سوالات فلسفه یازدهم انسانی با جواب
یک تفسیر دیگر از حسابرسی به عنوان نماینده ی اقتصادی، این است که به رابطه ی وکیل– موکل و نمایندگی مدیر به )( )( « » :
« ».
« » )(، :
( ( « »
)( )( )( )( )( :
ً «»ً ؟
) (، : «» ) (
) (
))
) )
) (
)( ) ( – ّ :
• • دهند .
• یک راه کار نهایی، راه حل خروج است. واضح است که خروج سهامدار اصلی موجب نگرانی بازیگران بازار سرمایه می شود و در پی آن سهامداران بیشتری نگران افت شدید قیمت شده و با فروش سهام خود، کاهش شدید قیمت سهام را موجب خواهند شددر نتیجه منافع مدیران را متاثر خواهد نمود .
تئوری هزینه معاملات
در این تئوری شرکت نه تنها به عنوان یک واحد اقتصادی عمومی غیر شخصی، بلکه به عنوان یک سازمان متشکل از افراد با دیدگاه ها و اهداف مختلف است. اقتصاد سنتی تمام کارگزاران اقتصادی را منطقی، و افزایش سود را هدف اولیه تجارت در نظر می گیرد. برعکس، اقتصاد هزینه معاملات، رفتار انسان را به نحو واقع بینانه تر در نظر می گیرد در این الگو، مدیران و دیگر کارگزاران اقتصادی، منطق محدود را به کار می برند.
اقتصاد هزینه معاملات، همچنین فرض اساسی فرصت طلبی را می سازد. این تئوری فرض می کند که مدیران همچون افراد دیگر در برخی از مواقع فرصت طلب هستند. نتیجه فرض منطق محدود و فرصت طلبی این است که شرکت ها باید.
فرصت طلبی به صورت تمایل کارگزار در به کارگیری تمام روش نمونه سوالات فلسفه یازدهم انسانی موجود برای افزایش منافع شخصی تعریف شده است.
چنین رفتار فرصت طلبانه ای می تواند نتایج نامطلوبی برای شرکت و سهامداران به بار آورد. در نتیجه، این عملکرد نیاز به کنترل دارد.
تئوری هزینة معاملات در برابر تئوری نمایندگی
یکی از تفاوتهای اصلی بین آنها استفاده از یک آرایه بندی متفاوت است .تئوری هزینة معاملات فرض میکند که افراد اغلب فرصت طلب هستند،
در صورتی که تئوری نمایندگی، خطر اخلاقی و هزینه های نمایندگی را مورد بحث قرار می دهد. تئوری نمایندگی، فرض می کند مدیران به دنبال عایدی های متفرقه هستند، در صورتی که در تئوری هزینه معاملات، مدیران معاملات خود را به صورت فرصت طلبانه ای ترتیب می دهند. تفاوت دیگر این است که واحد بررسی تحلیل در تئوری نمایندگی، کارگزار فردی است، در صورتی که در تئوری هزینة معاملات،
واحد بررسی تحلیل، معامله است. با این همه، هر دو تئوری به یک مشکل میپردازند: چگونه مدیر را متقاعد کنیم تا منافع سهامداران و افزایش سود شرکت سهامدار را به جای منافع شخصی خود دنبال کند؟
تئوری ذی نفعان
اساس تئوری ذی نفعان این است که شرکت ها بسیار بزرگ شده اند و تاثیر آن ها بر جامعه آن چنان عمیق است که باید به جز سهامدارن، به بخش های بسیار بیشتری از جامعه توجه کرده و پاسخ گو باشند.
عموم را می توان ذی نفع شرکتی در نظر گفت. در واقع هر ذی نفع، بخش از سلسله قرار دادهای صریح و ضمنی را نشان می دهد که یک شرکت را تشکیل می دهد.
