جزوه تئوری های مدیریت
پیام نور استیفن رابینز حسین نوروزی جمشید سالار دانلود جزوه کتاب تئوری های مدیریت پیشرفته دکتر رنگریز علمی کاربردی دانشگاه آزاد ارشد استخدامی دکترا
() ً «» ً : ً ً : ً «» (). (). (). ()، ً «». .

- – «» (-). – –
() «» ً جدی برای بازگشت به ملیسازی وجود نداشت. خصوصیسازی در اشکال مختلف آن، بهعنوان مجموعهای از دستگاههایی که راهحلهای ممکن را برای برخی از مشکلات مدیریت عمومی ارائه میدهند، عملگرایانه تلقی میشد.
اگر بحث ایدئولوژیکی بر سر خصوصی سازی وجود داشته است، قطعاً با قضاوت بر اساس نتیجه سیاست، طرفداران خصوصی سازی برنده آن بوده اند. با این حال، نه آنقدر که مناظره پیروز شد، بلکه بحث متقابل یا ساخته نشد یا ضعیف انجام شد. در هر صورت، عملگرایانه و نه ایده آل به نظر میرسد که استدلالهای منطقی تأثیرگذار بودهاند. حتی در بریتانیا، جایی که قرار بود بحث ایدئولوژیک بسیار داغ باشد، قانعکنندهترین دلیل برای ادامه برنامه خصوصیسازی، افزایش درآمد به جای تغییر شکل جامعه بود.
با نگاهی دوباره به انواع مختلف شرکت های دولتی، واضح است که منافع اقتصادی تنها از فروش شرکت ها در محیط های رقابتی حاصل می شود. برای انواع دیگر، بهویژه شرکتهای آب و برق، با تشویق رقابت از طریق مقرراتزدایی با اهمیت کمتر تغییر در مالکیت، منافع اقتصادی جزوه تئوری های مدیریت خواهد بود. ویکرز و یارو (1988، ص 3) استدلال میکنند که «درجه رقابت در بازار محصول و اثربخشی سیاستهای نظارتی تأثیرات نسبتاً بزرگتری بر عملکرد نسبت به مالکیت فینفسه دارد». با این حال، حتی در آنجا، منافع ممکن است زیاد نباشد. به نظر می رسد مزیت کمی در خصوصی سازی مناطق زیان ده مانند راه آهن وجود داشته باشد، اگرچه ممکن است صرفاً خلاص شدن از شر این (). ً ً ()، دولتی شرکت های دولتی و مقامات قانونی بود، با هر گونه نگرانی در مورد مالکیت.
108 مدیریت و اداره دولتی
خیلی دیرتر می آید اگرچه سوال اصلی در حال حاضر قطعاً خصوصی سازی است، نگرانی در مورد پاسخگویی همچنان مهم است.
به گفته آهارونی، ناکارآمدی بنگاههای عمومی لزوماً نتیجه مالکیت نیست. کارنامه افتضاح آنها “نتیجه ساختار کنترل و فرآیندهای مدیریت آنها از جمله روابط آنها با دولت بوده است” (1986، ص 407). این که پاسخگویی یک مشکل اساسی است را می توان از سه ویژگی متمایز شرکت های دولتی دریافت: «اول… آنها باید در مالکیت دولت باشند. دوم… [آنها] باید به تولید کالا و خدمات برای فروش مشغول باشند… سوم، درآمدهای فروش… باید تا حدودی با هزینه ارتباط داشته باشند» (آهارونی، 1365، ص 6). این ویژگی ها می تواند منجر به سردرگمی در پاسخگویی شود. شرکتهای دولتی تئوری های هستند که برای بخشی از بخش دولتی و همچنین برای فعالیت تجاری طراحی شدهاند. آنها به صورت تجاری فعالیت می کنند اما هیچ سهامداری ندارند. آنها متعلق به دولت هستند اما معمولاً توسط دولت تأمین مالی نمی شوند. آنها مدیریت و هیئت مدیره خود را دارند، اما در مقابل وزیر نیز مسئول هستند. یک شرکت دولتی معمولاً به جای تلاش برای به حداکثر رساندن سود مانند یک شرکت خصوصی، به اهداف دیگری نیاز دارد.
