جزوه تایپ شده روانشناسی بازار و نقدینگی
امیر فرح آبادی و داوود امیرخانی دانشگاه پیام نور کاردانی کارشناسی ارشد خلاصه کتاب دانشگاه آزاد علمی کاربردی استخدامی رشته حسابداری
() ً ً (). ً -(). (ً ) (). «» ().
ً –
(«») : «” : “” : “ً ؟” : “ً » ().
؟ () ()، (؛ ). – - ً ().
(). () () () ().
() () ()، (). ()، (). (). (؛ ). و مردم آن را “صورت خندان” می نامند.
در چندین مورد، پزشکان شکنج دوکی شکل را در طی عمل جراحی اکتشافی تحریک الکتریکی کردند. با توجه به شدت و مدت زمان تحریک، نتیجه یا مشکل در درک چهره ها بود (چونگ و همکاران، 2013) یا اعوجاج واضح چهره ها. یکی از بیماران فریاد زد: «تو به شخص دیگری تبدیل شدی. صورت تو مسخ شد» (پرویزی و همکاران، 1391، ص 14918).
توانایی افراد در تشخیص چهره ها به طور قابل توجهی متفاوت است و دلیل آن فقط این نیست که برخی افراد اهمیتی نمی دهند یا توجهی نمیکنند. گفته میشود افرادی که مشکلات شدید دارند، به پروسوپاگنوزیا (PROSS-oh-pag-NOH-see-ah) مبتلا هستند که به معنای جزوه روانشناسی بازار و نقدینگی در توانایی تشخیص چهره است. این مشکل میتواند ناشی از آسیب به شکنج دوکی شکل، یا از عدم رشد کامل آن شکنج باشد. در برخی افراد شکنج دوکی شکل سمت راست به طور قابل توجهی کوچکتر از حد متوسط است و اتصالات کمتر از حد معمول با قشر پس سری دارد (گروتر و همکاران، 2007؛ لوهسه و همکاران، 2016؛ توماس و همکاران، 2009؛ ژانگ، لیو، و زو. ، 2015؛ زو و همکاران، 2011). در مقابل، اگر بتوانید چهرهها را راحتتر از حد متوسط تشخیص دهید، ممکن است پیوندهای غنیتر از حد متوسط بین شکنج دوکی شکل و قشر پس سری داشته باشید.
الیور ساکس، که به خاطر نوشتن در مورد مشکلات عصبی دیگران مشهور است، خود از بیماری پیشروی (prosopagnosia) رنج میبرد. به قول او، «تا زمانی که یادم میآید در تشخیص چهرهها مشکل داشتم. من در کودکی زیاد به این موضوع فکر نمی کردم، اما زمانی که نوجوان بودم، در یک مدرسه جدید، اغلب باعث خجالت می شد. . . . مشکل من در تشخیص چهره نه تنها به نزدیکترین و عزیزترینم بلکه به خودم نیز سرایت میکند. بنابراین، در چندین نوبت از اینکه تقریباً با یک مرد ریشدار بزرگ برخورد کردم عذرخواهی کردم، اما متوجه شدم که مرد ریشو درشت خودم در آینه بودم. وضعیت برعکس یک بار در یک رستوران اتفاق افتاد. پشت میز پیاده رو نشستم، به سمت پنجره رستوران چرخیدم و مثل همیشه شروع به مرتب کردن ریش هایم کردم. سپس متوجه شدم که آنچه به عنوان انعکاس خود در نظر گرفته بودم، آراستن خود نبود، بلکه نگاه عجیبی به من بود» (سکس، 2010، ص 37).
