جزوه عملیات واحد ۱
پیام نور انتشارات پارسه مهندسی شیمی دکتر احسانی دکتر عباس اقایی نژاد میبدی دکتر دادوند دکتر محمد امین ثباتی دانشگاه علم و صنعت دانشگاه
ً ً ً () ؟ 
– – () ً – ً ً ً کامل را با محیط نداریم و در نتیجه ، شاید بتوان به جرات گفت که هیچ یک از ما در شرایط رضایت کامل زندگی نمی کنیم. با این حال ، هرچه بیشتر در مورد نیروهای متقابل پشت رفتار خود و نیروهای محیطی متقابل خارج از خود بفهمیم و بدانیم ، برآورده ساختن نیازها و دستیابی به اهدافمان آسان تر است ، و در نتیجه میزان رضایت بیشتری را از خود تجربه خواهیم کرد. زندگی می کند برعکس ، اگر رفتار خودمان را درک نکنیم ، مطمئناً نمی توانیم درک دیگران را پیش بینی کرده یا پیش بینی کنیم ، و هرچه درباره بقیه اجزای محیطی که می توانند به عنوان نیرویی بر ما تأثیر بگذارند کمتر بدانیم. ، در این صورت منطقی خواهد بود که هرچه پتانسیل کمتری برای برآوردن نیازها و دستیابی به اهداف خود داشته باشیم ، که منجر به احساس ناامیدی ، استرس ، اضطراب ، ناراحتی و ترس می شود.
یادگیری وکیفیت تجربیات ما
دانلود رایگان خلاصه جزوه عملیات واحد ۱ کتاب پی دی اف Pdf
همانطور که اشاره کردم ، ما با این علم به دنیا نیامده ایم که برای تحقق خودمان نیاز به عملکرد موثر در محیط فیزیکی داریم. با این حال ، ما با نیاز به دانستن متولد می شویم. این نیاز به دانستن به عنوان یک نیروی محرک در زندگی ما عمل می کند که از اعماق اعماق خود ما ناشی می شود. حس کنجکاوی طبیعی ما را وادار به کاوش و یادگیری می کند. به عنوان مثال ، هنگامی که ماهیت چیزی را جزوه عملیات واحد ۱ یا کاری را انجام دادیم ، به سرعت حوصله مان سر می رود و سراغ کار متفاوتی می رویم. خستگی به عنوان یک نیروی درونی ما را مجبور می کند که به دنبال چیز جدیدی برای کشف و یادگیری باشیم.
جاذبه ها همچنین به عنوان یک نیروی درونی عمل می کنند و ما را وادار می کند تا برای کشف () ؟ ً ً 
ً ً ً /چگونه می توانیم خود را به نحوی رضایت بخش انجام دهیم بسیار مفید است. ما در سالهای اولیه خود کنترل بسیار کمی بر آنچه درباره طبیعت جهان خارج و نحوه عملکرد آن می آموزیم ، داریم. من در این مورد در یک لحظه بیشتر بحث خواهم کرد.
همانطور که نقطه شخصی خود را گسترش می دهیم (مانند مثال) تا بیشتر و بیشتر در مورد آنچه که محیط به منظور ارائه بینش درباره خود ارائه می دهد بیشتر بیاموزیم ، سطح مکاتبات خود را با آن افزایش می دهیم وقتی یاد می گیریم ، ترکیب و سازگاری را تغییر می دهیم. از محیط داخلی ما هر تغییری که ما در درون ایجاد می کنیم به طور همزمان دیدگاه و برداشت ما از خارج را تغییر می دهد. محیط بیرونی متفاوت است زیرا ما بر اساس بینش ها و درک های جدید در نتیجه آنچه به داخل اضافه شده یا تغییر کرده عمل می کنیم. هر بینش جدید در مورد نحوه تعامل مناسب تر با محیط برای تغییر کیفیت تجربیات ما ، گزینه های جدید و متفاوتی را در اختیار ما قرار می دهد.
این ممکن است یک رابطه آشکار بین آموخته های ما و میزان رضایتمندی ما در زندگی به نظر برسد ، اما من به شما اطمینان می دهم که اینطور نیست. اگر این امر بسیار واضح بود ، اکثر مردم زمان سختی برای برقراری ارتباط بین وخامت شرایط ، فقدان شادی یا رضایت از زندگی خود و عدم بینش خود ، همراه با امتناع از اعتراف به چیزی که آنها انجام می دهند ، ندارند. نمی دانم و باید یاد بگیرم.
