کتاب نظریه سازمان ماری جو هچ فارسی
صبح روز بعد روستا برای ما دنیایی کاملا متفاوت بود. ما نه تنها دیگر نامرئی نبودیم، بلکه ناگهان در مرکز همه (ً ).
ً : «؟ ؟ ؟ () «() () ً ()، ً ً 
«» ً «» /
ً : ؟ : ؟ ؟ ؟ «»، ً ً «» ! این عکس با معکوس کردن رابطه بین ناظر و مشاهده شده به طرز طعنه آمیزی دیدگاه مدرنیستی انسان شناسی را زیر و رو می کند.
اگرچه یافتن نقاط توافق میان پست مدرنیست ها دشوار است، اما همه آنها به طرق مختلف دوست دارند تعاریف مدرنیستی از واقعیت را مانند عکس مالینوفسکی زیر و رو کنند.
این توضیح میدهد که چرا بسیاری از مردم پست مدرنیسم را انتقادی تجربه میکنند، اگرچه همانطور که عکس نشان میدهد، میتواند در هنر و تخیلی که مجوز میدهد بازیگوش و خلاق باشد.
براندازی مفروضات بنیادی مدرنیسم اغلب به اتهام نیهیلیسم منتهی میشود، اگرچه هدفی که اغلب ادعا میشود رهایی نوع بشر از کل ذهنیتها و شیوههای هژمونیک است.
از قضا پست مدرنیسم زمانی که قواعد جدیدی برای رفتار ابداع می کند که اخلاق پست مدرن را بر اهداف مدرن خود قرار می دهد، هژمونی خاص خود را به نمایش می گذارد.
کسانی که دیدگاه پست مدرنیستی را اتخاذ می کنند، مانند کسانی که طرفدار امر نمادین هستند، به واقعیت قابل تعریف عینی اعتقاد ندارند. از نظر معرفتشناختی، برای آنها دانستن در بهترین حالت امری ضعیف است که دستخوش بازنگری بیوقفه است. در بدترین حالت غیرممکن است، یک واهی، یا یک ً
() دیوید ادر، پزشک انگلیسی، مقاومت خود را در برابر ایمان مدرن به پیشرفت مستمر بشر با نام بردن از پیشرفت به عنوان یک اسطوره نشان داده بود. مانند مواردی که در زمان استعمار اتفاق افتاد.
اسطوره خواندن پیشرفت به این معناست که شخصیت آن را بهعنوان دگم مبتنی بر تبلیغات آشکار کند، نه محصول حقیقت علمی که توسط شواهد عینی تأیید شده است، همانطور که مدرنیستها ادعا میکنند.
روشهای پستمدرن امکان بیطرفی را که توسط مدرنیستها به عنوان مشخصه تبیین عینی مطرح شده است، انکار میکنند. در عوض، از همه کسانی که ادعای دانش دارند میخواهند تا در زمینه تلاشهای دانشآفرینی خود و نقشی که در آزادسازی و هدایت قدرتی که دانش میفرستد، تأمل کنند.
ژان فرانسوا لیوتار، فیلسوف و نظریهپرداز ادبی فرانسوی، در شرایط پسامدرن، پروژه روشنگری و اسطوره پیشرفت را به حمایت از یک روایت بزرگ متهم کرد، روایتی که از لحاظ فکری و سیاسی تمامیتخواهانه است، زیرا خط داستانی مدرنیستها را برای توجیه ارائه میکند. سرسپردگی به عقل به این دلیل که پیشرفت می آورد، ثروت می آفریند، ما را آزاد می کند و حقیقت را آشکار می کند.
حتماً به حروف بزرگ پست مدرنیست ها توجه داشته باشید تا بر قدرت ادعایی ایده های مدرنیستی که به آنها اشاره می کنند تأکید کنند. از نظر لیوتار، دانش و جامعه پیوند تنگاتنگی دارند زیرا نهادهایی مانند آموزش، تجارت و دولت بر اساس دانش تخصصی ایجاد میشوند که به نوبه خود روشهای خاصی از تفکر و عمل را مشروعیت میبخشد.
برای مثال، دانشگاهها اشکال خاصی از دانش (بهویژه علمی) را ارائه میکنند و کسبوکارها از هنجارهای غالب مدیریت (اغلب برای به حداکثر رساندن سود) استفاده میکنند، که انتظار میرود دانشجویان و کارمندان با () () ً : ؟ () ()، در آنها آگاه باشید.

نمودار سازمان
ادعاهای حقیقت، قدرت/دانش و صدا دادن
با پیروی از مفهوم بازی های زبانی ویتگنشتاین، لیوتار حقایق علمی را به عنوان توافقات درون جوامع دانشمندان برای واقعی دانستن برخی ادعاها تفسیر کرد.
او به این نتیجه رسید که هیچ حقیقتی نمی تواند وجود داشته باشد، فقط ادعای حقیقت دارد. کسانی که حق دارند تصمیم بگیرند که کدام ادعای حقیقت مورد احترام قرار گیرد، توانایی تسلط بر جامعه و بازی زبانی آن را دارند.
با این حال، لیوتار پیشنهاد کرد که ادعاهای حقیقت زمانی از بین میروند که ادعاهای دیگر، به طور گستردهتر پذیرفته شدهتر مطرح میشوند، یا زمانی که جامعه دیگری درگیر میشوند. در این دیدگاه، هیچ حقیقتی نمی تواند برای مدت طولانی دوام بیاورد.
اگر توزیع کنونی قدرت در یک جامعه، مجموعه دانشی را که در اختیار دارد به عنوان حقیقت تعیین کند، وقتی توزیع قدرت تغییر میکند، حقیقت تغییر میکند.28 از این منظر، مقاومت در برابر تغییر توسط قدرتمندان فعلی را میتوان در قالب تمایل به تغییر درک کرد. ارزش واقعی ادعاهای خود را حفظ کنید.
