جزوه تایپ شده مبانی هنر های تجسمی
غلامحسین نامی دکتر حلیمی آرمین هوفمان دانشگاه پیام نور علمی کاربردی آزاد کارشناسی ارشد رشته نقشه کشی معماری هنر گرافیک وحید –
: ()() ()
”” () ”” () 
؛ ؟ – تا به کمبودهای رفتاری مانند مشکلات انفعال یا مهارتهای اجتماعی بپردازند. اجتناب شناسایی میشود و به عنوان علت ریشهای چرخه افسردگی تلقی میشود؛ فعالسازی به عنوان راهحل آن ارزشمند است.
در تئوری ساده و ظریف ، اجرای فعالسازی رفتاری با بیماران افسرده و بیانگیزه در مطب دشوارتر است. درمانگران باید بیماران را در انجام فعالیتهای روزانه خود ترغیب ، آموزش ، تشویق ، مدل و گاهی همراهی کنند. به همین دلیل ، جلسات فعالسازی رفتاری معمولا دو بار در هفته در ابتدای درمان برگزار میشوند. به همین دلیل ، بیماران مخاطبین خاص نیز ممکن است در مراحل اولیه درمان برای کمک به فعالسازی درگیر شوند. با این حال ، سرخوردگی آشکار دیگران از بیمار افسرده و تلاش آنها برای کنترل متنوع بیمار باید به دقت تحت نظر قرار گیرد تا مشکل بدتر نشود.
کنترل محرک
تکنیک نهایی مقابله با رفتار درمانی که باید در نظر گرفته شود ، کنترل محرک است که از محرکهایی اجتناب میکند که رفتار مشکل را ایجاد میکنند و محرکهایی را وارد میکند که به رفتار جایگزین و سازگار اشاره میکنند. اگر میخواهید چربی را در رژیم غذایی خود کاهش دهید ، از رستورانهای فست فود و غذاهای میان وعده دوری کنید و به جای آن یادآورها و غذاهای سالم را در خانه خود قرار دهید. هنر های تجسمی که در فصل ۱ توضیح داده شد ما میتوانیم رفتار خود را به محیط تغییر دهیم و همچنین میتوانیم محیط خود را نیز تغییر دهیم. رفتار درمانی پیچیده به بیماران در انجام هر دو کار کمک خواهد کرد. محرک ، دستورالعملهای درمان بیخوابی را کنترل میکند و قدرت محیط را مهار میکند. این دستورالعملها همچنین به اصل کلیدی شرطیسازی تقابلی پایبند هستند: خلاف رفتار مشکل را انجام دهید. برای افرادی که از بیخوابی رنج میبرند ، مشکل این است که آنها خواب نیستند بلکه به هر حال در رختخواب میمانند. بنابراین ، تخت با بیداری و سرخوردگی همراه میشود و نه با جزوه مبانی هنر های تجسمی راحت. انجام متضاد در این مورد به این معنی است که وقتی خواب به سرعت نمیآید از تخت بیرون بروید و تخت را به عنوان نشانهای برای خواب تقویت کنید.
قوانین زیر دستورالعمل کنترل محرک را تشکیل میدهند: تنها زمانی که خوابآلود هستید دراز بکشید تا به خواب بروید. (این قانون تخت و اتاقخواب را به عنوان راهنما برای خواب تقویت میکند.) از تخت برای هیچ چیزی به جز خواب استفاده نکنید؛ در رختخواب نخوانید ، تلویزیون تماشا نکنید یا غذا نخورید. (این قانون ارتباط تخت را با فعالیتهایی که ممکن است در خواب تداخل داشته باشند تضعیف میکند.) اگر متوجه شدید که نمیتوانید به خواب بروید ، بلند شوید و به اتاق دیگری بروید. (این قانون ، تخت را از خستگی و برانگیختگی ناتوانی در خوابیدن جدا میکند.) تا جایی که دوست دارید بیدار بمانید و سپس به اتاقخواب برگردید تا بخوابید. اگر در عرض ۱۰ تا ۱۵ دقیقه به خواب نرفتهاید از تخت بیرون بروید. (هدف این است که به سرعت به خواب بروید.) اگر بیش از ۱۰ تا ۱۵ دقیقه در تخت هستید و به خواب نرفتهاید ، دوباره از تخت خارج شوید. این کار را هر چند وقت که لازم است در طول شب انجام دهید. برای هر روز صبح زنگ هشدار را تنظیم کرده و در همان زمان بیدار شوید ، صرف نظر از اینکه در طول شب چقدر خوابیدهاید. (این قاعده به بدن کمک میکند تا ریتم خواب ثابتی را به دست آورد.) در طول روز چرت نزنید. به طور معمول ، کنترل محرک مستلزم کمک به بیماران برای اجتناب از محیطهای پرخطر و افرادی است که از نظر تاریخی رفتارهای مشکل خود را محدود کردهاند. افراد در حال بهبودی از وابستگی به مواد مخدر آموزش میبینند تا از مکانها ، افراد و چیزهایی که مصرف مواد مخدر را تشویق میکنند ، اجتناب کنند. کنترل محرک همچنین شامل ایجاد نشانهها و یادآورهای جدید برای رفتار انطباقی و غیر مشکل است. برای مثال داشتن دوستان عاقل ، زندگی در محیطی عاری از مواد مخدر و خواندن مطالب درباره پرهیز. به بیان پاولف و والپ ، برخلاف رفتار مشکل خود عمل کنید و کاری کنید که محیط برای شما کار کند ، نه علیه شما.
