جزوه تایپ شده اناتومی عضلات
تحريك ريتميك قلب
قلب به يك دستگاه تخصص يافته مجهز شده است تا با توليد ايمپالس هاي ريتميك موجب انقباض ريتميك عضله قلب ً )( : – )-( – — -)( – — 
)( – – – – ً : – – – «» )(. ً ً «» )-( ً «» )( – )«» ( : ً ً ً «» ً – ً
—)( )(.
)( –/-/—/–//-/–)( /ً ً /ً 
//)( )( -/-ً اپيكاردي منتشر مي شود.
كنترل تحريك و هدايت در قلب
در مبحث توليد و هدايت ايمپالس در قلب بيان شده كه ايمپالس در حالت معمول از گره سينوسي شروع مي شود. البته در شرايط غيرطبيعي اين اصل غالباً نقض مي شود، زيرا ساير قسمت هاي قلب مي توانند به طريقي مشابه فيبرهاي گره سينوسي، به طور ريتميك منقبض شوند، اين امر به خصوص در مورد فيبرهاي گره A-V و فيبرهاي پوركنژ صادق است.
در صورتي كه هيچ منبع خارجي تحريك وجود نداشته باشد، فيبرهاي گره A-V با سرعت ذاتي 80 تا 30 بار در دقيقه، و فيبرهايپوركنژ با سرعتي حدود 13 تا 80 بار در دقيقه دچار تخليه الكتريكي مي شوند. برعكس، سرعت طبيعي گره سينوسي 70 تا 40 بار دردقيقه است.
بنابراين پرسشي كه مطرح مي شود اين است كه چرا گره سينوسي ريتم قلب را كنترل مي كند، نه گره A-V يا فيبرهاي پوركنژ. علت آن است كه سرعت تخليه الكتريكي در گره سينوسي به مقداري قابل ملاحظه بيش از سرعت تخليه در گره سينوسي به مقداري قابل ملاحظه بيش از سرعت تخليه در گره A-V يا فيبرهاي پوركنژ است. هر بار كه گره سينوسي دچار تخليه الكتريكي مي شود، ايمپالس آن هم به گره A-V و هم به فيبرهاي پوركنژ هدايت مي شود و غشاي تحريك پذير آنها را دچار تخليه الكتريكي مي سازد. آنگاه پتانسيل عمل در اين بافت ها و نيز گره سينوسي تمام مي شود و آنها هيپرپلاريزه مي شوند. اما گره سينوسي بسيار سريعتر از هر يك از دو بافت مذكور هيپرپلاريزاسيون خود را از دست مي دهد و پيش از آنكه هر يك از آنها به آستانه خودتحريكي برسد، يك ايمپالس تازه صادر مي كند. اين ايمپالس هم گره A-V و هم فيبرهاي پوركنژ را دچار تخليه الكتريكي مي سازد. اين روند پيوسته ادامه مي يابد و با وجود توان بالقوه خودتحريكي در اين بافت ها، گره سينوسي هميشه پيش از وقوع خودتحريكي، آنها را تحريك مي كند.
لذا گره سينوسي ضربان قلب را كنترل مي كند، چون سرعت تخليه ريتميك آن جزوه اناتومی عضلات از هر نقطة ديگر قلب است. پس گره سينوسي ضربان ساز طبيعي قلب است.
الكتروكارديوگرام طبيعي
هنگامي كه ايمپالس از درون قلب مي گذرد، جريان هاي الكتريكي در بافت هاي پيرامون قلب منتشر مي شود و قسمت كوچكي از آن با عبور از تمام بافت ها به سطح بدن مي رسد. اگر الكترودهايي بر روي پوست جزوه اناتومی پوست به قلب قرار دهيم، مي توانيم پتانسيل هاي الكتريكي را كه به وسيله اين جريان ها توليد مي شود ثبت نماييم، اين ثبت به الكتروكارديوگرام موسوم است. الكتروكارديوگرامي از دو ضربه قلب در شكل )8( ديده مي شود.