تئوری مدیر و عامل که قبلاً (فصل 1) بیان شد، نشان می دهد که مشکلات پاسخگویی ذاتاً در بخش دولتی و به ویژه در شرکت های دولتی بدتر است. این بدان معنی است که مسئولیت پذیری ضعیف علاوه بر منطق اقتصادی که قبلاً بیان شد، توجیهی برای خصوصی سازی است. به گفته زکهاوزر و هورن (1989، ص 35):
تفکیک مالکیت و کنترل در هر شرکتی مشکل نمایندگی ایجاد می کند. در شرکت های خصوصی، توانایی سهامداران برای فروش سهام خود یا مدیریت رای دادن، انگیزه /ً ً ً ً ً «» ً بخشی از فرآیند اصلاحات اولیه بخش عمومی شامل اعمال مجدد کنترل بر شرکت های دولتی، واداشتن آنها به پرداخت جزوه تئوری های مدیریت بیشتر و ابداع ابزارهای بهتر برای اطمینان از پاسخگویی بود. موفقیت این تغییرات ترکیبی بود و به ناچار منجر به خصوصی سازی بیشتر شد. اگر پاسخگویی ضعیف باشد و بهبودها ممکن نباشد، مورد خصوصی سازی بسیار قوی تر می شود.
کنترل دولت و آزادی مدیریت
گستردگی کنترل ها باعث تعارض بین دولت ها و شرکت های دولتی آنها می شود. سیاستمداران و آژانس های مرکزی بوروکراسی ادعا می کنند که کنترل های کافی وجود ندارد، در حالی که مدیریت شرکت های دولتی مدعی است که دخالت بیش از حد در اختیارات مدیریتی وجود دارد. بنگاه ها کنترل های دولتی را بسیار سخت و زمان بر می دانند. چرا سیاستمداران به سادگی به مدیران اجازه مدیریت نمی دهند؟ تضاد اجتناب ناپذیری بین آزادی از کنترل سیاسی روزمره و پاسخگویی عمومی وجود دارد.
110 مدیریت گرایی و مدیریت دولتی
مدیران شرکت های دولتی ممکن است آزادی بیشتری نسبت به سایر بخش های بخش دولتی داشته باشند، اما همچنان احساس می کنند توسط دولت محدود شده اند.
از دیدگاه دولت، لازم به تاکید تئوری های که اینها سازمان های دولتی هستند که فعالیت هایی را کنترل می کنند که به راحتی می توانند اهمیت سیاسی را صرف نظر از نوع سازمان به دست آورند. از آنجایی که مردم مالک شرکتهای عمومی هستند، نمایندگان سیاسی آنها کاملاً حق کنترل مقدار مشخصی از طرف مردم را دارند. آنها به دلایلی در دست مردم هستند، بنابراین اگر چنین حوزه های مهمی به حال خود رها شوند، سیاستمداران از وظایف خود غافل می شوند. با این حال، این رابطه احتمالاً ناپایدار و کمتر از حد مطلوب است.