یک انگیزه برای تشویق به ایفای مسئولیت اجتماعی شرکت ها ناشی از این باور است که شرکت ها مسئولیت دارند تا به صورتی اخلاقی عمل کند در این دیدگاه «اخلاقیات ناب» فرض میشود که شرکت ها باید به صورتی اخلاقی عمل کند و منافع تمام ذی نفعان را در نظر بگیرند.
تئوری نمایندگی در صورتی موثر و قابل استفاده می شود که از چهار اصل اخلاقی پیروی گردد:
• اجتناب از لطمه زدن به دیگران
• احترام به آرای دیگران
• اجتناب از دروغگویی
• پذیرش توافقها
مدل «کارگمار» و «کارگزار» در صورتی صدق میکند که در ساختار این چهار اصل اخلاقی گنجانده شود.
تئوری ذی نفعان در برابر تئوری نمایندگی
در نگاه اول این دو تئوری را سازش ناپذیر میسازد. لکن با بررسی دقیقتر میتوان به شباهتهای بین این دو تئوری پی برد.
بین گروه کلی روابط ذی نفع – کارگزار و روابط کارگمار – جزوه فلسفه حسابرسی تعادلی نمونه سوالات فلسفه یازدهم انسانی دارد که در تئوری نمایندگی بیان میشود. روابط روابط ذی نفع – کارگزار و روابط – )(. – :
• • • 
• • • ً )( که از حسابرسی استفاده کند.
نقش اقتصادی اساسی حسابرس در یک بازار تحت نظارت را میتوان به صورت نمایندهای برای مالکان )و به طور غیر مستقیم برای دیگران( تصور کرد که در آن یک منبع اطلاعاتی از یک سازمان خصوصی و درباره آن وجود دارد و اگر توسط یک فرایند کنترل کیفیت مانند حسابرسی، تحت نظارت نباشد ،امکان لطمه و زیان اقتصادی برای مصرف کننده وجود دارد.
تقریر ادبیات نقش اقتصادی حسابرسی
اهمیت اطلاعات مالی حسابرسی شده برای تصمیمگیری عقلایی اقتصادی را میتوان با مرور ادبیات علمی و حرفهای موجود، مطرح نمود. این متون شامل توضیحات یکپارچهای است که توسط خط مشی گذاران و نظریه پردازان حسابداری دربارة ضرورت اولیه گزارشگری مالی برون سازمانی بیان شده است.
AAA هدف اصلی حسابداری را تأمین اطلاعات برای تصمیم گیری در مورد استفاده از منابع محدود مشخص میکند.
AICPA هدف تصمیم گیری اقتصادی را برای گزارشگری مالی برون سازمانی مطرح میسازد.
FASB در بیان این موضوع اینگونه میگوید:
«گزارش مالی باید اطلاعاتی فراهم کند که برای نمونه سوالات فلسفه یازدهم انسانی گذاران بالقوه کنونی و بستانکاران و دیگر کاربران در تصمیمگیری های عقلایی سرمایه گذاری و اعطای اعتبار و غیره مفید باشند» ASC به طور ضمنی ویژگی قابلیت اعتماد گزارشهای مالی را مقرر کرده و این امر را بر اساس گواهی و تأیید مستقل تعریف میکند.
پاتون و لتیلتون بر ضرورت مطالعة آزمایشی برای مقایسه و ارزیابی تلاشها و توانمندیهای مدیر برای تصمیمگیری درون سازمانی و برون سازمانی ،تاکید میکنند. آنها میگویند: حسابداری باید بر اساس شواهد قابل تآیید و واقعی باشد.
مونیتز در توصیههای خود در مورد اطلاعات مالی گزارش شده، اظهارنظرهای مشابهی ارائه میدهد. او میگوید که دادههای مقداری و کمّیّ در تصمیم گیری های اقتصادی عقلایی، فایده مندند و گزارشهای مالی بخشی از دادههای لازم را فراهم میکنند .«مونیتز» در ادامه میگوید که ارزیابی چنین دادههایی باید عینی باشد «» «