ويژگي هاي الكتروكارديوگرام طبيعي
الكتروكارديوگرام طبيعي )شكل 8( از موج P، كمپلكس QRS و موج T تشكيل شده است. كمپلكس QRS غالباً، اما نه هميشه ،داراي سه موج مجزاي S ،Q و R است.
پتانسيل هاي الكتريكي كه پيش از انقباض دهليزها ايجاد مي شوند، دهليزها را دپلاريزه مي كنند و موج P را مي سازند. از طرف ديگر پيش از انقباض بطن ها نيز پتانسيل هايي ايجاد مي شوند كه بطن ها را دپلاريزه مي كنند و كمپلكس QRS را مي سازند، اين كمپلكس زماني ايجاد مي شود كه موج دپلاريزاسيون در حال گسترش در بطن هاست بنابراين هم موج P و هم اجزاي كمپلكس QRS امواج دپلاريزاسيون هستند.
هنگامي كه بطن ها از حالت دپلاريزاسيون به حالت عادي باز مي گردند پتانسيل هايي توليد مي شود كه موج T را مي سازد. اين روند درحالت طبيعي حدود 23/0 تا 33/0 ثانيه پس از دپلاريزاسيون اتفاق مي افتد و به موج آن موج رپلاريزاسيون مي گويند.
امواج دپلاريزاسيون در مقابل امواج )( () ً )(، () () ً () )(.
() ً مي گويند، زيرا بر اثر گسترش رپلاريزاسيون بر روي فيبر ايجاد مي شود.
رابطه انقباض دهليزها و بطن ها با موج هاي الكتروكارديوگرام
براي شروع انقباض عضله، قبلاً بايد دپلاريزاسيون در تمام عضله پخش شود تا فرايندهاي جزوه اناتومی عضلات انقباض را آغاز نمايد. بنابراين موج P در شروع انقباض دهليزها و موج QRS در شروع انقباض بطن ها ايجاد مي شود. بطن ها تا چند هزارم ثانيه پس از وقوع رپلاريزاسيون يعني تا پس از خاتمه موج T منقبض مي مانند.
موج رپلاريزاسيون بطن عبارت است از موج طبيعي T در الكتروكارديوگرام. برخي از فيبرهاي عضله بطني معمولاً حدود 20/0 ثانيه پس از شروع موج دپلاريزاسيون، رپلاريزاسيون را آغاز مي كنند، اما اين زمان در بسياري از فيبرها تا 33/0 ثانيه طول مي كشد. بنابراين روند رپلاريزاسيون در طي يك دوره طولاني )حدود 13/0 ثانيه( صورت مي گيرد. به همين دليل موج T در الكتروكارديوگرام طبيعي اغلب طولاني است و برعكس، ولتاژ موج T تا حد قابل ملاحظه اي كمتر از ولتاژ كمپلكس QRS است، كه بخشي از آن به علت زمان طولاني موج T است.
دهليزها حدود 13/0 تا 20/0 ثانيه پس از موج P رپلاريزه مي شوند. اين واقعه درست همزمان با پيدايش موج QRS درالكتروكارديوگرام اتفاق مي افتد. لذا موج رپلاريزاسيون دهليزها موسوم به موج T دهليزي معمولاً به وسيله موج بسيار بزرگ تر QRSمحو مي گردد. به همين دليل موج T دهليزي به ندرت در الكتروكارديوگرام ديده مي شود.
انتشار جريان هاي الكتريكي در پيرامون قلب در سينه
شكل )3( عضله بطن را در درون سينه نشان مي دهد. حتي ريه ها كه قسمت اعظم آنها پر از هواست نيز الكتريسيته را به ميزاني حيرت انگيز هدايت مي كنند و مايعات ساير بافت هاي پيرامون قلب الكتريسيته راحتي از آن هم آسان تر هدايت مي كنند. بنابراين قلب در يك ً )(.
)( «» «» ً