جزوه نظریه های ارتباطات
جمعی دکتر مهدیزاده علیپیام نور دهقان سورین و تانکارد آقای دکتر مرتضوی دانشگاه پیام نور رشته ارتباطات علمی کاربردی دانشگاه آزاد کاردانی کارشناسی ارشد
؟ ؟
”؟” “” ”؟” “() ” ؟
” ؟ :
• ؟ ”؟” ً • ”؟” ؟
• “؟” “؟” • ؟ ؟
”” ()” ”
: ! ()گونه تعصب شخصی نسبت به درمانجو اجباری را کنار گذاشته و آنچه را که ممکن است درباره درمانجو شنیده یا خوانده باشد ، کنار بگذارد. این طرز فکر متخصص بالینی را قادر میسازد تا نقطهنظر درمانجو را بدون پیشداوری بشنود. سپس ، برگ به دنبال مذاکره مشترک در مورد راهحلهای پایدار و کمک به درمانجو برای ارزیابی پیشرفت خود به سمت اهداف خود است. روشهای خاص عبارتند از:
• کشف جزئیات آنچه درمانجویان میخواهند (مشخصات هدف).
• حداقل ، درمانجویان فکر میکنند که باید چه نظریه های ارتباطات برای راضی کردن فرد ارجاع کننده انجام دهند (نوع دیگری از سوال معجزه).
ح صحبت کردن از نظر راهحل ، نه از نظر جزوه نظریه های ارتباطات (صحبت از راهحل).
• پیدا کردن موفقیتهای گذشته و اخیر (استثناها).
• تعیین این که درمانجویان برای تکرار استثناها چه کاری باید انجام دهند (مقیاس بندی).
• پرسش از گامهای کوچک بعدی برای رسیدن به هدف مطلوب (شکلدهی هدف).
• اطمینان از این که دیگران چطور حرکت درمانجو را به سمت هدف مقیاس گذاری میکنند (مقیاس گذاری توسط دیگران).
• کمک به درمانجویان برای ایجاد زمانی که به اندازه کافی کار کردهاند.
رابطه درمانی
از آنجا که درمان راهحل محور به گونهای مختصر طراحی شدهاست ، درمانگر نقش فعال تری در تغییر هر چه سریعتر جلسه از مشکلات به راهحلها بازی میکند. درمانگر به آرامی اما با اصرار درمانجویان را در بررسی نقاط قوت و راهحلهای ساخت آنها راهنمایی میکند. استراتژی رابطهای پایه ، شعلهور کردن ابتکارات درمانجویان ، کمک به آنها برای دیدن و استفاده بهتر از مسئولیتشان است. هنگامی که تمرکز بر روی راهحلها باشد ، درمانجویان تا حد زیادی مسئول هستند. درمانجویان کارشناسانی هستند که میخواهند چه اهدافی را بسازند تا آینده بهتری را ایجاد کنند.
متخصصان بالینی راهحل محور در مورد فرآیند و ساختار درمان تخصص دارند؛ درمانجویان در زمینه اهداف خود و راهحلهای متناظر با آن متخصص هستند. بنابراین ، رابطه اساسی ، مانند یک همکاری چند رشتهای بین متخصصان است. هر متخصص ، درمانجو و درمانگر ، به راهحل مشترک کمک میکنند. رابطه بین بیمار و درمانگر هدفمند است؛ به این معنی که بیمار به دلیلی به درمان و رسیدن به هدف میرسد. برای رسیدن به این هدف ، همکاران چند رشتهای معیارهایی را ایجاد خواهند کرد که به آنها خواهند گفت که موفق شدهاند و میتوانند به درمان پایان دهند.
مختصر ، درمانهای مبتنی بر قدرت بر راهحلهای بیمار و تکنیکهای متخصص بالینی تاکید دارند ، نه بر رابطه درمانی آنها. با این حال ، با ورود درمانهای راهحل محور به جریان اصلی و ترکیب آن با روشهای دیگر ، توجه بیشتری به این مساله میشود که نظریه های ارتباطات این رابطه میتواند موقعیتهای دشوار را از بین ببرد و راه را برای راهحلهای موفق هموار سازد. تمرکز بیشتر بر روی ماهیت عاطفی و بین فردی همکاری چند رشتهای است. دلسوزی و دلسوزی برای هر رابطه کمک سازنده گرا بسیار مهم است.
