جزوه حسابداری مدیریت
دکتر محمود کمالی استاد رستمی دکتر نمازی دانشگاه علمی کاربردی دکتر نیکبخت کارشناسی ارشد رشته های حسابداری، حسابرسی و مدیریت مالی دکتر حسینی دکتر رضا
():
() () () ()، * : () () ؛ () ً ً : - ً ً ً ً «» ً ً ً ً ً ً. 
“” ً، - – ً در مدل سنتی نوعی نسبتاً منفی بود که در آن خدمات عمومی با حسادت از تکه تکه اطلاعات محافظت می کرد. با فراگیر بودن این ذهنیت، تعجبی ندارد که برخورد با خارج به طور عام، یا مطبوعات و عموم مردم به طور خاص، منفی تلقی شود. به طور کلی، همانطور که در یک سازمان بوروکراتیک انتظار می رفت، بیرون به عنوان بیرون و فراتر از منافع یا دانش مدیران دولتی در نظر گرفته می شد. یک مدل کاملاً بوروکراتیک متمرکز درونی است و نیازی به بیرون ندارد. فرض بر این است که خودکفایی است و از طریق تامل، فرآیند و پیشبینی به پاسخ «یک بهترین راه» میرود و دیدگاههای بیگانگان تنها از این فرآیند عقلانی میکاهد.
گروه های ذینفع با نارضایتی خاصی مورد توجه قرار گرفتند. طبق گفته پراس، تا دهه 1960، عموم مردم «مشارکت گروههای فشار در سیاستگذاری را غیرقانونی تلقی میکردند» و برخی از «گناه به واسطه ارتباط» با لابیگری یکی از دلایل این امر بود، اما حسابداری که او ادامه میدهد (1986، ص. 53):
تأثیر مهمتر ممکن است این واقعیت باشد که مداخله گروههای فشار در سیاستگذاری، برداشت عمومی از دولت دموکراتیک را آزار میدهد. نهادهای دولت نمایندگی – حوزه انتخابیه تک عضوی و ساختار احزاب سیاسی به ویژه – توسط افسانه هایی که هیچ تمایزی بین نمایندگی منافع فضایی و نگرانی های بخشی قائل نبودند، حفظ شدند. علیرغم ناتوانی فزاینده احزاب و مجالس مقننه، این باور پابرجا بود که آنها و آنها به تنهایی مسئولیت بیان نیازهای مردم را دارند. مداخلات سایر نهادها غیرقانونی بوده است.
بوروکراسی با این دیدگاه موافق بود. پراس همچنین استدلال می کند که دهه 1960 “عصر ماندارین ها” بود و مدیران ارشد آمادگی نداشتند
206 مدیریت گرایی و حسابداری دولتی
بپذیرید که گروه های ذینفع نقش اساسی در سیاست گذاری داشتند (1986، ص 55). تمام کارشناسی مربوطه در داخل اداره زیر نظر نارنگی بود. این بدان معنی بود که نیازی به پرداختن به بیرون نیست.
علیرغم بحث در مورد مشارکت عمومی که در دهه 1970 آغاز شد، مدل سنتی برای اجازه مشارکت معنیدار خارجیها مجهز نبود. بر اساس تئوری حاکم بر اعمال آنها، روابط سیاسی باید توسط سیاستمداران انجام می شد، و طبیعتاً بوروکراسی سنتی برای تمرکز بیرونی مناسب نیست. نگرانی اصلی کارمند عمومی در داخل سازمان معطوف بود، با این سؤال که چگونه سازمان در یک زمینه بزرگتر وجود دارد، یا چگونه روابط با خارج باید مدیریت شود، که نسبتاً بی اهمیت است.
روابط خارجی به عنوان یک عملکرد مدیریتی
یک تغییر عمده نسبت به حسابداری سنتی، درک این موضوع بوده است که حوزه های خارجی می توانند و باید توسط خود بوروکراسی مدیریت ً توان با دقت بیشتری به عنوان یک فرآیند سیاسی توصیف کرد. طرفداران بخشهای خاصی از بوروکراسی، یا برای سیاستهای خاص، به جای فرآیند سلسله مراتبی، با استفاده از ابزارهای سیاسی استاندارد، با یکدیگر رقابت میکنند. مدل سنتی از در نظر گرفتن اینکه سیاست بوروکراتیک می تواند و می تواند رخ دهد خودداری کرد. در دنیای واقعی می تواند و انجام می دهد و نیاز به مدیریت دارد.
