جزوه مدیریت سازمان های ورزشی
پیام نور مهرزاد حمیدی راهیان ارشد دکتر سجادی مدرسان شریف کتاب جزوه مدیریت سازمان های ورزشی کوزه چیان نصرالله سجادی تألیف دکتر لقمان
: ().
ً «» ً ً - – «» (). ً () : «
«» «» – (). . () : «» (). ً () : ؛ ؛ ً ً 
”ً ً ً ” (). : : ؛ ؛ () :
«» (). «: «»، «» » (). : ریزی ورزشی با «مدیریت استراتژیک» جایگزین شد، شکلی دقیقتر که تابع برنامهریزی استراتژیک را در بر میگیرد، اما آن را بسیار بیشتر گسترش میدهد. تفاوت بین آنها این است که “برنامه ریزی استراتژیک بر تصمیم گیری استراتژی بهینه متمرکز است، در حالی که ورزشی استراتژیک بر تولید نتایج استراتژیک متمرکز است: بازارهای جدید، محصولات جدید و / یا فن آوری های جدید” (Ansoff، 1988، ص 235). بنابراین، مدیریت استراتژیک جامع تر است. به جای اینکه صرفاً یک برنامه را ترسیم کند، هدف آن یکپارچه سازی برنامه ریزی با سایر بخش های سازمان است. هاکس و مجلوف (1996، ص 419) استدلال می کنند که:
مدیریت استراتژیک روشی برای هدایت شرکت است که به عنوان هدف نهایی توسعه ارزش های شرکتی، قابلیت های مدیریتی، مسئولیت های سازمانی و سیستم های اداری است که تصمیم گیری استراتژیک و عملیاتی را در تمام سطوح سلسله مراتبی و در همه مشاغل و خطوط عملکردی به هم مرتبط می کند. قدرت در یک شرکت مؤسساتی که به این مرحله از توسعه مدیریت رسیده اند، تعارض بین توسعه بلندمدت و سودآوری کوتاه مدت را از بین برده اند. استراتژی ها و عملیات ها با یکدیگر در تضاد نیستند، اما ذاتاً در تعریف وظایف مدیریتی در هر سطح از سازمان با یکدیگر همراه هستند. این شکل از اداره یک شرکت عمیقاً بر سبک مدیریتی، باورها، ارزشها، اخلاقیات و اشکال پذیرفتهشده رفتار در سازمان است که باعث میشود تفکر استراتژیک با فرهنگ سازمانی جزوه مدیریت سازمان های ورزشی داشته باشد.
هدف مدیریت استراتژیک گسترش چشم انداز استراتژیک در تمام واحدهای سازمان است که هر سیستم اداری را در بر می گیرد. به جای مکانیکی بودن، «نقش مرکزی افراد و گروه ها و تأثیر فرهنگ شرکتی را تشخیص می دهد» (تافت، 1989، صفحات 6-7). همچنین، قبل از بیانیه ماموریت، باید یک چشم انداز دائمی از شرکت که توسط مدیر اجرایی بیان شده باشد، وجود داشته باشد. این فلسفه شرکتی «باید یک موضوع وحدت بخش و چالشی حیاتی برای همه واحدهای سازمانی فراهم کند، ارتباط برقرار کند.
احساس ایده آل های دست یافتنی، به عنوان منبع الهام برای رویارویی با فعالیت های روزانه عمل می کند و به نیروی مسری، انگیزشی و هدایت کننده منطبق با اخلاق و ارزش های شرکت تبدیل می شود (هکس و مجلوف، 1996، ص 255).