کنترل وابستگی
رفتار انسان در ترتیب قابلپیشبینی رخ میدهد ، درست مانند A ، B ، C. تسریعکردن و تحریک B ، رفتار. پاولوف ، والپ و شرطیسازی تقابلی در درجه اول خود را با A ® B مرتبط میکنند (پیشایند رفتار را به دلیل شایسته جزوه مبانی هنر های تجسمی کلاسیک تحریک میکند). بعد از B به C میرسد ، پیامدهای انجام آن رفتار. بی. اف. اسکینر ، تعدیلکنندگان رفتار و کنترل وابستگی در درجه اول خودشان را با B * C لحاظ میکنند (رفتار بصورت گسترده توسط هنر های تجسمی آنها در نتیجه شرطیسازی عاملی مشخص میشود).
نظریه آسیبشناسی روانی
رفتار انسانی چه انطباقی و چه غیرانطباقی تا حد زیادی توسط پیامدهای آن کنترل میشود. مردم به طور مداوم به عنوان گونههای بیگانه و یا یک نژاد عجیب برچسب آسیبشناسی میزنند ، زمانی که در واقع رفتار آنها میتواند توسط همان اصول عامل توضیح داده شود که برای بیشتر رفتار انسان در نظر گرفته میشود. بنابراین ، پاسخهای ناسازگارانه مانند کوبیدن سر دردناک ، در صورتی که با نیروهای کمکی دنبال شوند ، افزایش خواهند یافت مانند توجه ویژهای که تنها در هنگام کوبیدن سر داده میشود. در مقابل ، پاسخهای ناسازگارانه به احتمال زیاد در صورتی که با مجازاتهای مشروط دنبال شوند ، کاهش مییابند به عنوان مثال عقبنشینی از یک رفتار خاص یا معرفی یک رفتار نفرتانگیز. رفتارهای ناسازگاری نیز به احتمال زیاد در زمانی که به طور مداوم بدون پاداش هستند ، کاهش مییابند و در نهایت در صورتی که هیچ گونه تقویتی رخ ندهد ، خاموش میشوند. تقویت و تنبیه مشروط بر پاسخهای خاص نه تنها بر احتمالات رفتارهای ناسازگارانه موجود بلکه بر توسعه پاسخهای جدید نیز تاثیر میگذارد. برای نشان دادن اکتساب یک پاسخ ناسازگارانه جدید ، اجازه دهید یک تجربه که من (JOP) به عنوان یک دانشجوی کارشناسی برای سرگرمی در یک کارناوال داشتم را مرتبط کنم. در حال قدم زدن با یک دوست مونث بصورت هنر های تجسمی دباغی را دیدم که از من خواست شانسم را در بازی قمار او امتحان کنم. اگر او به من گفته بود که آخرین جوابی که او میخواست این بود که پولم را به سرعت از کیف پولم در بیاورم ، به راه رفتن : حال محو کردن برانگیزندهها بود ، چون تمایل من به چرخاندن چرخ داشت قابلاطمینانتر میشد. خیلی زود من پول بیشتری به دست آوردم و ۵ امتیاز اینجا و ۵ امتیاز آنجا بردم. با این وجود ، پول من سریعتر از هر امتیازی بود که به آن وارد شده بود. در واقع او مرا شکل داده بود تا با شرط بندی سریع به او پاسخ دهم. به زودی ۱۹ دلار را در کیف پولم از دست دادم و تنها چیزی که باید نشان میدادم ۷۸۵ امتیاز بود. به عنوان یک متخصص روانشناسی ، سرم را تکان دادم و به این فکر افتادم که بی. اف اسکینر هیچ چیزی در این کارناوال ندارد و کبوترهای اسکینر هیچ چیزی بر من ندارند. تعجبی ندارد که قمار بازهای غیرقابل کنترل به این نکته علاقه دارند که اگر دفعه اول را از دست بدهید ، فروانروایی از طرف شما است و اگر دفعه اول هم برنده بزرگی شوید شیطان در طرف شما است. رفتار ناسازگاری در خلا رخ نمیدهد. برخی شرایط محیطی یا محرک ، موقعیت را برای رفتار تعیین میکنند. یک