به عقیده آهارونی (1986، ص 153)، منافع ناسازگار اعضای یک مؤسسه را می توان به ترکیبی از چهار راه بررسی کرد. (i) کاهش اختیار برای پیگیری اهداف متضاد از طریق نظارت؛ (2) کاهش انگیزه برای پیگیری اهداف متضاد از طریق پاداش و مجازات. (iii) کاهش اهداف متضاد از طریق آموزش و متقاعدسازی. (IV) داستان تخیلی هدف مشترک را کنار بگذارید، تعارض را تصدیق کنید و از آن استقبال کنید، و چانه زنی باز را تحت قوانینی که توافقنامه های کارآمدی را ترویج می کنند، تئوری های بخشید. برخی از دولتها قراردادهایی را بین شرکت و دولت اجرا کردهاند، اما این ایده که یک روش واحد میتواند رابطه را بهبود بخشد احتمالاً غیرواقعی است. به گفته ورنون (1984، ص 50):
توافقهایی که بین مدیران و وزرا انجام میشود معمولاً از ترکیبی التقاطی تشکیل میشود – ترکیبی که دستاوردهای بلندمدت را با اهداف کوتاهمدت ترکیب میکند، که مکرراً در محتوا تغییر میکند و به ندرت برای سازگاری داخلی آن آزمایش میشود. هنگامی که تلاش می شود تا چنین توافقاتی را در شرایط رسمی قرار دهند، همانطور که فرانسه تلاش کرده است، آنها نمی توانند آن ویژگی های التقاطی را منعکس کنند. ایده مجموعه ای منطقی از اهداف، پاسخگویی به برخی مفاهیم منسجم بهینه بودن و به عنوان معیاری عملی برای فرماندهی و کنترل، دور از ذهن باقی می ماند.

مدیریت
دولت ها مالک شرکت های خود هستند و مسئولیت نهایی آنها را بر عهده دارند. بنابراین آنها نیاز به توسعه مکانیسم های کنترلی فراتر از کانال های عادی مسئولیت وزیران را احساس می کنند. دیدگاه بنگاه ها کاملاً متفاوت است. استدلال آنها این است که آنها برای انجام یک عملکرد خاص ایجاد شده اند. تنها کاری که آنها می خواهند انجام دهند این است که آنچه در قانون مشخص شده است را انجام دهند. این سازمان دارای سابقه ای طولانی با تداوم در چندین دولت، و وفاداری سازمانی : از بخش عمومی وجود داشت. در واقع، حمایت عمومی یا فشار سیاسی اندکی به نفع خصوصیسازی وجود داشت، اما دولتها این فرصت را دیدند تا برخی از درآمدهای اختیاری را افزایش دهند. احتمالاً این انگیزه مهمتر از ایدئولوژی بود. پاسخ اکثر دولتها به سؤال بنگاههای دولتی خصوصیسازی در شرایطی بوده است که میتوان تئوری های را انجام داد، بنابراین تا حد زیادی، آزمایش مالکیت دولتی بر بنگاهها در حال اتمام است. حتی ممکن است در بلندمدت مزایایی برای مصرف کنندگان به همراه داشته باشد، اگرچه در رسیدن آنها کند بوده است.
بخش شرکت های دولتی برای مدیریت دولتی به عنوان یک موضوع به خودی خود جالب است و همچنین به عنوان حوزه ای از دولت که در دهه های 1980 و 1990 به شدت تغییر کرده است. نظریه پردازان اقتصادی مطالعاتی را انجام دادند که نشان می داد شرکت های دولتی ذاتا کارایی کمتری نسبت به شرکت های خصوصی دارند. اگرچه شواهد مختلط و به دور از قطعیت بود، این تغییر در تئوری منجر به اتخاذ سیاستهایی از سوی دولتها برای کاهش یا حتی حذف شرکتها از بخش دولتی شد. اثرات کامل این امر هنوز آشکار نیست، اگرچه زمانی که خصوصیسازی با عجله و با فکر ناکافی در مورد محیط مقرراتی و رقابتی انجام شده است، نتایج برای مصرفکنندگان بهطور قابل توجهی بهتر نبوده است. شاید برای مدیریت دولتی به طور کلی درسی در این زمینه وجود داشته باشد. خصوصیسازی شرکتهای دولتی ممکن است یک مورد آزمایشی کلی برای کل بخش دولتی باشد، اما نشان میدهد که باید در توسعه اهداف روشن دقت شود و اجرای آن برای نتایج مطلوب بسیار مهم است.
در تحلیل نهایی، دیدن آینده بلندمدت برای بخش شرکت های دولتی در هر کشور پیشرفته یا در حال توسعه، به ویژه
فهرست مطالب