ثانیاً، تعامل با سازمانهای مستقل نیز باید اساساً سیاسی باشد، فرآیندی سیاسی که در آن کارمندان عمومی به اندازه هر سیاستمداری درگیر هستند. آنچه یک مدیر خوب در روابط با سایر بخشهای دولت و سازمانهای خارج از دولت میسازد این است که چگونه روابط مختلف سیاسی را مدیریت میکند. این به ویژه در مورد مهم ترین رابطه بسیاری از بخش ها صادق است.
207 مدیریت حوزه های انتخابیه خارجی
دانلود رایگان خلاصه کتاب جزوه حسابداری مدیریت pdf
بوروکراسی، بوروکراسی گروه های ذینفع مربوطه. این رابطه هم به خودی خود و هم برای روشی که می توان از گروه های خارجی برای پیروزی در نبردهای بوروکراتیک داخلی استفاده کرد، مهم است. آژانس ها به طور فعال با یکدیگر در حسابداری برای منابع و برای چمن رقابت می کنند. خواسته های گروه ذینفع منابع بسیار مفیدی برای این نوع رقابت هستند. یک رابطه دو طرفه بین گروه ها و سیستم به عنوان یک کل وجود دارد، زیرا “برای بقای خود به عنوان نهادهای سیاسی مؤثر، باید خدمات مورد نیاز سیستم سیاسی میزبان خود را ارائه دهند و در ازای آن مزایای خاصی برای خود و اعضای خود دریافت کنند” (پروس، 1986). ، ص 88). شرکتهای خصوصی، گروههای ذینفع و سایر دولتها همگی در بازی سیاست دخالت دارند، که در آن سیاست بوروکراتیک کمتر از سیاست حزبی شکلی از هنر عالی نیست. یک مدیر خوب باید ً، ً “” (). ً ً ً ()، 
(). () «» : ؛ “” اینجا، این دو عبارت دقیقاً به یک معنی در نظر گرفته می شوند. ویلسون گروه های ذینفع را به عنوان «سازمان هایی جدا از دولت، هرچند اغلب در مشارکت نزدیک با دولت، که تلاش می کنند بر سیاست های عمومی تأثیر بگذارند» تعریف می کند و به این ترتیب، آنها پیوند نهادینه شده بین دولت یا دولت و بخش های اصلی جامعه را فراهم می کنند (1990، ص 1). گفتن اینکه گروه ها پیوند نهادینه شده بین دولت و جامعه هستند، فاصله زیادی با نقش منفی آنها در بیشتر قرن بیستم دارد. گروههای ذینفع همیشه بخش شناخته شدهای از فرآیند سیاسی بودند، اما اخیراً بهعنوان بخشی از کل سیستم دولتی، از جمله سیاستگذاری و مدیریت، حسابداری میشوند. برخی از نویسندگان (ریچاردسون و جردن، 1979؛ پراس، 1986، 1992) استدلال میکنند که بخشهایی از بوروکراسی و گروههای مربوطه «متحدان حیاتی مهم» در فرآیند سیاستگذاری هستند. گروههای ذینفع اکنون بسیار بیشتر از اعمال فشار بر احزاب سیاسی یا دولتها شناخته شدهاند.
گروه ها بخشی از دولت نیستند، اما «ارتباط نهادینه شده» با دولت، یا ارائه کارکردهای سیستمی، به عنوان نقش بسیار مهمتر از آنچه در مدل سنتی فرض می شد، است. مدیریت در بخش دولتی در حال حاضر بسیار بیشتر از گذشته با مدیریت گروه های ذینفع مرتبط است. گروه های ذینفع به جای اینکه به عنوان چیزی مزاحم تلقی شوند، به طور فزاینده و فعالانه مورد تشویق قرار می گیرند. بوروکراسی در جزوه سیستم های اطلاعاتی حسابداری گذاری به گروه های ذینفع متکی است. یک واقعیت نادیده گرفته شده در سیاستگذاری مدرن این است که “بوروکراسی دریافت کننده منفعل خواسته های گروهی نیست، بلکه … فعالانه مشارکت گروه را تشویق می کند، مانع می شود، و در غیر این صورت دستکاری می کند” (چاب، 1983، ص 13). خواسته های مطرح شده توسط گروه های ذینفع منبعی است که باید مورد استفاده قرار گیرد
آژانس، منابعی در بازی های سیاسی هستند که آژانس باید انجام دهد و می توان آنها را در جهت های مناسب هدایت کرد.