افراد مبتلا به پروسوپاگنوزیا میتوانند بخوانند، بنابراین حدت بینایی مشکلی نیست. آنها صدای افراد را تشخیص می دهند، بنابراین مشکل آنها حافظه نیست (فرح، ویلسون، درین، و تاناکا، 1998). علاوه بر این، اگر آنها مدلهای گلی صورت را احساس کنند، در تشخیص مشابه یا متفاوت بودن دو مدل گلی بدتر از سایر افراد هستند (کیلگور، دیگلدر و لدرمن 2004). مشکل آنها بینایی نیست، بلکه چیزی است که به روانشناسی بازار خاص به چهره ها مربوط میشود.
وقتی افراد مبتلا به پروسوپاگنوزیا به صورت نگاه میکنند، میتوانند هر یک از عناصر یک چهره را توصیف کنند، مانند چشمهای قهوهای، گوشهای بزرگ، بینی کوچک و غیره، اما چهره را بهعنوان یک کل تشخیص نمیدهند. اگر چهره ها را سریع و وارونه نگاه کنید، مشکل مشابهی خواهید داشت. به یک بیمار 34 عکس از افراد مشهور نشان داده شد و برای هر کدام دو شناسه انتخاب شد. او به تنهایی باید 17 مورد را به درستی شناسایی می کرد. او خاطرنشان کرد که به ندرت از تماشای فیلم یا برنامه های تلویزیونی لذت می برد زیرا در پیگیری شخصیت ها مشکل داشت. جالب است که فیلم مورد علاقه او بتمن بود که در آن شخصیت های اصلی بیشتر اوقات ماسک می زدند (لائنگ ).
ً ؟ ؟ (). (). (-). () ().
().
و چقدر سریع است. مغز برای انجام این محاسبات به سرعت و کارآمد تنظیم شده است.
قشر گیجگاهی میانی
دو ناحیه به ویژه برای درک حرکت مهم هستند: ناحیه MT (برای قشر گیجگاهی میانی) که به عنوان ناحیه V5 نیز شناخته میشود (شکل 5.27 را ببینید)، و یک منطقه مجاور، ناحیه MST (قشر گیجگاهی فوقانی داخلی). این نواحی بیشتر ورودی را از مسیر مغناطیسی دریافت میکنند (ناسی و کالاوی، 2006)، که الگوهای کلی، از جمله حرکت در مناطق وسیعی از میدان بینایی را تشخیص می دهد. با توجه به اینکه مسیر مغناطیسی به رنگ حساس نیست، MT نیز به رنگ حساس نیست.
اکثر سلولها در ناحیه MT زمانی که چیزی با سرعت خاصی در جهت خاصی حرکت میکند، به صورت انتخابی پاسخ میدهند (پرون و تییل 2001). سلول های MT شتاب یا کاهش سرعت و همچنین سرعت مطلق را تشخیص می دهند (شالاک، کرکلبرگ، آلبرایت 2007) و آنها به حرکت در هر سه بعد پاسخ می دهند (راکرز، کورمک و هاک 2009). منطقه MT همچنین به عکس هایی که متضمن حرکت هستند، مانند عکسی از افرادی که در حال دویدن هستند، پاسخ می دهد (کورتزی و کانویشر، 2000). روانشناسی بازار که تحریک الکتریکی ناحیه MT داشتند (در حالی که تحت بررسی های اکتشافی برای یافتن علت صرع شدید خود بودند) گزارش دادند که در طول تحریک، ارتعاشات یا سایر حرکات توهم را مشاهده کرده اند (راشکر و همکاران 2011). آنها همچنین به طور موقت در دیدن چیزی که واقعاً در حال حرکت است دچار اختلال میشوند (بکر، هارمایر، تاتاگیبا، و قره باغی، 2013). به طور خلاصه، فعالیت MT ظاهراً برای تجربه دیدن حرکت مرکزی است. روانشناسی بازار قسمت پشتی ناحیه MST به محرکهای پیچیدهتر، مانند انبساط، انقباض، یا چرخش یک صحنه بینایی بزرگ، همانطور که در شکل 5.32 نشان داده () (). ، ).
فهرست مطالب