی بیکاریست , در جوامع مختلف و برای زمان های مختلف , متفاوت است . نرخ طبیعی بیکاری باعث پویایی اقتصاد جوامع و ایجاد شغلهای جدید یا بهبود وضعیت شغلی های قدیمی می شود.
انواع بیکاری:
از یک دیدگاه میتوان بیکاری را به دودسته ی بیکاری ارادی و بیکاری غیر ارادی تقسیم کرد:
الف- بیکاری غیر ارادی زمانی است که شخص حاضر به هر نوع کار با هر شرایطی باشد , اما نتواند کاری بیابد. مثلاً اگرتنها نان آور یک خانواده نتواند هیچ نوع کاری بیابد در عین اینکه حاضر به قبول هر کاری و با هر شرایطی هست , این شخص دچار بیکاری غیر ارادی است.
ب-اما اگر کسی به دنبال یافتن شغلی با شرایط ویژه ای باشد و از قبول کار یا شغل های خالی موجود , به دلیل نداشتن ویژگی های مورد نظرش , خودداری کند , این شخص دچار بیکاری ارادی است . مثًلاً کسی که به دلیل پایین بودن دستمزد شغلی , آن را قبول نمی کند , یا شخصی که کاری را بخاطر هماهنگ نبودن با نوع تخصصش , رد می کند , دچار بیکاری ارادی است.
از دیدگاهی دیگر اقتصاد دانان سه نوع بیکاری را مطرح کرده اند که هرکدام از این سه نوع بیکاری , از نظر ارادی یا غیر ارادی بودن دارای تفاوت هایی هستند . این سه نوع بیکاری عبارتند از:
1-بیکاری اصطکاکی یا طبیعی یا برخوردی : در هر مقطعی از زمان تعدادی از نیروی کار به طور موقتی بیکار هستند ولی برای آن ها شغل وجود دارد. مانند افراد تازه فارغ التحصیل که به دنبال یافتن شغل هستند یا کسانی که در مرحله ی -: – :
(( ( ( )( از نقطه ای آغاز می شود که به پایین ترین وضعیت ممکن برسد. در حین بهبود, شاخص های تولید نشانگر این هستند که تولید در حال افزایش است و در وضعیت نهایی یک دور تجاری که رونق نامیده می شود , شاخص های تولید و اشتغال , نشان دهنده ی بالاترین رقم افزایش اند. در چنین شرایطی دور جدید تجاری آغاز می شود. بطور کلی دور تجاری فاصله ی میان دو رونق متوالی است که طول آن همرا ه با شرایط اقتصادی زمان وشاخص های مورد مطالعه , تغییر می کند. اصوًلاً نمی توان دو دور تجاری یکسان با هم پیدا کرد. بر اساس بررسی های انجام گرفته , متوسط دور تجاری تقریباً 5 سال است.
در دوران رکود یا کسادی , تقاضای کل کاهش می یابد در نتیجه تولید یا همان عرضه نیز کاهش یافته ولذا مراکز تولیدی و بنگاه های اقتصادی اقدام به اخراج نیروی کار می کنند یا این مراکز بسته شده و کارگران آن بیکار می شوند. به این نوع بیکاری که اغلب دست جمعی و در سطح کل کشور اتفاق می افتد , بیکاری ادواری یا سیکلی یا تجاری می گویند.در این نوع بیکاری بر خلاف بیکاری برخوردی , تغییر شغل یا بیکاری ارادی نیست , زیرا در شرایط رکود علت بیکاری از بین رفتن شغل و فقدان کار تازه است.
3-بیکاری ساختاری یا بنیادی : این نوع بیکاری زمانی روی می دهد که کارگران فاقد مهارت های لازم برای مشاغل موجودباشند .
عامل اصلی این بیکاری , کاهش دراز مدت و تدریجی عمر یک صنعت است. برخی صنایع ممکن است به علت افزایش هزینه ی تولید , تغییر ذوق و بهگزینی مصرف کننده و یا پیشرفت های فنی از میان بروند. در نتیجه کارگران این نوع صنایع دستخوش بیکاری جزوه اقتصاد و فرهنگ  شوند. مثلاً دستگاه ها وابزار آلات جدید برای تولید کالای خاصی به کار گرفته می شود و کارگرانی که بادستگاه ً