روابط بوروکراسی با گروه های ذینفع در سال های اخیر با اهمیت بیشتر گروه ها تغییر کرده است. گروههای ذینفع بحثهای عمومی را در مورد بیشتر موضوعات رهبری میکنند و در سیاستگذاری و اجرا مشارکت نزدیک دارند. گروههای ذینفع «اکنون یک کارکرد ارتباطی حیاتی را انجام میدهند، مردم خاص را به دولت پیوند میدهند و اغلب جایگزین تعامل نخبگان و مداخله حزبی میشوند» (پروس، 1986، صفحات 79-80). به جای سیاست گذاری توسط احزاب و بوروکراسی، با لابی گری گروه های ذینفع برای نقاط خاص، ممکن است دولت و بوروکراسی برای ایفای نقش خود به گروه های ذینفع نیاز داشته باشند.
تغییر رابطه بین بوروکراسی و گروهها در دهه 1950 آغاز شد و پروس استدلال میکند که مشروعیت و وضعیت بوروکراسی کمی بدتر شد. این حداقل تا حدودی به دلیل سیستم مدیریت ناکارآمد و ناکارآمد بود (1986، ص 73). بوروکراسی با پذیرش گرایش به سمت بوروکراسی نمایندگی، به ویژه در سازمان هایی که با رفاه اجتماعی یا گروه های اقلیت سروکار دارند، با کاهش مشروعیت مواجه شد. با این حال، راهبردی که به طور گسترده مورد استفاده قرار میگیرد، «بسط و نهادینهسازی جوامع سیاستگذاری فعال در هر حوزه دولتی مربوطه» بوده است (1986، ص 74). جوامع خط مشی به کسانی که بیشتر تحت تاثیر سیاست های خاص قرار گرفته اند حسابداری می دهند تا بر آنها تأثیر بگذارند. سپس آژانسها میتوانند استدلال کنند که سیاستهای آنها محصول اجماع در بخش آسیبدیده است. مزیت این استراتژی نسبت به سایر استراتژی ها این است که آژانس ها می توانند اتهاماتی «» ().
(؛ )، «» (- – ً /آژانسهای رسمی «تقریباً دقیقاً به همان شیوهای که گروههای فشار خارجی متعارفتر رفتار میکنند» (1979، ص 25) رفتار میکنند. گروهها میتوانند متحدان بخشها باشند، و در حالی که ممکن است بین وزرا و گروهها بر سر جزئیات سیاست تضاد وجود داشته باشد، آنها عموماً “تعهد به منابع بیشتر برای آن حوزه سیاستی دارند” (1979، ص 29). این بدان معناست که سیاستمداران نه لزوماً سیاست گذاری می کنند و نه توسط سیاستمداران همراه با بوروکراسی، بلکه توسط تعامل بخش بوروکراسی دولت و گروه های مربوطه انجام می شود. همانطور که آنها استدلال می کنند (1979، صفحات 73-4):
در تشریح تمایل به کمتر متمایز شدن مرزهای بین دولت و گروه ها از طریق حسابداری وسیعی از تحولات عملگرایانه، می بینیم که بین تعداد بی شماری از سازمان های به هم پیوسته و متقابل، سیاست هایی اتخاذ و اجرا می شود. این روابط درگیر در کمیتهها، جامعه سیاستگذاری بخشها و گروهها، شیوههای هماختیاری و شیوه توافقی است که شاید بهتر از بررسی مواضع حزبی، مانیفستها یا نفوذ پارلمانی، نتایج سیاست را توضیح دهد.
به نظر می رسد این تئوری گزارشی به مراتب واقع بینانه تر از آنچه واقعاً در دولت اتفاق می افتد، باشد. همچنین با تغییر از یک تمرکز بوروکراتیک به تمرکزی که در آن سیاست داخلی به رسمیت شناخته می جزوه حسابداری مدیریت ، مناسب است. بخشهای خاصی از بوروکراسی گروههای ذینفع خود را ایجاد میکنند تا به آنها در نبرد سیاسی واقعی، یعنی مبارزه برای منابع با سایر بخشهای بوروکراسی کمک کنند.
علاوه بر این، پروس (1986) استدلال کرد، در کانادا، رقابت واقعی در عرصه سیاسی، رقابت جوامع سیاستگذاری بود. جامعه سیاستگذاری به عنوان *بخشی از یک نظام سیاسی تعریف شد که به دلیل مسئولیت های عملکردی، منافع اختصاصی (). ).
”” ().
فهرست مطالب