سوالات اسناد تحولی و فلسفه تعلیم و تربیت
که مردم در هر زمان تحت تأثیر تجربیات اولیه اجداد بدوی خود قرار می گیرند (یونگ ، 1937/1959 ) بنابراین ، مطالب (/).
“” (/ ).
ً ؟ “ً ” (/). ً (/ ) () :
ً ()
ً ً ً ، ً ().

(). : (/)
ً ً ً (/ ) – (/). “” سبک زندگی مورد درخواست مردم را به نمایش می گذارد (یونگ ، 1950/1959).
گرچه پرسونا جنبه ضروری شخصیت ماست ، اما نباید چهره عمومی خود را با خود کامل نمونه سوالات اسناد تحولی و فلسفه تعلیم و تربیت اشتباه بگیریم. اگر با پرسونای خود بسیار نزدیک شناخته شویم ، از فردیت خود جزوه فلسفه تعلیم و تربیت مانده و از رسیدن به تحقق خود جلوگیری می کنیم. درست است ، ما باید جامعه را بپذیریم ، اما اگر بیش از حد با پرسونای خود را شناخته شویم ، ارتباط خود با خود را از دست می دهیم و به انتظارات جامعه از ما وابسته می مانیم. یونگ اعتقاد داشت برای اینکه از نظر روانشناختی سالم بشویم ، باید تعادل بین خواسته های جامعه و آنچه واقعاً هستیم را برقرار کنیم. غافل بودن از پرسونای خود به معنای نادیده گرفتن اهمیت جامعه است ، اما غافل بودن از شخصیت عمیق شخص به معنای عروسک گردانی جامعه است (یونگ ، 1950/1959). در نزدیکی شکست یونگ با واقعیت از سال 1913 تا 1917 ، او سخت تلاش کرد تا با شخصیت خود در تماس باشد. او می دانست که باید زندگی عادی داشته باشد و کار و خانواده اش این ارتباط را فراهم می کنند.
او اغلب مجبور می شد که حقایق اساسی راجع به خودش بگوید ، از جمله اینکه دارای مدرک پزشکی ، یک همسر و پنج فرزند است و اینکه در کوسناخت سوئیس زندگی می کند ، و غیره. چنین صجبت های شخصی پاهای یونگ را به زمین ریشه می داد و به او اطمینان داد که واقعاً وجود دارد.
سایه
سایه ، ارکیتایپ تاریکی و سرکوب ، نمایانگر خصوصیاتی اسناد تحولی و فلسفه تعلیم و تربیت که ما نمی خواهیم آنها را بپذیریم اما سعی در پنهان کردن از خود و دیگران داریم. سایه شامل گرایشات اخلاقی ناشایسته نیز هست و تعدادی از خصوصیات سازنده و خلاقانه که هرگز تمایلی به دیدن آنها نداریم (یونگ ، 1951 / 1959a).

نمونه سوالات اسناد تحولی
چهره های خیالی مانند دارت ویدر و ولدمورت نمونه های کلاسیک کهن الگوهای Shadow هستند.© استفانو بوتافوکو / شاتر استوک ، © E. Charbonneau / WireImage / گتی ایماژ
یونگ ادعا كرد كه برای كامل بودن ، ما باید به طور مداوم در شناخت سایه خود بكوشیم و این تلاش اولین آزمایش شجاعت ماست. آسان تر است که بتوانیم جنبه تاریک شخصیت خود را به دیگران فرافکنی کنیم ، در آنها زشتی و بدی را ببینیم که حاضر به دیدن خود نیستیم. کنار آمدن با تاریکی درون خود ، رسیدن به “تحقق سایه” است. متأسفانه ، بسیاری از ما هرگز سایه خود را درک نمی کنیم بلکه فقط با جنبه روشن شخصیت خود شناخته می شویم. با این حال ، افرادی که هرگز سایه خود را درک نمی کنند ممکن است تحت قدرت آن قرار بگیرند و زندگی غم انگیزی داشته باشند ، دائماً در “بدشانسی” قرار بگیرند و برداشت های شکست و دلسردی را برای خود بدست آورند (یونگ ، 1954 / 1959a).
در خاطرات ، رویاها ، تأملات ، یونگ (1961) یک خواب را گزارش داد که در زمان جدایی او از فروید اتفاق افتاد. در این خواب سایه او ، وحشی با پوست قهوه ای ، قهرمان ، مردی به نام زیگفرید را که نماینده مردم آلمان بود ، کشت. یونگ رویا را به این معنی تعبیر کرد که دیگر نیازی به سیگ فروید (زیگفرید) ندارد. بنابراین ، سایه او وظیفه سازنده ریشه کن کردن قهرمان سابق خود را انجام داد.
آنیما
یونگ مانند فروید معتقد بود که همه انسانها از نظر روانشناسی دوجنس گرا هستند و دارای جنبه ای مردانه و زنانه هستند. جنبه زنانه مردان از ناخودآگاه جمعی به عنوان ارکتایپی سرچشمه می گیرد و در برابر عقاید بسیار مقاوم است. کمتر مردی با آنیمای خود به خوبی آشنا می شود زیرا این کار به جرات زیادی احتیاج دارد و حتی دشوارتر از آشنایی با سایه آنها (/ / ).
() “” “” “” ؟ “” “” ()
– – نیست بلکه همانطور که ناخودآگاه شخصی و جمعی، او را تعیین کرده است ، نبیند. این آنیما می تواند منبعی از سوتفاهم در روابط زن و مرد باشد ، اما همچنین ممکن است مسئول برای جذبه معنوی عرفانی زن در روان مردان است (هایمن ، 2001 ؛ هیلمن ، 1985).
یک مرد ممکن اسناد تحولی و فلسفه تعلیم و تربیت در مورد زنی بدون تصویر مشخص و بدون هویت خاص خواب ببیند. زن از تجربه شخصی خود هیچ کس را نشان نمی دهد ، اما از اعماق ناخودآگاه جمعی خود وارد رویای او می شود. آنیما نیازی نیست که در خواب به عنوان یک زن دیده شود ، بلکه می تواند با احساس یا خلق و خوی نشان داده شود (یونگ ، 1953/1945). بنابراین ، آنیما در سمت احساس در انسان تأثیر می گذارد و توضیحی برای برخی از حالات و احساسات غیر منطقی است. در طول این خلق و خوی ها ، یک مرد تقریباً هرگز اعتراف نمی کند که جنبه زنانه او طلسم او را ایجاد می کند. در عوض ، وی یا غیر منطقی بودن احساسات را نادیده می گیرد یا سعی می کند آنها را به روشی کاملاً منطقی مردانه توضیح دهد. در هر صورت او انکار می کند که یک کهن الگو مستقل ، آنیما ، مسئول روحیه او است.
آنیموس
ارکیتایپ های مردانه در زنان آنیموس نامیده می شود. در حالی که آنیما نشان دهنده خلق و خو و احساسات غیر منطقی است ، آنیموس نمادی از تفکر و ایجاد دلیل است. این توانایی تأثیر در تفکر یک زن را دارد ، اما در واقع به او تعلق ندارد. این متعلق به ناخودآگاه جمعی است و از برخوردهای زنان ماقبل تاریخ با مردان ناشی می شود. در هر رابطه زن و مرد ، زن تجربیات اجداد دور خود با پدران ، برادران ، عاشقان و پسران بر روی مرد بی خبر در معرض خطر قرار می دهد. علاوه بر این ، البته ، (/ ).