تا زمانی که به نقطه ای نرسیم که همه چیز را بدانیم ، رضایتمندی بیشتری در هر تجربه ای وجود دارد. اگر ما عملیات واحد آنچه را که باید بدانیم بدانیم ، می توانیم منتظر پیامدهایی از خارج باشیم که دقیقاً با محیط ذهنی داخلی مطابقت دارد. این نوع مطابقت کامل بین درونی و بیرونی نتیجه درک کامل ما از خودمان است – نیروهای درونی که بر رفتار ما تأثیر می گذارند – در ارتباط با نیروهای محیطی بیرونی که بر ما تأثیر می گذارند. از آنجا که هیچ یک از ما در سطح دانش کامل نیستیم ، می توانیم فرض کنیم که در هر تجربه ای که از محیط فیزیکی داریم ، تجربیات احتمالی دیگری نیز ناشی از انتخاب های دیگری است که در آن زمان در دسترس ما بوده است ، اما نکته این است که ما در هر شرایطی دقیقاً با سطح درک ، بینش و توانایی ما برای عمل به آنچه می دانیم مطابقت دارد.
هرچه بیشتر به خودمان اجازه دهیم که یاد بگیریم ، بهتر می توانیم در مورد امکانات موجود در آینده ارزیابی کنیم. با این حال ، در گفته های فوق به طور ضمنی آمده است که ما اولاً مایل هستیم تصدیق کنیم که آینده های احتمالی دیگری وجود دارد ، نه فقط آینده ای که انتظارات و اعتقادات ما در مورد آنچه قبلاً آموخته ایم ما را در آن قفل می کند.
به خاطر داشته باشید که هر چیزی که ما در رابطه با همه چیزهایی که هنوز یاد نگرفته ایم می دانیم ، بیانگر محدودیت های فعلی است که ما خارج از آنها کار می کنیم. از نظر مفهومی ، این محدودیت های فردی با انتخاب هایی که مردم در قرون وسطی با اعتقاد به مسطح بودن زمین کور کرده بودند ، تفاوتی ندارد.
اگر ما حاضر نباشیم تصدیق کنیم که در هر شرایطی اطلاعات و انتخاب های بیشتری از آنچه باورهای ما به ما اجازه می دهند درک کنیم وجود دارد ، ما هرگز یاد نمی گیریم که وجود این امکانات رضایت بخش تر را تشخیص دهیم یا پیش بینی کنیم. با اذعان به احتمال وجود مجموعه مناسب تری از مراحل ، ما خود را برای درک و سپس یادگیری مراحل که می ً ً ً عنوان مثال ، اگر ما در روابط شخصی خود احساس رضایت نمی کنیم ، آیا خیلی ساده می توان تصور کرد که دلیل آن این است که ما مهارت های بین فردی مناسب را توسعه نداده ایم؟ آیا این امکان وجود دارد که مهارت های ارتباطی خاصی وجود داشته باشد که – هنگامی که یاد گرفته و مورد استفاده قرار گیرد – بتواند به روابط شخصی رضایت بخش تر و سطوح عمیق تری از روابط منجر شود؟ مشکل این است که فرض بر این است که مهارت های مناسب منجر به سطوح بالاتر رضایت وجود ندارد یا اینکه ما قبلاً آنچه را که باید بدانیم می دانیم و اگر در حال حاضر رضایت را تجربه نمی کنیم ، به همین راحتی می توان فرض کرد. به طور کلی می توان آن را تجربه کرد هنگامی که ما بر اساس آخرین فرض عمل می کنیم ، حتی اگر محیطی شواهدی را در اختیار ما قرار دهد که نشان می دهد میزان رضایتمندی عمیق تری وجود دارد (مشاهده زوج دیگری که احساس رضایت می کنند) ، احتمالاً فرض می کنیم که آنها طوری رفتار می کنند که انگار به خاطر ظاهر خوشحال هستند. به به این ترتیب ، ما مجبور نیستیم مسئولیت یادگیری چیزی را که ممکن است بدانند ، بپذیریم.
فرض اول منجر به تحقیق ، یادگیری و توسعه می شود که منجر به سطوح بیشتری از اثربخشی و رضایت می شود. دو فرض آخر بدیهی است که منجر به نارضایتی بیشتر می شود. ممکن است نامها و مکانها تغییر کند ، اما ما بارها و بارها شرایط مشابهی دردناک را تجربه خواهیم کرد. این چرخه های نارضایتی تا زمانی ادامه می یابد که ما نپذیرفتیم که باید چیزهایی را بیاموزیم و کار یادگیری آن را انجام دهیم.
آنچه را که ما قبلاً می دانیم مسدود می کنیم آنچه را که هنوز یاد نگرفته ایم مسدود می کند
بدیهی است ، پذیرفتن چیزی ً () ، ً – – ً
فهرست مطالب