کارآمدیها
مانند تیمهای چند رشتهای که برای خلق راهحل همکاری میکنند ، رابطه جزوه نظریه های ارتباطات تنها تا زمانی طول میکشد که برای اجرای یک راهحل قابلقبول لازم باشد. جلسات درمانی بسیار کمی برنامهریزی شدهاند. وقت آن نیست که هر آسیبشناسی روانی را فهرست بندی کنیم یا درباره هر سببشناسی تحقیق کنیم. در این روش درمانی موثر زمانی ، جستجو در سریعترین زمان ممکن برای یافتن راهحل ادامه مییابد. تمرکز بر روی راهحلها به شدت در طول درمان حفظ میشود. درمان راهحل محور برای شروع طراحی شدهاست نه پایان دادن به فرآیند راهحل. به عنوان همکار ، درمانجو صلاحیت ادامه اجرای راهحل را پس از پایان درمان دارد. شروع درمان به این شیوه زمانی موثر ، تمایل مراجعان را برای وابسته شدن به متخصص درمانگر که میتواند علل اختلالات خود را درک کند و بهترین راهحلهای درمانی را در جلسات درمانی به کار گیرد ، محدود میکند. درمان راهحل محور واقعا مختصر است. تعداد متوسط جلسات بین سهتا پنج جلسه است. مطالعه ۲۷۵ مراجعهکننده به مرکز خانواده درمانی مختصر در میلواکی منجر به توزیع زیر در طول درمان شد:
تعداد جلسات تعداد نمونهها درصد نمونهها
همانطور که دیده شد ، بیش از ۸۰ % بیماران برای ۴ جلسه یا کمتر با میانگین تنها ۲.۹ جلسه مراجعه کردند. در سایر محیطهای بالینی نیز ، بیمارانی که درمان مختصر راهحل محور را دریافت میکنند ، به طور متوسط (). ()شود.
روایت درمانی
درمانگران راهحل محور معتقدند که درمانجویان آینده خود را با دنبال کردن اهداف در حال حاضر میسازند ، در حالی که درمانگران روایت محور ادعا میکنند که درمانجویان گذشته خود را با گفتن داستان در حال حاضر میسازند. گذشته میتواند با ساخت روایات یا داستانهای جدید تغییر کند. شاهد این باشیم که چگونه تاریخ ایالاتمتحده با روایتهای نوشته شده توسط و در مورد زنان ، بومیان آمریکایی و آفریقایی آمریکایی که داستانهایشان زمانی از کتابهای تاریخ ما حذف شدهبود ، تغییر میکند.
ممکن است یک واقع گرا یا یک تجربه گرا استدلال کند که نمیتوان واقعیت گذشته را تغییر داد. چیزی که بود ، بود. پاسخ ساده ، به روایات پاسخ دهید. تشخیص دهید که “آنچه بود” چیزی است که کتابهای تاریخ به ما میگویند. شما میتوانید کتابهای تاریخ را بشناسید اما تاریخ را نمیتوانید بدانید. و کتابهای تاریخ در حال بازنویسی شدن هستند به طوری که مردم بیشتر و بیشتری آزادی خود را برای گفتن داستانهایشان ادعا میکنند.
درمانگران روایت ، ضدواقعگرا هستند. آنها باور دارند که هیچ واقعیت عینی پشت داستانهای ما وجود ندارد. “واقعیت” که ما در آن وجود داریم داستانهای ما است. تاریخ و داستان ، واقعیت هر درمانجو منحصر به فرد ، شخصی ، ذهنی و خوشبختانه ، آماده برای تغییر است.
نظریههای شخصیت و روانشناسی
نظریههای شخصیت و آسیبشناسی روانی داستانهایی هستند که روان درمانگران درباره نظریه های ارتباطات خود میگویند. متاسفانه ، چنین نظریههایی میتوانند داستانهایی باشند که درمانگران بر درمانجویان خود تحمیل میکنند. چنین فرضیات یا تفاسیر نظری میتواند در بهترین حالت ظالمانه و در بدترین حالت مخرب باشد. برای چندین دهه ، مردان درمانگر سعی کردند زنان را متقاعد کنند که دچار “” ”” ، “” ، “” “”. ؛ ”” ؟ 
؛ ، () ، به نظریه ادبی ، فلسفه پستمدرن و عمل رواندرمانی ارائه کرد. قبل از مرگ او در سال ۲۰۰۸ ، کتابهای متعدد وایت ، از جمله داستان برای اهداف درمانی و عملکرد بالینی او در جنوب استرالیا ، فرایندهای تغییر افزایش آگاهی ، انتخاب و مقابله با شرایط را ادغام کردند.
افزایش آگاهی
ابتدا باید آگاه شویم که چه مقدار از داستان ما از گفتمانهای غالب در خانوادهها و جوامع ما ساخته شدهاست. چه کسانی افراد قدرتمندی هستند که به ما میگویند چگونه درباره خودمان فکر کنیم و احساس کنیم؟ زبان چه کسی جنسیت را بد و درجات بالا را خوب تعریف میکند؟ جزوه نظریه های ارتباطات کی گفته بودن که خود به خودی خود خطرناک است و تحت کنترل است؟ چه کسی این واقعیت را ایجاد کرد که در آن کودکان با اشتیاق و انرژی بالا تشخیص داده خواهند شد و برای اختلال بیشفعالی با کمبود توجه (ADHD) دارو مصرف خواهند شد ، چرا که آنها نمیتوانستند ساعتهای طولانی در کلاسهای خستهکننده بنشینند؟ گفتمانهای غالب چه کسی اعلام کردهاند که افرادی که شرکت خود و تخیل خود را بر گفتمان اجتماعی سطحی ترجیح میدهند ، درونگرا ، نظریه های ارتباطات یا ضد اجتماعی هستند؟
در گذشته ، افراد قدرتمند این امتیاز را داشتند که تجربیات ما را ویرایش کنند. بعضی از آنها به اندازه کافی قوی بودند که زندگی ما را معنا بخشند ، مانند ” من آدم ضعیفی هستم؛ من یک بزدل هستم. من خجالتی هستم. من زشت هستم. من یک هدف جنسی هستم. من یک مشکل دارم.”