مرد تقریبا هر هفته زنش را در خانه کتک میزند اما ظاهرا در ملا عام با او مودبانه رفتار میکند. یک درمانجو تنها در فروشگاههای مجلل دزدی میکند اما هرگز در فروشگاه تخفیف نه. کنترلی که محیطها میتوانند بر روی رفتارهای ناسازگارانه داشته باشند تا حدی از این واقعیت ناشی میشود که محرکهای خاص به عنوان سیگنالهایی عمل میکنند که تقویت به احتمال زیاد پاسخی را هنگامی که پاسخ در آن موقعیت محرک خاص منتشر میشود ، دنبال میکند. اینها محرک تمیزی نامیده میشوند. محرکهای دیگر در خدمت این سیگنال هستند که تقویت زمانی که تحت این شرایط محرک خاص ایجاد شود ، پاسخی را دنبال نخواهد () ، () () ® ® : ”” 
: زیر است:
1. مشکل کلی را به صورت رفتاری بیان کنید ، از جمله پاسخهای ناسازگارانه و شرایطی که در آن رخ میدهند. این مرحله به عنوان عملیاتی کردن رفتار هدف شناخته میشود.
2. شناسایی اهداف رفتاری که شامل مشخص کردن رفتارهای هدف و این که آیا رفتارها باید افزایش ، کاهش یا تقویت شوند تنها زمانی که در موقعیتهای مناسبتر منتشر میشوند.
3. اقدامات رفتاری را توسعه دهید و اقدامات پایهای را به منظور تعیین اینکه آیا درمان موثر است ، انجام دهید. معیارهای پایه میزان پاسخها را قبل از شروع درمان نشان میدهد.
4. انجام مشاهدات طبیعت گرایانه که شامل مشاهده بیماران در محیط طبیعی خود به منظور تعیین احتمالات موجود و در نتیجه تقویت موثر برای یک بیمار خاص است.
5. اصلاح احتمالات موجود که شامل مشخص کردن شرایطی است که تحت آن چه تقویتی داده میشود و چه نداده نخواهد شد ، تقویتها چه خواهند بود و چه کسی آنها را مدیریت خواهد کرد.
6. با ادامه دادن به نمودار میزان پاسخها و مقایسه نتایج با معیارهای پایه برای تعیین اثربخشی درمان ، نتایج را بررسی کنید. تغییرات در درمان را میتوان در صورت لزوم انجام داد و درمان را میتوان در صورت تحقق اهداف رفتاری خاتمه داد.
کاربرد کنترل دلبستگی تا حدی با توجه به این که چه کسی و چه چیزی: چه کسی به طور موثری قادر به کنترل احتمالات است و چه نوع نتیجهای در حال کنترل است ، تغییر میکند. بنابراین روشهای کنترل دلبستگی را میتوان براساس (۱)کنترل سازمانی ، (۲)خود کنترلی ، (۳)هنر های تجسمی متقابل یا قرارداد ، (۴)کنترل درمانگر و (۵)کنترل اجتنابی طبقهبندی کرد.
کنترل سازمانی
این نوع مدیریت احتمالی زمانی نشان داده میشود که مدیران موسسات بیشترین تاثیر را در تغییر احتمالات داشته باشند. در گذشته ، بیمارستانها برای بیماران روانی مزمن ، مدارس آموزشی برای مجرمان ، موسسات برای افراد معلول از نظر رشد و کلاسهای درس برای دانش آموزان دچار مشکل اغلب تعداد کمی تقویت فراهم میکردند. بنابراین ، تماشای تلویزیون ، زمان تفریح و سفرهای میدانی مستقل از رفتار روزانه ساکنین داده شد. برخی از تقویتها مانند توجه ویژه کارکنان ، اغلب برای پاسخهای ناسازگارانه مانند رفتار سو استفاده از خود و یا رفتار پرخاشگرانه بیرونی داده میشدند. ساکنان انگیزه اندکی برای بهبود شرایط زندگی ، عادات بهداشتی یا رفتارهای اجتماعی خود داشتند ، زیرا بیشتر آنها مستقل از تلاشهای ساکنان به آنها کمک میشد.