هنگامی که این گزاره را که قدرت در ایجاد دانش دخیل است را پذیرفتید، به راحتی می توانید نگرانی لیوتار را در مورد استفاده از قدرت برای ساکت کردن یا حذف کسی از یک جامعه درک کنید.
او خاموش کردن مخالفان را یک عمل توتالیتاریسم میداند و خاطرنشان میکند که این امر نیز زمانی اتفاق میافتد که جامعه هیچ رویهای برای ارائه یا درگیر شدن با آنچه متفاوت است نداشته باشد.
او مدعی شد که اگر دیدگاهها و ایدههای مختلف مسکوت بماند، راههای جدیدی برای تفکر یا عمل یک جامعه وجود نخواهد داشت. بنابراین، صدا دادن به سکوت پادزهری برای تمامیت خواهی است.
این باور که آزادی بیان، توتالیتاریسم را دفع می کند، یکی از دلایلی است که چرا بسیاری از نظریه پردازان انتقادی و برخی پست مدرنیست ها از دموکراسی حمایت می کنند و از کثرت گرایی دفاع می کنند.29 با این حال، بسیاری از پست مدرنیست ها استدلال می کنند که، در شکل گیری یک جاه طلبی مشترک برای سرنگونی گرایش های توتالیتر، شما در خطر هستید. ایجاد یک روایت بزرگ جایگزین که به جای سرنگونی خود امتیاز، فقط به یک گروه متفاوت امتیاز می دهد.
در نتیجه آنها خواستار ایجاد متون متعدد و تحمل همه تفاسیر متفاوت از آنها به عنوان راهی به سوی رهایی هستند.
گفتمان و شیوه های گفتمانی
عقاید لیوتار در مورد خاموش کردن اپوزیسیون از طریق آثار فیلسوف و نظریهپرداز اجتماعی فرانسوی میشل فوکو که تأثیرات اعمال قدرت از طریق هنجارگرایی را بررسی کرد، بازتاب مییابد.
فوکو استدلال کرد که دانش تایید شده ابزار اصلی برای اعمال قدرت است، زیرا تصمیم گیری در مورد اینکه چه کسی می تواند صحبت کند و چه چیزی می تواند گفت، تعیین می کند که چه چیزی به عنوان رفتار عادی تلقی می شود. نهادینه شده است.
فوکو تاریخ بیمارستانهای روانپزشکی و زندانها را مطالعه کرد تا بررسی کند که چگونه روانپزشکی و مددکاری اجتماعی دستهبندیهای مفهومی جنون و بزهکاری را ایجاد کردند که افراد برای درمان سازمانی در آنها طبقهبندی میشوند.
او ادعا کرد که با تبدیل جنون و بزهکاری به مشکلاتی که جامعه باید به آنها رسیدگی کند، روانپزشکان و مددکاران اجتماعی موقعیت های اجتماعی قدرتمند خود را ایجاد کردند که از طریق آن می توانند افراد خاصی را زندانی یا کنترل کنند تا از جامعه در برابر آنها محافظت کنند.
فوکو به طور مشابه به بررسی تاریخ نقد ادبی، روانشناسی پرداخت. روانکاوی، جامعه شناسی، انسان شناسی، جرم شناسی، علوم سیاسی و اقتصاد. او از ً //های نظریه گفتمان این است که وقتی افراد با یک گفتمان درگیر می شوند، هویت آنها با شکل گیری های گفتمانی آن سازگار می شود. به عبارت دیگر، هویت شما اثری از استفاده جامعه شما از زبان است.
برای نشان دادن، وقتی صحبت میکنید، به خود ارجاع میدهید (“من این کار را کردم یا آن کار”) و اینها همراه با آنچه دیگران در مورد شما میگویند (“شما تنبل هستید”) و در مورد دیگران (“او باهوش است”) به شما میدهد. این ایده که شما با جعل هویت خود وجود دارید، حتی اگر تأثیراتی که این اعمال بر شما و دیگران می گذارد، تنها اثرات ارجاعی زبان است.
فوکو با این استدلال به ایده بحث برانگیز خود رسید که فردیت فقط در دوران مدرن با خود انعکاسی شدن ما ظاهر شد و اگر از صحبت کردن درباره خود دست برداریم، دوباره «مثل صورت کشیده شده در شن» ناپدید خواهد شد. نتیجه شخصی گزاره فیلسوف آلمانی مارتین هایدگر: “در این قول چنین می شود که جهان ظاهر شده است.” به نظر فوکو، با اشاره نکردن به خود، «انسان» از گفتارهای تعریف کننده واقعیت ناپدید میشود، همانطور که در زمانهای قبل ظاهر شد.
برای اینکه درک سازمانی از ناپدید شدن انسان به شما داده شود، اهمیتی که برای مشتری در گفتمان مدیریت جریان اصلی وجود دارد در نظر بگیرید. توجه به مشتریان، در نتیجه تغییر موقعیت یا عدم تمرکز مدیر در واقعیت جعلی زبانی و گفتمانی آنها. آیا این حرکت زبانی میتواند دلیل تاخیر اخیر مدیریت با انبوهی از تعدیلهای مدیریتی باشد که در شرکتها ایجاد کرد؟
به طور مشابه، در حوزه مدیریت عمومی، شهروندان اخیراً از مدیرانی که به طور سنتی از پاسخگویی به نیازهای شهروندان با استفاده از قوانین و فرآیندهای بوروکراتیک بهعنوان دلایلی که باعث میشود کاری انجام نشود،