جزوه تعلیم و تربیت اسلامی
دانلود جزوه کتاب تعلیم و تربیت اسلامی خلاصه پیام نور شریعتمداری خسرو باقری رشته علوم تربیتی مدرسان شریف برای آزمون استخدامی دکتر
(())
():
:نیست
::
— ()() —().-()
-() :–: :- –
:() :()
:
–()
-() () () -:-()
() :
-() :–:/ :
—(())
:
:
-و تربیت ممکن باشد اعم از این که مال مزبور منقول باشد یا غیر منقول و مشاع باشد یا مفروز/وقف در ماده 58 این ماده بیان می کند که فقط وقف مالی جایز است که با بقای عین بتوان از آن منتفع شد اعم از این که منقول باشد یا غیرمنقول./اجاره در ماده 471 قانون مدنی که این ماده بیان می کند که برای صحت اجاره باید انتفاع از عین مستاجره با بقای اصل آن ممکن بباشد/عقد عاریه در ماده 637 قانون مدنی که بیا می کند هر چیزی که بتواند با بقای اصلش از آن منتفع شد م تواند موضوع عقد عاریه گردد.منفعتی که مقصود از عاریه است منفعتی است که مشروع و عقلانی باشد.
2-فایده دوم در بحث هدایای نامزدی می باشد.زمانی که نامزدی صورت میگیرد طرفین هدایایی به یکدیگر می دهند ممکن است این نامزدی به عقد نکاح منجر نشود در این صورت هدایای نامزدی باید برگردانده شود. اگر هدایا اموالی باشند که در صورت استفاده تلف شوند مسئولیت بر آن ها وجود ندارد در غیر اینصورت اگر در اثر تقصیر فرد تلف شده باشند بای بهای آن توسط فرد پرداخته و برگردانده شود.
اموال مادی و غیرمادی:اموال مادی اموالی هستند که با حواس انسان قابل مشاهد حس و لمس هستند .اموال غیر مادی نیز اموالی هستند که با حواس انسان قابل مشاهده حس و لمس نیستند اما ممکن جزوه تعلیم و تربیت اسلامی ارزش اقتصادی داشته باشند و قابلیت تقویم به پول هستند مثل حق تالیف.
فایده این تقسیم بندی

تعلیم و تربیت
1-در عقد اجاره بیع و رهن مال بای عی و لزوما مادی باشد ولی نظر استاد و تعدادی از حقق دانان دیگر این است که اموالغیرمادی مانند حق اختراع را نیز میتوان مبیع قرارداد.
2-آورده افراد به شرکت باید مال باشد و ارزش اقتصادی و قابلیت تقویم و مبادله با پول را داشته باشد.بنابراین ویژگیارزش اقنصادی داشتن باعث می شود اموال غیرمادی نیز به عنوان آورده شرکت شناخته شوند.
نکته:فقها درمورد حقوق مالی می گویند که آنچه ما داریم یا حق است یا ملک یعنی یا حق است یا مالکیت. به گفته دیگر حق و مالکیت از همدیگر جدا هستند و مالکیت خود حق جزوه تعلیم و تربیت اسلامی بلکه در مرتبه ای بالاتر از نمونه سوالات احکام و معارف اسلامی است. در زبان محاوره چون مال ملموس است آن را به خود نسبت می دهیم و نمی گوییم که حق مالکیت نسبت به آن داریم و فکر میکنیم که این مال خود حق است. درصورتی که این درحقیقت موضوع حق است (مثلا موضوع حق مالکیت)
فقها ارزش بیشتری برای مالکیت قائل اند و آن را چیزی جدا و فراتر از حق میدانند زیرا کامل تر از سایر حقوق است.اما حقیقت این است که این حقوق شدت و ضعف دارند.شاید یک حق ناقص و دیگری کامل تر باشد.حق اصل موضوع است و بقیه چیز ها زیر مجموعه آن هستند.حق نیز همچون اراده مفهومی اعتباری است و ما توافق می کنیم حق مالکیت خود را به دیگری منتقل کنیم(در ازای مبلغی)پس در خود مال تغیری ایجاد نشده است.
الف)دیون یا تعهدات:ماده 20: کلیه دیون از قبیل قرض و ثمن مبیع و مالالاجاره عین مستاجره از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقول است ولو اینکه مبیع یا عین مستاجره از اموال غیرمنقوله باشد.قرض و وام یکی است.عقد بیع در اصطلاح قانون مدنی یعنی قرارداد خرد و فروش.بیع یعنی فروش مال که در ازای آن ثمنی دریافت می کنیم.مثلا وقتی لپتاپی را به قیمت ده میلیون تومان میخریم عقد بیع است مبیع لپتاپ است و ثمن مبیع ده مییون تومان است.یا :کنیم که مبلغی را به عنوان اجاره پرداخت کنیم چون این مبلغ اجاره را خودمان تعیین کردیم اجرت المثما است.اما اگر خودمان اجاره به را تعیین نکردیم و به موجب قانون مکلف شدیم که مبلغی را تحت عنوان اجاره بها پرداخت کنیم اجرت المثل است زیر برای این که بدانیم مبلغ این اجاره بها تعلیم و تربیت است باید با اموال مشابه مقایسه کنیم مثلا اگر شخصی ماشین دیگری را سرقت کند و با آن مسافر کشی کند و مالک بخواهد بعد از یک اهداف به وجود آمدند همین اهداف اجتماعی ممکن است اقتضا کند که فرد دو دارایی داشته باشد یا بتواند کل دارایی خود را منتقل کند. امروز در حقوق خارجی مثل حقوق آلمان و سوئیس نظریه تعهد دارایی شناسایی شده است یعنی فرد میتواند دو دارایی مستقل از هم با جنبه های مثبت و منفی مستقل از هم داشته باشد به گونهای که این دارایی هیچگونه ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند این نظریه فعلاً در حقوق ما پذیرفته نشده و ما همچنان اصل وحدت دارایی و عدم انتقال دارایی را نیز قبول داریم. دارایی در واقع در حقوق غرب به معنای مجموعه حقوق و تکالیف مالی است اما در حقوق مدنی یک خواندیم که دارایی قابلیت و شایستگی و توانایی دارا شدن است چون هر شخص توانایی دارد که بتواند مالک اموال شود بر این اساس دارایی جزو حقوق مربوط به شخص است و شخص نمی تواند این حق را از خود جزوه تعلیم و تربیت اسلامی کند و تا زمانی که زنده است این ظرفیت را همراه خود دارد که بتوانند صاحب حقوق و تعهدات بشود که به نظر میرسد اصل استقلال و وحدت دارایی از همین جا آمده است.
ذمه: اصطلاحی در حقوق تعلیم و تربیت است معنای دقیق این اصطلاح نیز مورد اختلاف است ذمه یک ظرف اعتباری است اما
فهرست مطالب