دو نکته اساسی در این مورد وجود دارد. اول، باید یکپارچگی بیشتر بین برنامه ریزی، کنترل ورزشی و ساختار سازمانی وجود داشته باشد. یکپارچگی بیشتر بین سیستم ارتباطات و اطلاعات؛
136 مدیریت گرایی و مدیریت دولتی
با سیستم های انگیزشی و پاداش (هکس و مجلوف، 1984، ص 76-7). برنامه ریزی نباید به عنوان یک فعالیت مجزا و متکی به بخش برنامه ریزی مجزا تلقی شود، بلکه باید به عنوان یک مسئولیت مدیریت تلقی شود و از سازمان جدا نباشد. ثانیاً، سازمان باید به «فرهنگ» خود توجه کند. برنامه ها همچنان در مدیریت استراتژیک وجود دارد، اما به دلیل وجود عوامل انسانی در فرهنگ سازمانی و تأثیرگذار بر مدیریت آن، توجه بیشتری به اجرا می شود.
به راحتی می توان دریافت که مدیریت استراتژیک برای بخش خصوصی مناسب است و اگر به خوبی اجرا شود، یک پایگاه اطلاعاتی برای شرکت فراهم می کند تا تصمیماتی اتخاذ کند که لزوماً از عملیات عادی ناشی نمی شود. می تواند به سازمان کمک کند تا از روند عادی مدیریت یا روزمره عقب نشینی کند و سوالات اساسی در مورد وجود و آینده سازمان بپرسد.
استراتژی در بخش دولتی
سازمانهای عمومی در تصمیمگیری برای تمرکز، وجود طولانیمدت و مشکلاتی دارند. آنها می توانند از یک رویکرد استراتژیک سود ببرند، اگرچه برخی اصلاحات در دیدگاه بخش خصوصی ممکن است ضروری باشد. ورزشی نوعی برنامه ریزی در ً ً ً ().
(). «» «» (1992، ص 23). تدوین اولیه استراتژی در بخش عمومی تمایل به ارتکاب همه این گناهان داشت.

جزوه مدیریت سازمان های ورزشی
حرکت جدیدتر به سمت مدیریت استراتژیک ممکن است امیدوارکننده ترین رویکرد باشد، همانطور که در بخش خصوصی انجام شده است.
بوزمن و استراوسمن استدلال می کنند که سه ویژگی اصلی یک رویکرد استراتژیک وجود دارد: تعریف اهداف و مقاصد، توسعه یک برنامه عملیاتی که بین سازمان و محیط میانجیگری می کند، و طراحی روش های موثر اجرا (1990، ص 54). از ورزشی آلیسون، استراتژی شامل تعیین اهداف و اولویتها برای سازمان (بر اساس پیشبینیهای محیط بیرونی و ظرفیتهای سازمان) و همچنین طراحی برنامههای عملیاتی برای دستیابی به این اهداف است.
مدل های برنامه ریزی استراتژیک
همانند بخش خصوصی، ابتدایی ترین مراحل رویکرد استراتژیک در بخش دولتی به جای مدیریت، برنامه ریزی بود. تعریف مفید اولسن و ادی (1982، ص 4) است که در آن برنامه ریزی استراتژیک تلاشی منظم برای ایجاد تصمیمات اساسی است که ماهیت و جهت فعالیت های دولتی را در چارچوب قانون اساسی شکل می دهد. این تعریف بر سه نکته تاکید دارد. اولاً، تصمیمات راهبردی «تصمیمات اساسی» هستند، نه تصمیمات سطح پایین، زیرا احتمالاً میتوان این تصمیمات را با ابزارهای معمولی بوروکراتیک انجام داد. ثانیاً، تصمیمات استراتژیک به عنوان تصمیماتی مشخص می شوند که بر «ماهیت و جهت گیری فعالیت ها» و کل آینده سازمان تأثیر می گذارند. ثالثاً، ورزشی برنامه ریزی استراتژیک از نوع سیاسی و قانون اساسی محدودیت هایی دارد که تفاوتی فوری با بخش خصوصی دارد. در حالت ایده آل، برنامه ریزی استراتژیک رویکردهای عادی سیاسی یا بوروکراتیک را زیر و رو نمی کند، بلکه در درون آنها صورت می گیرد.
در اوایل دهه 1980، اولسن و جزوه مدیریت سازمان های ورزشی از جمله پیشگامانی بودند که استدلال کردند برنامه ریزی استراتژیک در بخش دولتی جایگاهی ():
•
- «» • •
ً
فهرست مطالب