با حمایت یک درمانگر روایی میتوانیم آگاه شویم که زمانی که بحث ساخت داستان زندگی ما پیش میآید ، ما جایگاه ممتاز را اشغال میکنیم. هیچ تفسیر نظری از پیش تعیینشده بر تجربیات شخصی ما تحمیل نمیشود. هیچ تشخیص آسیبی ما را به اسکیزوفرنی ، دوقطبی ، وسواسی جبری ، انحراف جنسی ، معتاد یا ADHD کاهش نخواهد داد. در روایت درمانی ، ما جایگاه ممتاز خواندن و نوشتن متن زندگیمان را داریم.
همانطور که ما شروع به بازگو کردن داستان خود میکنیم ، روان درمانگر میتواند به ما کمک کند تا خودمان را از دیدگاههای مختلف درک کنیم. چه کسی در گذشته تعجب نمیکرد که ما در حال بهتر جزوه کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات و بهتر شدن هستیم؟ زندگی ما همیشه اینجوری بود؟ یا آیا تغییرات و مراحل مهمی وجود داشت؟ همانطور که ما دنیای در حال تغییر را در گذشته درک میکنیم ، شروع به درک احتمالات برای دنیای در حال تغییر در آینده میکنیم.
اما اول باید بدانیم که مشکل ما چقدر قدرتمند شدهاست. مانند داستان گفتن دراماتیک ، داشتن یک فرد شرور و یک قربانی به شما کمک میکند. شخصیسازی مساله ، آن را به عنوان یک ظالم در نظر میگیرد که نیاز به زمان و انرژی و حس خود ما دارد. افسردگی من یک شیطان است که از من میخواهد به موسیقی غمگین گوش دهم ، در نمایشهای افسردگی آور شرکت کنم ، داستان وجودی پوچ بخوانم و داستانهای غم انگیزی تعریف کنم. اعتیاد من اصرار دارد که من در اواخر شب به کلوبهایی میروم که در آنها کنترلها در جلوی در کنترل میشوند و مردم به صورت ناگهانی ، جنسی و فریبنده بالا میروند. به تعویق اندازی من مستلزم این است که برای هر مقاله و برنامهای دیر برسم و با به تعویق انداختن خواستههای دیگران تا جایی که میتوانم ، بر علیه قوانین دیگران شورش کنم. با ترسیم تاثیر این ویژگی کلیدی در زندگی ما ، ما میتوانیم به طور ملموستر درک کنیم که چگونه با توصیف ، خواستهها و دلسردی ؟ ؟ ؟ ؟ ؟
؟ ”” تقویت میکنند: انتخابهای مسلم آنها برای زنده ماندن از تمام انواع سو استفاده ، تمسخر و ضربه روحی.
شرطیسازی تقابلی
برای ساخت یک داستان جدید ، ما به کلمات جدید ، تصاویر جدید و معانی جدید نیاز داریم. برای مقابله با ساختار مزمن ما ، درمانگران مایکل وایت و روایت ، استفاده از زبان شاعرانه و زیبا را تشویق میکنند. همانطور که زبان ما غنیتر میشود ، تجربه ما غنیتر میشود. چون کلمات ما معانی متعددی دارند ، زندگی ما معنای بیشتری دارد.
اگر زندگی ما نظریه های ارتباطات از حد خالی ، بیش از حد محدود و یا بیش از حد بلعیده باشد ، به این دلیل است که زبان ما بیش از حد محدود است. از آنجا که روایتهایی که ما برای توصیف شکل تجربه خود استفاده میکنیم ، ما میتوانیم داستانهای جدیدی را برای خود تعریف کنیم که فرصتهای آزادتر و بیشتر سالمتر را نظریه های ارتباطات میدهند. یک روش بر برونی سازی مشکل خارج از فرد (و خانواده)به روشی تمرکز میکند که مشکل را دشمن مشترک خارجی میسازد. این تفاوت بین “من افسرده هستم” و “من با افسردگی مبارزه میکنم” است. اولی میگوید که مشکل درون خود وجود دارد؛ مساله دوم این است که یک مشکل در خارج و خارج از آن قرار دارد. ارتباط دادن مشکلات بیرونی به مراجعین کمک میکند تا کنترل بیشتری بر زندگی خود داشته باشند و سرزنش خود یا احساس گناه در مورد مشکل را کاهش دهند. در روایت درمانی ، درمانجویان جنبههایی از خودشان را تجربه میکنند که قبلا هرگز بیان نکرده بودند. دامنه وسیع تری از احساسات خشم ، هیجان ، شادی ، ناراحتی و خشم با خستگی قدیمی ، کسالت آور و یکنواخت که بسیار افسردگی آور است مقابله میکنند. هیجان ، پیشبینی و شگفتی کلماتی هستند :
فهرست مطالب