همانطور که اصول عاملی برای رفتار ناسازگارانه اعمال میشد ، پزشکان مسئول بخشها یا کلاسها شروع به تقویت رفتارهای خاص از طریق استفاده از اقتصادهای ژتونی میکردند. ژتونها عوامل تقویتکننده نمادین مانند پولکهای پوکر یا نقاط روی برگه حساب هستند که میتوانند برای موارد تقویت مستقیم مانند هزینههای اجتماعی ، فعالیتهای تفریحی و غذاهای مورد علاقه مبادله شوند. یک اقتصاد شامل یک سیستم تبادل است که دقیقا تعیین میکند که ژتونها برای چه چیزی میتوانند مبادله شوند و نرخ تبادل یا چه تعداد توکن برای به دست آوردن موارد یا امتیازات خاص لازم است. اقتصاد همچنین رفتارهای هدفی را هنر های تجسمی میکند که میتواند توکنها را به دست آورد و نرخ پاسخ مورد نیاز برای به دست آوردن تعداد خاصی از توکنها برای مثال ایجاد تخت یک توکن را به دست میآورد و دو توکن را جزوه مبانی هنر های تجسمی برای یک شب در فیلمها مبادله کرد.
اگرچه ممکن است ایجاد یک اقتصاد ژتونی ساده به نظر برسد ، اما واقعا پیچیده است. بسیاری از قوانین باید برای یک اقتصاد موثر برای ؛ “” ؛ (! (تنظیمات مختلف اشاره دارد؛ نگهداری به زمان آینده اشاره دارد.)
خویشتن داری
در محدوده مقابل ، کنترل نهادی ، خویشتنداری است. به منظور اینکه درمانگران رفتاری خود را به کار گیرند ، باید اصول تحلیل تجربی رفتار را به مراجعان آموزش داد. آنها باید درک کنند که مشکلات خودمهارگری به دلیل ضعف اراده عرفانی یا شخصیت اخلاقی نیست بلکه به دلیل هنر های تجسمی ناکافی سوابق و پیامدهایی است که رفتار را کنترل میکنند. درمانجویان باید از ABCs تجزیه و تحلیل رفتاری ، از جمله قانون اصلی که جزوه مبانی هنر های تجسمی فوری کنترل بیشتری بر رفتار نسبت به عواقب به تاخیر افتاده اعمال میکنند ، قدردانی کنند. چاقی ، سیگار کشیدن ، مصرف الکل ، سبک زندگی کمتحرک و به تعویق انداختن رفتارهایی که پیامدهای مثبت آنی اما پیامدهای منفی بلند مدت دارند.
پس از یک دوره پایه که شامل ترسیم سوابق است که موقعیت را برای پاسخهای ناسازگارانه تنظیم میکند ، درمانجویان میتوانند شروع به طراحی مجدد محیط خود کنند. به عنوان مثال ، به بیماران مضطرب میتوان خودکنترل رفتار خوردن را آموزش داد ، که شامل محدود کردن شرایط محرک برای خوردن ، از تماشای تلویزیون ، خواندن روزنامه و بازدید از دوستان برای خوردن تنها با خاموش کردن تلویزیون است. درمانجویان در شروع محدود کردن پاسخهای غذایی خود به میز ، تعداد دفعات پرخوری را کاهش میدهند. همچنین درمانجویان از تحقیقی مطلع هستند که نشان میدهد برای بیشتر افراد چاق ، حضور غذا به جای گرسنگی ، مهمترین محرک برای خوردن است. سپس درمانجویان میتوانند در دسترس بودن غذاهای پرکالری را در محیط خود محدود کنند.
همچنین درمانجویان میتوانند رفتارهای ناسازگار با خوردن مانند پیادهروی ، پیادهروی یا دوچرخهسواری را افزایش دهند. هر چه بیشتر راه بروند و یا دوچرخهسواری کنند ، احتمال کمتری وجود دارد که آن:
فهرست مطالب